دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

گروه نخستین primary Group

No image
گروه نخستین primary Group

كلمات كليدي : گروه نخستين، فريس، شينر، گروه هاي اوليه، گروه هاي ثانويه

گروه عبارت است از تعدادی از افراد انسانی که بر اساس یک روابط متقابل و احساس همبستگی با یکدیگر همکاری و همیاری دارند. در یک تقسیم‌بندی کلی گروه‌ها به دو دسته اولیه و ثانویه تقسیم می‌شوند.

  جامعه‌شناسان، گروهی را که معمولاً خود به خود تشکیل می‌گردد و انگیزه‌های عاطفی بیش از اهداف سودجویانه عامل ویژه تشکیل آن است، گروه نخستین می‌نامند. گروه خانواده، همسایگان، و گروه‌هایی که به هنگام گذراندن فراغت و بازی تشکیل می‌شوند، گروه‌های نخستین هستند. این گروه‌ها وسعتی محدود دارند و تمامی افراد در درون آن‌ها یکدیگر را می‌شناسند و روابطی مستقیم با یکدیگر دارند. معمولاً دو نوع گروه‌های نخستین قابل تمییزند:

الف- گروه‌های طبیعی که انسان‌ها در آن‌ها جای می‌گیرند، بدون آن‌که بطور مستقیم درصدد جای گرفتن آن گروه‌ها باشند و یا آن‌که قصد جای‌گیری در آن گروه‌ها را داشته باشند، نظیر گروه خانواده، خویشاوندی، همسایگی و... .

ب- گروه‌های ناشی از پیوندی که افراد به جهت قرابت عاطفی و یا به خاطر اشتراک منافع با یکدیگر می‌بندند، نظیر باشگاه‌ها، انجمن‌های ورزشی یا فرهنگی.

  این تقسیم‌بندی نسبی است، زیرا می‌توان گروه‌هایی را که به عنوان مثال به هنگام گذراندن اوقات فراغت و بازی تشکیل می‌شوند، هم در نوع اول و هم در نوع دوم جای داد.

  این گروه‌ها را از آن رو نخستین می‌خوانند که اولین گروه‌هایی هستند که کودک به هنگام کارآموزی، در زمینه حیات اجتماعی، در درون آن‌ها جامی‌گیرد.

 گروه نخستین دارای پنج ویژگی است:

1-   پیوستگی و رویارویی

2-   ماهیت غیر تخصصی این پیوستگی

3-   پایداری نسبی

4-   شمار اندک اشخاص دست‌اندرکار

5-   صمیمیت میان شرکت کنندگان یا اعضای گروه

  برخی نویسندگان اخیر جویای آن بوده‌اند که تعریفی بر حسب معیار واحد ارائه دهند:

1- فریس برای تمایز گروه نخستین صمیمیت روابط میان اعضا را برمی‌گزیند که در قالب آگاهی گروهی و احساسی از «ما» بودن جلوه‌گر است.

2- شینر مفهوم گروه نخستین را با مفهوم «گروه غیررسمی» هم معنا تلقی کرده است و از این رو گردآمدن‌های ناپایدار حاوی صمیمیت اندک را در قلمرو آن جای می‌دهد.

 

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

در تاریخ علم می‌توان انفکاک‌های مختلف از فلسفه و ظهور رشته‌های علمی مجزا را ملاحظه کرد. ولی هریک از این رشته‌ها که بر فلسفه مبتنی هستند،
نسبت عقلانیت و دین

نسبت عقلانیت و دین

«عقل» و «عقلانیت» در طول تاریخ بشر وجوه گوناگونی داشته و در پیدایی، رشد و شکوفایی تمدن‌های بشری نقش بسزایی ایفا کرده به‌ طوری که بدون آن، تمدن‌سازی غیرممکن بوده است.
از دین گریزی تا دین ستیزی!

از دین گریزی تا دین ستیزی!

سکولاریسم‌ ‌که به مفهوم عرفی شدن و مستلزم جدا انگاری دین از سیاست و دنیاست از آنجا شروع شد که اندیشه وران غربی دریافتند که مسیحیت توانایی آن را ندارد در همه عرصه‌های زندگی انسان ایفای نقش نماید و بر این اساس، حوزه دین صرفاً باید محدود به زندگی فردی انسان و رابطه او با خدا باشد.
عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

مفهوم دوم از عرفی شدن، سکولاریسم است که عبارت است از «افتراق ساختاری میان ساخت سیاسی، از نهاد دین و به عبارت دیگر، عرفی شدن به این معناست که نهاد دین که دارای کارکردهای گوناگونی بوده به علت پیچیده شدن مناسبات زندگی اجتماعی و تخصیص نقش‌ها همچون سایر نهادها متمرکز شده و وظایف خود را واگذار می‌کند».
Powered by TayaCMS