دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

گروه های دو نفره و سه نفره Double and Traid Groups

No image
گروه های دو نفره و سه نفره Double and Traid Groups

كلمات كليدي : جورج زيمل، گروه هاي دو نفره، گروه هاي سه نفره، ميانجي

نویسنده : سمانه خالدی

 افراد برای شکل دادن به باورها و عقاید خود و همچنین برای چگونگی عملکردهای خود در عرصه‌های مختلف، خود را، با گروههایی متشکل از افرادی که عقاید و عملکرد آنها را نمونه می‌پندارند، مقایسه می‌کنند و از این طریق به ترسیم هویت خودشان می‌پردازند. این گروههای مورد مراجعه که از آنها پیروی می‌شود، «گروههای مرجع» نامیده می‌شوند. گروههای مرجع بدین لحاظ که الگوهایی را برای داوری و ارزیابی فرد از خود، تشکیل می‌دهند، اهمیت بالایی دارند. بنابراین افراد برای آنکه رفتار، استعداد، ظواهر بدنی، ارزشها و بسیاری دیگر از خصوصیتهای خود را بیازمایند و ارزیابی کنند، نیاز به معیارهایی دارند که از طریق گروه مرجع در اختیارشان قرار می‌گیرد.

الزامی وجود ندارد که فرد عضو گروه مرجع باشد، ولی باید ارزشها و هنجارهای آن گروه برای او پذیرفته شده و مقبول باشد تا بتواند خود را بر اساس آنها مورد داوری قرار دهد. از این رو گروههای مرجع را تحت عنوان گروههای داوری و استنادی نیز نام می‌برند.

اصطلاح «گروه مرجع» نخستین بار توسط "هیمن w.Hgman" مطرح گردید. وی در تعریف این اصطلاح می‌گوید:

«از آنجا که موقعیت، یا منزلت اجتماعی فرد از طریق موقعیت نسبی با افراد دیگر تعریف و توصیف می‌شود بنابراین تصور فرد از مقام و منزلت خود بستگی به گروه مخصوص از افراد دارد که وی خود را با آن مقایسه می‌نماید.»

 برخی دیگر از نظریه پردازان، نقش اصلی گروههای مرجع را برای کارکرد «ارزیابی خود» مؤثر می‌دانند و معتقدند که گروههای مرجع، تنظیم کنندۀ یک سری از عواملی هستند که نتایج آن فرایندهای خود ارزیابی است که فرد از طریق آنها ارزشهای گروههای دیگر را در یک چارچوب مقایسه‌ای می‌پذیرد.

 "هـ.کلی" نیز معتقد است گروههای مرجع دو کارکرد قابل تمایز دارند: یکی آنکه به ایجاد و تقویت استانداردهای شخص یاری می‌رسانند؛ دیگر آنکه به عنوان استاندارد و معیاری در مقابل سایر چیزهایی که فرد می‌تواند قیاس کند، به کار می‌رود. وی از این کارکرد اول با نام هنماری و از کارکرد دوم به عنوان کارکرد مقایسه‌ایِ گروههای مرجع یاد می‌کند.

"رابرت مرتن" تغییر اساسی‌ای در نظریه گروههای مرجع داد. وی گروههای مرجع را به دو دسته مثبت و منفی تقسیم کرد. منظور وی از گروههای مرجع مثبت، گروههایی است که هنجارهای آنها پذیرفته می‌شود و گروه مرجع منفی، گروههایی است که هنجارهای آن طرد می‌شود.

یک گروه مرجع ممکن است برای برخی افراد نقش مثبت و همان گروه برای افراد دیگر نقش منفی داشته باشد. گروه مرجع ممکن است در زمان حاضر برای فرد موجودیت نداشته باشد و متعلق به گذشته باشد؛ برای مثال معتقدان به مذهب معینی، پیشوایان دینی خود را که در گذشته بوده‌اند، اکنون نیز گروه مرجع به حساب می‌آورند و دیگر آنکه گروه مرجع، با گذشت زمان و تغییر مکان ثابت نمی‌ماند و نسبی است؛ برای مثال دانش‌آموزی که خود را با دانش‌آموزان قویتر مقایسه می‌کند، به نظرش نسبت به گروه مرجع، ضعیف‌تر است اما اگر خود را با دانش آموزان ضعیف‌تر از خود مقایسه کند بدیهی است ارزیابی او تغییر خواهد کرد.

 

مقاله

نویسنده سمانه خالدی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

در تاریخ علم می‌توان انفکاک‌های مختلف از فلسفه و ظهور رشته‌های علمی مجزا را ملاحظه کرد. ولی هریک از این رشته‌ها که بر فلسفه مبتنی هستند،
نسبت عقلانیت و دین

نسبت عقلانیت و دین

«عقل» و «عقلانیت» در طول تاریخ بشر وجوه گوناگونی داشته و در پیدایی، رشد و شکوفایی تمدن‌های بشری نقش بسزایی ایفا کرده به‌ طوری که بدون آن، تمدن‌سازی غیرممکن بوده است.
از دین گریزی تا دین ستیزی!

از دین گریزی تا دین ستیزی!

سکولاریسم‌ ‌که به مفهوم عرفی شدن و مستلزم جدا انگاری دین از سیاست و دنیاست از آنجا شروع شد که اندیشه وران غربی دریافتند که مسیحیت توانایی آن را ندارد در همه عرصه‌های زندگی انسان ایفای نقش نماید و بر این اساس، حوزه دین صرفاً باید محدود به زندگی فردی انسان و رابطه او با خدا باشد.
عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

مفهوم دوم از عرفی شدن، سکولاریسم است که عبارت است از «افتراق ساختاری میان ساخت سیاسی، از نهاد دین و به عبارت دیگر، عرفی شدن به این معناست که نهاد دین که دارای کارکردهای گوناگونی بوده به علت پیچیده شدن مناسبات زندگی اجتماعی و تخصیص نقش‌ها همچون سایر نهادها متمرکز شده و وظایف خود را واگذار می‌کند».
Powered by TayaCMS