دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حج؛ نماد رويكرد بنده به سوی خدا

No image
حج؛ نماد رويكرد بنده به سوی خدا

نويسنده: مرتضی پورشكيب

يکي از عبادات مهم اسلامي که زمينه هاي خلوص در آن قوي و بستر تقواي الهي است، حج خانه خدا است. اين عبادت همانند روزه انسان را در مسير کمالي و انقطاع از خلق و پيوستن به خالق ياري مي رساند. نويسنده در اين مطلب بر آن است تا يکي از ويژگي ها و آثار برجسته حج را تبيين کند.

***

انقطاع از غير خدا، کمال عرفان و معرفت

در آموزه هاي وحياني اسلام، بر حرکت جوهري نفس در مسير صيرورت کمالي بسيار تأکيد شده است. هر چند انسان از خاک و آب و گل (اعراف، آيه 12؛ اسراء، آيه 61) و يا نطفه بي مقدار و بي ارزش (کهف، آيه 37؛ مومنون، آيات 1 تا 14؛ يس، آيه 77؛ نجم، آيه 46؛ قيامت، آيه 37) ساخته شده، ولي در ادامه حرکت جوهري خود به انشاي الهي، خلقتي ديگر مي يابد که انسان را در مقام احسن المخلوقين و خداوند را در مقام احسن الخالقين بروز و ظهور مي دهد. (مومنون، آيه 14؛ تين، آيه 4)

خداوند در آيه 56 سوره ذاريات بيان مي کند که فلسفه آفرينش آدم و جن، عبادت و بندگي اش بوده است. هر چند، فلسفه همه آفرينش، عبادت الهي است و همه آفرينش، خواسته و ناخواسته در اين مسير هستند و بندگي خدا را مي کنند (فصلت، آيه 11)؛ اما از آن رو بر بندگي آدم و جن در آيه 56 سوره ذاريات تاکيد مي شود که اين دو موجود از نظر تکويني داراي اراده و اختيار و انتخاب هستند و مي توانند دو مسير متقابل کفر و ايمان و سپاس و کفران را بپيمايند. (کهف، آيه 29؛ انسان، آيه3)

بر اين اساس، انسان مي بايست به اراده و انتخاب خود راه عبوديت را بپيمايد و کسي او را مجبور به عبوديت نمي کند؛ اين عبوديت اختياري که از آن به عبوديت تشريعي در قبال عبوديت تکويني ياد مي شود، با اسلام آغاز و با ايمان تقويت و در تقواي الهي ظهور مي کند و نتيجه آن اقسام سه گانه يقين علمي و عيني وحقي است. (واقعه، آيه 95؛ تکاثر، آيات 5 و 7)

شکي نيست که عبادت موجودي به ظاهر غيبي چون خدا نيازمند شناخت و معرفت است؛ زيرا انسان تا معرفت و شناخت به چيزي نداشته باشد گرايش به آن پيدا نمي کند. اين معرفت و شناخت بايد جزمي و قطعي باشد تا انگيزه قوي در انسان ايجاد کرده و او را تشويق به عمل و حرکت کند و مقتضيات را ايجاد و موانع را از پيش رو بردارد.

البته براساس آيات قرآن، ظن اطميناني که از آن به علم عرفي نيز ياد مي شود، مي تواند انگيزه عبادت و بندگي انسان شود؛ يعني اين که انسان با علم عرفي و ظن اطميناني دريابد که خدا و قيامتي است و به انگيزه همين اطمينان علمي، اقدام به عمل عبادي مي کند. (بقره، آيات 45 و 46).

هرچه معرفت انسان به خداوند بيشتر باشد، عبادت انسان نيز رنگ و بويي ديگر مي گيرد؛ از همين رو با توجه به درجات و مراتب تشکيکي علم و معرفت، مي توان از درجات و مراتب عبادت سخن به ميان آورد. البته رابطه ميان معرفت و عبادت يک رابطه دو سويه است؛ يعني هر چه معرفت آدمي بيشتر باشد، عبادت بهتر و قوي تر خواهد شد و هرچه عبادت قوي تر شود، ميزان معرفت نيز افزايش مي يابد؛ زيرا ثمره عبادت، تقواي الهي است (بقره، آيات 21 و 179 و 183) و هرچه تقواي الهي بيشتر شود، علم و معرفت بشر نيز افزايش مي يابد. (بقره، آيه 282؛ انفال، آيه 29) پس ميان عمق معرفت و عبادات، رابطه دور تصاعدي برقرار است، به گونه اي که هرچه ميزان و درجه معرفت بيشتر شود، ارزش عبادت بيشتر خواهد بود؛ و به هر مقدار عبادت با شرايط و حالات بهتري انجام گيرد در تعميق معرفت و شناخت موثر مي باشد. بنابراين نبايد منتظر ماند تا شناخت عميق و کامل پيدا کنيم سپس به عبادت بپردازيم؛ بلکه اگر به هر چه مي دانيم عمل کنيم، از اين عمل، علمي زاده خواهد شد و ژرفا و عمق بيشتري نيز مي يابد.

انسان در مسير تصاعدي علم و عمل و معرفت و عبادت به جايي بايد برسد که جز خداوند هيچ موجودي را نشناسد و نبيند؛ زيرا وقتي به اين مرتبه از معرفت و علم مي رسد که همه هستي فقر وجودي نسبت به خداوند غني حميد دارند (فاطر، آيه 15) به طور طبيعي وجود و بقاي خويش را منوط به افاضه وجودي خداوند و نعمت هاي او خواهد دانست. بر همين اساس در صراط مستقيم عبوديت در بزرگراهي گام برمي دارد که تنها خداوند ظهور و بروز دارد و همه هستي، نشانه ها و مظاهر خداوندي هستند و بود و هست آنان به افاضه الهي است.

فرار به سوی خداوند، کمال انقطاع

خداوند در آيه 50 سوره ذاريات مي فرمايد: ففروا الي الله؛ پس به سوي خداوند فرار کنيد. در اين آيه جهت و سمت و سوي فرار، مشخص شده است. به اين معنا که انسان مي بايست در نهايت به سوي خدا فرار کند. اين فرار زماني رخ خواهد داد که انسان معرفت کاملي از خداوند و الله به دست آورده باشد و بداند که مثلاالله همان رب العالمين (فاتحه، آيه 2) و همان نورالسموات و الارض (نور، آيه 35) و هوالله احد و الله صمد (توحيد، آيات 2 و 3) و مانند آنهاست. در اين صورت است که مي بيند که خداوند همه هستي را پر کرده و جايي را خالي نگذاشته است و اينکه همه هستي مظاهر و شئونات الهي و بازتاب اسما و صفات خداوندي هستند. پس چنين عارفي تنها الله را ملجا و معاذ خود مي يابد که بايد به آن پناه برد و از او ياري خواهد و تحت ولايت و نصرت او باشد.

در اين آيه بيان نشده است که از چه چيزي بايد فرار کرد و تنها جهت فرار مشخص شده است. اين بدان معناست که از هر چيزي که غير الله بايد فرار کرد. چنين فراري است که آدمي را در جايگاه کمالي قرار مي دهد و به انسان اين امکان را مي بخشد تا خود را به جايي برساند که طبيعت او را به اجبار خواهد رساند.

به سخن ديگر، هر کسي بايد در مسير طبيعي و حرکت جوهري به سمت خداوند برود. (انشقاق، آيه 6) اين بازگشت به سوي خداوند مي تواند به سمت خداي جمال باشد يا خداي جلال؛ يعني بهشت يا دوزخ.

براساس آيه 156 سوره بقره همه در نهايت به سوي خداوند بازمي گردند؛ اما نوع بازگشت، بستگي به اعمالي دارد که انسان انجام مي دهد. انساني که معرفت و شناخت کاملي از خدا و خود داشته باشد، مي داند که بايد به خداي کمال بازگردد و از جمال الهي بهره برد. چنين فردي در طول زندگي کوتاه دنيا از غير خدا فرار مي کند و هميشه توجه اش به سوي خداوند است. اين گونه است که صيرورت (آل عمران، آيه 28) و انقلاب (اعراف، آيه 125) او بهترين ها خواهد بود.

پس هر انساني بايد تلاش کند تا با انقطاع از هرچه غير اوست، به خداوند متوجه شده و به سوي او فرار کند و دلبسته و وابسته به چيزي نشود.

حج، نمادی از فرار الی الله

براساس آموزه هاي قرآني، عبوديت حقيقي، ايمان به خداوندي است که مالک و پروردگار جهانيان است. ايمان بايد در سرتاسر زندگي و همه ابعاد وجودي فرد، خودش را نشان دهد و در زندگي فرد جز خداوند چيزي ديده نشود.

گريختن انسان به سوي خدا و گرايش به سوي کمال مطلق و انقطاع از غيرخدا، بايد تمام وجود شخص را در برگيرد. البته برخي اعمال از نظر تجلي و تاثير در اين گريزش و گرايش خود را بيشتر و بهتر نشان مي دهد. از جمله اين اعمال مي توان به حج اشاره کرد؛ زيرا حج ويژگي هايي دارد که بريدن و انقطاع از وطن، مال و فرزند و همسر از يک سو و پذيرش مشکلات و رنج هاي سفر و رهايي از بسياري از تعلقات در بستر مناسک حج و به ويژه محرمات آن خود را نشان مي دهد. اين گونه است که حاجي واقعي، حج و قصد خدا مي کند و مقصود حج همان طوري که از واژه برمي آيد قصد است. البته اين قصد هر چند که به ظاهر به سوي بيت الله و خانه خدا است، ولي در باطن به سوي امام و پيشوايي است که مظهر تجليات صفات و اسماي الهي بوده و به عنوان خليفه الله در مظهر ربوبيت قرار گرفته است. بنابراين، کسي که حج خانه خدا مي کند، به ديدار سنگ و چوب نمي رود، بلکه به ديدار صاحب خانه اي مي رود که مظهر آن خليفه الله و امام معصوم(ع) است و از راه آن به سمت خداوند حرکت مي کند. از همين رو در آيات قرآن از «ان الي ربک الرجعي؛ به راستي که رجعت به سوي پروردگار توست» (علق، آيه 8) و «ان الي ربک المنتهي؛ و به راستي که منتهاي سير به سوي پروردگار توست» (نجم، آيه 48) سخن به ميان مي آيد تا نشان دهد که مسير کمالي رجعت و نهايت سير هر چند خداوند و پروردگار جهانيان است ولي اين مسير از صراط مستقيم حقيقت محمدي(ص) مي گذرد.

در روايات است که هدف از زيارت خانه خدا چيز ديگري است. امام باقر(ع) فرموده است: انما امر الناس ان ياتوا هذه الاحجار فيطوفوا بها ثم ياتونا فيخبرونا بولايتهم و يعرضوا علينا نصرهم؛ مردم مامور شده اند بيايند دور اين سنگ ها طواف کنند سپس نزد ما بيايند و اعلام وابستگي و حمايت و ياري نمايند. (بحارالانوار، ج 96، ص 374)

پس هدف از حج، رهايي از تعلقات دنيوي و بلکه هرگونه تعلقات و دست يابي به پاکي و طهارت در قلب و روح و روان است که در آن جز خدا نيست. از همين رو مي توان حج را نمادي از گريزش به سوي خداوند دانست. بر همين اساس امام باقر(ع) درباره آيه شريفه «ففروا الي الله اني لکم منه نذير مبين» فرموده است: منظور از فرار به سوي خدا آن است که آهنگ حج کنيد. (معاني الاخبار، ص 222)

در اين روايت به خوبي معلوم مي شود که حقيقت فرار به سوي خداوند را مي توان در اعمال و مناسک حج ديد. پس کسي که حاجي مي شود بايد بداند به مفاد اين آيه عمل مي کند و مي خواهد به سوي خداوند گريزش و گرايش داشته باشد. اين گريزش همان طوري که از مفاد آيه به دست مي آيد بايد از همه چيز باشد و گرايش به سوي خداوند در اين گريزش تحقق يابد.

اگر حج واقعي انجام گيرد و انسان، حاجي واقعي و حقيقي شود، آنگاه اين انسان فقري به غنايي مي رسد که در اثر اتصال به خداوند به دست مي آورد؛ زيرا کسي که از غيرخدا منقطع شده و به خدا پيوسته به خداوند غني و حميد پيوسته است و از غناي الهي به غنا و بي نيازي مي رسد.

پس حاجي واقعي به سمت خداوند مي رود و گرايش به او دارد. اين گونه است که وفد و هياتي است که قصد خداوند کرده است و در مقامي برتر از ديگران قرار مي گيرد. امام صادق(ع) مي فرمايد: حاجي و عمره گزار وفد و هيات به سوي خدايند. پس اگر چيزي بخواهند به ايشان دهد، اگر او را بخوانند، پاسخ مي گويد. اگر شفاعت کنند. شفاعت ايشان را مي پذيرد، اگر سکوت کنند، با آنان آغاز سخن مي کند و در برابر هر درهمي که خرج کرده اند، يک ميليون درهم به آنان مي پردازد. (ملاذ الاخبار ج 2267)

اگر حاجي واقعاً حج واقعي و حقيقي را اراده کند از برکات آن بهره مند خواهد شد. حج همانند روزه، نوعي مهماني خداست. از امام صادق(ع) سوال شد: چرا روزه ايام تشريق «11-12-13 ذي الحجه» نامطلوب است.

حضرت فرمود: زيرا مردم، زائران خدا و مهمان وي هستند و شايسته نيست که مهمان در نزد ميزبان و کسي که به ديدارش رفته روزه بگيرد. (بحارالانوار ج 96 34)

به هر حال، حج با ويژگي هايي که در آيات و روايات بيان شده، نوعي گريزش به سوي خداوند است. از اين رو مي توان آن را کمال انقطاع انساني به سوي خداوند نيز ارزيابي کرد و حاجي واقعي را در اين مقام ديد و ستود.

روزنامه كيهان، شماره 21142 به تاريخ 5/6/94، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

هویت زنانه در تندباد تاریخ

هویت زنانه در تندباد تاریخ

✍️ سعید احمدی
سگ کی؟

سگ کی؟

✍️ سعید احمدی 
کارهای کثیف

کارهای کثیف

✍️ سعید احمدی 
الهیات جنگ...

الهیات جنگ...

یادداشت
Powered by TayaCMS