24 فروردین 1396, 0:13
بسياري از مردم بر اين عقيدهاند كه گفتار صريح و تند ميتواند باعث آزرده شدن طرف مقابل ميشود. به زبان سادهتر ميتوان گفت رك گويي هر چند از برخي جهتها ميتواند خوب باشد اما گاهي رك گويي باعث ميشود تا روابط ميان دو دوست يا فاميل از بین برود. در اين مقاله ميخواهيم بررسي كنيم كه آيا صراحت لهجه و رك گويي عمل خوبي هست يا نه؟
انسان بايد بكوشد همواره با مردم نيكو سخن بگويد و اين سفارش قرآن كريم است: «و با مردم نيكو سخن گوئيد».سخن نيكو گفتن به اين معناست كه نبايد به كسي اهانت، تحقير و توهين كرد يا به كسي فحش و سخن ناروا گفت يا به جاي سخن حق، سخن باطل را بر زبان جاري ساخت. يكي از رفتارهايي كه با زبان و سخن ارتباط دارد، «صراحت لهجه» و «قاطعيت در گفتار» است. «صراحت لهجه»؛ به معناي رُكگويي و به روشني سخن گفتن، در مقابل كنايهگويي است. صراحت لهجه و قاطعيت در گفتار؛ در برخي مواقع، خوب و پسنديده است و در برخي مواقع، بد و ناپسند. اما در همان مواقعي كه صراحت لهجه و قاطعيت در گفتار خوب و لازم است، نبايد در آن تعبير زننده و ركيك باشد و بايد عفت كلام حفظ شود. با كنايه سخن گفتن يا رُك و پوستكنده كلام خود را ادا كردن هيچ كدام به تنهايي و بدون توجه به شرايط پيراموني نميتواند مطلوبيت ذاتي داشته باشد. صراحت لهجه بايد در كنار راستگويي، اخلاص، بيپيرايگي، جوانمردي قرار گيرد؛ در اين صورت است كه فرد در صراحت لهجه و رُكگويي چيزي را كه در دل دارد پنهان نميكند و هر چيزي را كه در دل دارد بر زبان نميآورد. بر اين اساس، يك فرد مومن، همانگونه كه بر اساس مصلحت، سخني صريح بر زبان ميآورد، گاه نياز ميبيند كه با كنايه سخن خود را به مخاطبانش منتقل نمايد. پس بايد در هر موقعيتي، ابتدا شرايط را سنجيد و با توجه به شرايط، عكس العمل نشان دهد؛ آنجا كه رُك سخن گفتن اثر مثبت دارد رُك و صريح سخن گفت و آنجا كه احساس ميشود به كنايه بيان كردن مؤثرتر است با لبخند و در قالب كنايه حرف خود را بيان كرد؛ چرا كه گاهي اوقات، كنايهگويي، بهتر از ركگويي است. خلاصه بايد توجه داشت كه رُك سخن گفتن؛ به معناي صراحت لهجه و جسارت در بيان حقيقتي كه بيانش به مصلحت است، نه جسارت در بياحتراميبه ديگران يا بيان حقيقتي كه به مصلحت نيست. همين معيار، حد و مرز صراحت لهجه و رك سخن گفتن را مشخص ميكند. نكته ديگر درباره ركگويي اينكه گاهي در زندگاني روزمره ما، مواردي پيش ميآيد كه ناگزيريم در برابر خواسته كسي ايستادگي كنيم؛ زيرا بر آوردن آن خواسته يا اصلاً در توانايي ما نيست يا آنكه مستلزم زيان و خسراني خواهد بود. در اينگونه موارد چه بايد كرد؟ برخي به دروغ متوسل ميشوند. در حالي كه ميتوان در كمال ادب و صداقت، صراحت لهجه داشت و خود را از اين زيان رهايي بخشيد؛ مثلا اگر كسي از ما كمكي بخواهد كه براي ما امكان ندارد به او كمك كنيم، به طرف مقابل بگوييم كه من دلم ميخواهد به شما كمك كنم؛ اما متأسفانه انجام دادن اين خواسته از توانايي من خارج است و آنگاه ميتوان با نشان دادن راههاي ديگري طرف مقابل را راهنمايي كرد. اين حالت بهتر از آن است كه از روي رودربايستي كاري كنيم كه به زيانمان تمام شود. بهتر است از اينكه درباره خواسته طرف اقداميكنيم كه به ناكاميبينجامد، در اين صورت، به او خدمتي نكرده و خود را به دردسر انداختهايم.
اراده قوي و قاطعيت در كلام، دو ابزار مهم و اساسي براي پيشرفت اهداف پيامبران و امامان (ع) به شمار ميآيد و قرآن كريم اشارات فراواني بر استفاده پيامبران از اين دو ابزار دارد؛ مثلا حضرت ابراهيم (ع) در حالي كه نسبت به مردم رئوف و مهربان است اما با قاطعيت خاصي به آنان ميگويد: «اف بر شما و بر آنچه به جاى خدا ميپرستيد آيا نميانديشيد؟». رسول اكرم (ص) هنگاميكه مشاهده ميكند مشركان سخن حق را نميپذيرند، قاطعانه خطاب به آنان ميكند كه؛ «اى كافران (اى مشركان و بتپرستان مكه) ! آنچه را كه شما ميپرستيد هرگز من نميپرستم و نه هرگز شما پرستنده آن هستيد كه من ميپرستم و نه هرگز من پرستنده آنم كه شما ميپرستيد».نگاهي در سيره ائمه اطهار (ع) به ويژه امام علي (ع) نمونههاي فراواني از قاطعيت در گفتار آنها را در مقابل دشمنان نمايان ميسازد. آنان از بيان كلام حق باكي نداشتند و همواره به بيان اصول اسلام و تشيع و افشاگري ظلم ظالمان ميپرداختند. قطعا شخصيت حضرت امير مومنان على (ع) كه پرورش يافته دامن پيامبر اكرم (ص) و جانشين بر حق او است، داراي كمالات انساني و محاسن اخلاقي زيادي است. يكي از ويژگيهاي اخلاقي امام علي (ع) صراحت لهجه و رُكگويي آن حضرت است. اين در سيره عملي و سخنان آن حضرت به ويژه در امور حكومتي و محافظت از بيتالمال به خوبي ديده ميشود، در اينجا به نمونههايي از صداقت و صراحت لهجه امام علي (ع) در بجا مصرف كردن اموال عموميو بيت المال اشاره ميشود: امام على (ع) به اشعث بن قيس فرمود: «آنچه [از اموال بيت المال] بر عهده توست، ادا نما؛ وگرنه تو را با شمشير خواهم زد». او نيز آنچه بر عهدهاش بود، ادا كرد. امام على (ع) خطاب به زياد بن ابيه مينويسد: «به خدا سوگند ياد ميكنم، سوگندى راستين، كه اگر به من خبر رسد كه در ثروت مسلمانان خيانت كردهاى، كم يا زياد، چنان بر تو سخت بگيرم كه مال تو اندك شود، و بارِ هزينه عيال بر دوشت سنگينى كند و خوار و پريشانْ حال شوى. والسلام!».
گاهي اوقات ما از طرف مقابل سخني ميشنويم كه بسيار ناراحت ميشويم اما به خاطر ترس يا تعارف پاسخ او را نميدهيم و در وجود خود احساس ضعف و بيلياقتي ميكنيم و براي جبران اين شكست به عيبجويي از طرف مقابل و غيبت كردن از وي نزد ديگران روی ميآوريم كه اين خود يك گناه نابخشودني و بزرگ است و معنايش اين است كه من از يك شخص خاص ميترسم و جوابش را نميدهم و ملاحظه اش را ميكنم اما از خداوند بزرگ نميترسم و به خشم او به راحتي تن ميدهم. يادمان باشد كه هيچ كس بزرگتر از خداوند متعال نيست و از كسي به جز او نبايد ترسيد.
[1]. بقره، 83: «و قُولُوا لِلنّاسِ حُسْناً».
[2]. لغت نامه دهخدا، واژه «صراحت لهجه».
[3]. انبياء، 67: «أفٍّ لكمْ و لِما تعْبُدُون مِنْ دُونِا... أ فلا تعْقِلُون».
[4]. كافرون، 1 – 4.
[5]. أبو سعد الآبى رازي، منصور بن حسين، نثر الدر في المحاضرات، محقق: محفوط، خالد عبد الغني، ج 1، ص 198 – 199،دار الكتب العلميه، بيروت، چاپ اول، 1424ق.
[6]. شريف الرضي، محمد بن حسين، نهج البلاغه، محقق و مصحح: صبحي صالح، نامه 20، ص 377، هجرت، قم، چاپ اول، 1414ق.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان