دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ازلیت و ابدیت

No image
ازلیت و ابدیت

كلمات كليدي : ازليت، ابديت، سرمدي، حدوث، وجوب وجود

نویسنده : عبدالرضا آتشين صدف

ازلیت در لغت به معنای مسبوق نبودن به عدم و ابدیت به معنای جاویدان بودن است[1]. واژه‌های «قدیم» و «باقی» مترادف و معادل ازلی و ابدی هستند. همچنین کلمه سرمدیت معادل مجموع ازلیت و ابدیت است یعنی موجودی که نه مسبوق به عدم است و نه عدم بر او لاحق می‌شود، موجودی سرمدی است.

ازلیت و ابدیت از صفات ذاتی خداوند هستند نه از صفات فعل. بر این اساس همانند دیگر صفات ذاتی خداوند در ذات خود ازلی، ابدی و به عبارت دیگر سرمدی است. همچنین ناگفته پیداست که ازلی و ابدی دو اسم از اسماء حسنای خداوند سبحان هستند در صورتی که حالت مصدری این دو اسم یعنی «ازلیت» و «ابدیت» دو وصف از اوصاف او به شمار می‌روند.

در عرف متکلمین ازلیت و ابدیت خداوند به دو گونه تبیین و تفسیر شده‌ است:

1. برخی ازلیت و ابدیت خداوند را چنین بیان نموده‌اند که: خداوند در همه زمان‌ها وجود دارد؛ او در گذشته وجود داشته است، اکنون هست و در آینده نیز وجود خواهد داشت[2].

2. بر اساس تفسیر گروهی دیگر از متکلمین، خداوند اساسا فراتر از چارچوب زمان است و در عین حال بر زمان و موجودات زمان‌مند احاطه دارد[3].

نقد

الف) تفسیر اول، تلقی و برداشت عموم مردم و غالب متکلمان است اما روشن است که تنها تفسیر دوم از سرمدیت خداوند، برداشتی صحیح است زیرا مطلق بودن وجود خداوند بدین معناست که ذات او مقید به هیچ حد و قیدی حتی قید زمان نمی‌گردد.

ب) زمان از ویژگی‌های موجودات مادی و متحرک است در حالیکه ذات خداوند سبحان از مادیت و حرکت منزه است.

ج) لازمه چنین تفسیری آن است که خداوند موجودی زمان‌مند و مقید در چارچوب زمان باشد که بطلان و نادرستی آن آشکار است. چنانکه علامه طباطبایی می نویسد: «اگر خداى سبحان ازلى و ابدى زمانى بود، باید ذات مقدس او هم مانند همه زمانیات، هم در ذاتش و هم در احوالش متغیر باشد، چون زمان متغیر است، و نسبت به او نیز متجدد مى‌شود،»[4]

بر اساس تفسیر دوم، بودن خداوند در زمان گذشته و آینده امری مسامحه‌آمیز است. به عبارت دیگر به خاطر محدودیت‌های زبان، ناگزیر مسبوق نبودن خداوند به عدم به اینصورت بیان می‌شود که: هیچ زمانی نبوده است که خداوند وجود نداشته باشد. و همچنین جاویدان بودن خداوند و لاحق نشدن عدم بر ذات او در زبان و گفتار به این صورت بیان می‌شود که: خداوند در آینده و در همه زمان‌ها وجود خواهد داشت.

دلایل ازلیت و ابدیت خداوند

ازلیت و ابدیت خداوند هم از طریق براهین عقلی قابل اثبات است و هم از طریق ادله نقلی.

دلیل عقلی

1) برهان از طریق وجوب وجود: این برهان مبتنی بر پذیرش واجب‌الوجود و ضروری‌الوجود بودن خداوند است. واجب‌الوجود بودن خداوند بدین معناست که ثبوت وجود برای او ضروری و سلب وجود از ذات مقدس او ممتنع و محال است. بنابراین وجوب وجود خداوند مستلزم آن است که سلب وجود از ذات او در هیچ فرضی ممکن نباشد و این بدین معناست که ذات الهی نه مسبوق به عدم است و نه عدم به آن لاحق خواهد شد و این چیزی جز ازلی و ابدی بودن خداوند نیست. به بیان دیگر خداوند واجب الوجود بالذات است، و هر واجب الوجود بالذاتی باید قدیم و ازلی باشد، چون مفهوم واجب الوجود این است که: حقیقت آن قابلیت برای عدم را ندارد بنابراین واجب الوجود بودن با حادث بودن ناسازگار است[5].

خواجه نصیر‌الدین طوسی برهان مذکور را با این عبارت کوتاه بیان نموده است: « و وجوب‌الوجود یدل علی سرمدیته» یعنی وجوب وجود خداوند دلالت بر سرمدی بودن او می‌کند[6].

2) برهان از طریق نفی عدم از ذات خداوند: اگر قابلیت عدم در ذات خداوند راه داشته باشد، قابلیتش برای وجود و عدم یا مساوی است و یا جانب وجود اولویت دارد، صورت اوّل برای موجود شدن نیازمند مرجح است که واجب بالغیر می‌شود و با واجب الوجود بودن او نمی‌سازد؛ و در صورت دوم لازم می‌آید یک شی‌ء در عین حالی که ممکن است(قابلیت عدم و وجود را دارد) بالذات اولویت به سوی وجود را داشته باشد و این هم محال است[7]. توضیح آنکه اگر فرض کنیم که خداوند ازلی و ابدی نیست به این معناست که ذات او قابلیت عدم را دارد . این قابلیت به دو صورت قابل تصور است:

الف) به این صورت که وجود و عدم برای ذات خداوند مساوی باشد. یعنی خداوند در مقام ذات نه وجود برایش ضرورت دارد و نه عدم.

پر واضح است که اگر وجود و عدم برای خداوند ضروری نباشد حکم به ممکن الوجود بودن او نموده ایم و در این صورت خداوند نیز مانند هر ممکن الوجودی برای موجود شدن نیازمند به غیر خود است و بنابراین واجب الوجود بالغیر و محتاج به علت است در حالی که خداوند واجب الوجود بالذات و بی‌نیاز مطلق است.

ب) بدین صورت است که وجود برای ذاتش اولویت و ترجیح داشته باشد.

در این صورت با حکم به جایز بودن راه یافتن عدم در ذات خداوند حکم به ممکن‌الوجود بودن او نموده ایم و بنابراین لازم می آید که یک موجود ممکن الوجود در حالی که وجود و عدم برایش ضرورتی ندارد و نسبتش با این دو مساوی است، وجود برایش اولویت داشته باش .

بنابراین ذات خداوند سبحان ازلی و ابدی است و به هیچ وجهی عدم در ذات او راه نمی یابد.

3. برهان از طریق قاعده علیت: معدوم بودن موجودی در برهه‌ای از زمان، نشانه نیازمندی و ممکن‌الوجود بودن آن است و از آنجا که واجب‌الوجود خود به خود وجود دارد و نیازمند به هیچ موجودی نیست، همیشه موجود خواهد بود[8].

چنانکه واضح است در این برهان بر خلاف برهان اول از قاعده علیت استفاده شده است درحالی که برهان اول با تکیه بروجوب وجود خداوند به اثبات ازلیت و ابدیت او می پردازد.

دلیل نقلی

در برخی آیات قرآن خداوند اول و آخر خوانده شده است چنانکه فرمود:

«هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ» (حدید/3)

« اوّل و آخر اوست‌.»

از رسول اکرم(ص) روایت شده است که فرمود: «ناگزیر مردم از شما در باره خدا چیزهایى مى‌پرسند تا برسند به اینکه بپرسند: این خدا که شما مى‌گویید قبل از هر چیز بوده، قبل از او چه بوده؟ اگر سؤالشان به اینجا منتهى شد، بگویید: او قبل از هر چیز اول بوده، و نیز بعد از هر چیز آخر است، پس دیگر چیزى بعد از او نخواهد بود، و او ظاهر و ما فوق هر چیزى، و باطن و نهان‌تر از هر نهان است، و او به هر چیز دانا است»[9]

همچنین حضرت علی (ع) در خطبه اشباح در توضیح این دو اسم خداوند می‌فرماید: « [ خداوند] اولی است که قبل ندارد تا چیزی قبل از او باشد و آخری است که بعد ندارد تا چیزی بعد از آن باشد[10].» نیز فرمود: « پروردگارى که براى اول بودنش آغازى و براى همیشگى‌اش انجامى نیست، اولى است که زوال ندارد، و آخرى است که براى بقایش اجلى که سر آید نیست،»[11]

امام صادق (ع) نیز در حدیث مشابهی فرمود: «او اول است بدون اینکه چیزی قبل از او باشد و ابتدایی بر او پیشی گیرد و آخر است بدون اینکه پایانی داشته باشد... همواره بوده است و همیشه خواهد بود بدون اینکه آغاز یا پایانی داشته باشد[12].»

بنابراین، اولیت و آخریت خداوند به معنای ازلی و ابدی بودن اوست[13].

در برخی آیات قرآن نیز در خصوص ابدیت و فناناپذیری خداوند تاکید شده است چنانکه فرمود:

«کُلُّ شَیْ‌ءٍ هالِکٌ إِلاَّ وَجْهَهُ لَهُ الْحُکْمُ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُون‌» (قصص/88)

«همه چیز جز ذات (پاک) او فانى مى‌شود حاکمیت تنها از آن اوست و همه بسوى او بازگردانده مى شوید!»

و نیز:

« کُلُّ مَنْ عَلَیْها فانٍ وَ یَبْقى‌ وَجْهُ رَبِّکَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِکْرامِ» ( الرحمن/26و27)

«همه کسانى که روى آن [زمین‌] هستند فانى مى‌شوند، و تنها ذات ذو الجلال و گرامى پروردگارت باقى مى‌ماند!».

مقاله

نویسنده عبدالرضا آتشين صدف

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

چگونه در مهمانی‌ها رفتار کنیم؟

رعایت آداب مهمانی می‌تواند روابط برادرانه میان مۆمنان را مستحکم‌تر ساخته و در رشد تعالی اجتماع تأثیر بسزایی داشته باشد.
No image

نقش ابراز علاقه و معاشرت درست در اسلام

نسان علاقه دارد كه مورد علاقه و محبت دیگران باشد. اگر آن‏ دوستداران، محبت‏خود را آشكار كنند، محبوب هم به محبان‏ علاقه‏ مند مى‏ شود و این محبت دو جانبه، زندگیها را از صفا و صمیمیت‏ بیشترى برخوردار مى‏سازد. ما اگر بدانیم كه خدا دوستمان دارد، ما هم‏خدا را بیشتر دوست‏خواهیم داشت. اگر بدانیم و بفهمیم كه رسول‏ خدا(ص) و اهل بیت(ع) به ما شیعیان عنایت و محبت دارند و این ‏علاقه را بارها نشان داده و اظهار كرده‏اند، محبت عترت در دل ما بیشترخواهد شد.
No image

اخلاق معاشرت اجتماعی، نمونه ای از سبک زندگی اسلامی

نمونه های بسیاری از سیره ی ائمه ی معصوم علیهم السلام درباره ی تشویق و تحریض مؤمنان به دوستی و برادری با هم، ایجاد پیوند برادری و دوستی بین آنها، اصلاح اختلافات و رفع کدورت ها گزارش شده است.
No image

اخلاق معاشرت و ارتباط با خویشاوندان در اسلام

سنّتِ «صله رحم»، از نیکوترین برنامه های دینی در حیطه معاشرت است. گرچه شکل نوین زندگی و مشغله های زندگیهای امروزی، گاهی فرصت این برنامه را از انسانها گرفته است، ولی حفظ ارزشهای دینی و سنّتهای سودمند و ریشه دار دینی، از عوامل تحکیم رابطه ها در خانواده ها است. بویژه در مناسبتهای ملّی، در اعیاد و وفیات و آغاز سال جدید، فرصت طبیعی و مناسبی برای عمل به این «سنّت دینی» است.
No image

تحلیل یافته‌های الگوی دینی رفتارها در خانواده و نقش رسانه ملی

آنچه از امور فطری در بحث تربیت مورد نظر است و مبنای تربیت مطرح می‌شود، امور فطری در زمینه خواست‌ها و گرایش‌هاست. البته باید توجه داشت آن دسته از خواست‌های فطری مبنای تربیت قرار می‌گیرد که ویژه انسان است و امتیاز او بر حیوان به شمار می‌آید، نه آن بخش از خواست‌ها و گرایش‌ها که میان هر دو مشترک است؛ زیرا در این بخش، انسان مانند حیوان برای شکوفاسازی نیازی به تربیت ندارد.

پر بازدیدترین ها

No image

تحکیم خانواده از دیدگاه اسلام

حکمت غایی تشکیل خانواده و هدف نهایی اسلام از این همه تاکید بر تشکیل و تحکیم و تداوم آن، گسترش ارزشهای انسانی، انتشار آرمان‌های توحیدی و سرانجام، جهانی شدن اسلام است، و بقای نسل انسان، در واقع، مقدمه برای رسیدن به این هدف بزرگ است
No image

هدف از تشکیل خانواده

No image

سبک زندگی در خانواده اسلامی

مفهوم «سبک زندگي» از جمله مفاهيم علوم اجتماعي و علم جامعه شناسي و مردم شناسي است که اخيراً و در دهه اخير بسيار مورد توجه عالمان علوم اجتماعي و مديران فرهنگي قرار گرفته است؛ سبک زندگي معنايي است که از به هم تنيدگي و پيوند و نظام وارگي و شبکه اي بودن عوامل متعددي که در شيوه هاي زندگي يا اقليم هاي زيستن انسان تأثير مي گذارند، به وجود آمده است.
No image

تعریف خانواده از دیدگاه اسلام

اسلام خانواده را گروهی متشکل از افراد، دارای شخصیت مدنی، حقوقی و معنوی معرفی می کند که هسته اولیه آن را ازدواج مشروع زن و مردی تشکیل می دهد و نکاح عقدی است که براساس آن رابطه زوجیت بین زن و مرد برقرار شده و در پس آن طرفین دارای وظایف و حقوق جدید می شوند. ارتباط خویشاوندی در سایه نکاح پدید می آید ؛ اعضای آن دارای روابط قانونی، اخلاقی و عاطفی می گردند.
No image

راههاى خوش اخلاقى و رفع بداخلاقى در اسلام

درباره‏ى روابط اجتماعى، از خانواده گرفته تا جامعه، عمل به ارزش‏هاى دینى و اخلاقى بیانگر كرامت و ارزش والاى خود شخص است و نباید منتظر این بود كه عین این رفتار از طرف مقابل سر بزند، بلكه در هر شرایط وظیفه عمل به ارزش‏هاى به دست آمده است. هر چقدر رفتار و كردار منطبق با اصول ارزشى باشد، سیر پیشرفت و ترقى در مراتب انسانى آسان‏تر و سریع‏تر خواهد شد.
Powered by TayaCMS