دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تضایف

No image
تضایف

كلمات كليدي : تضايف، تقابل، بالقوه، بالفعل، موجود ذهني، موجود خارجي

نویسنده : احسان ترکاشوند(عضو هیئت علمی دانشگاه ملایر)

تضایف در لغت مصدر باب تفاعل و به معنای "تنگ شدن"، "کنار هم آمدن"، "ضیق شدن" و مانند آن است[1] و در اصطلاح فلاسفه[2]، یکی از اقسام تقابل است که بین دو امر وجودی برقرار است و در تعریف آن گفته‌اند:

"متضایفان دو امر وجودی هستند که تعقّل هر یک از آنها بدون تعقّل دیگری امکان پذیر نیست"[3]

این که گفته شده است "دو امر وجودی هستند"، به خاطر خارج کردن تقابل "تناقض" و "عدم و ملکه" از حیطۀ تعریف است؛ چون تناقص و عدم و ملکه بین یک امر موجود و یک امر معدوم برقرار است.

با قید "تعقّل هر یک از آنها بدون تعقّل دیگری امکان پذیر نیست» قسم دیگر تقابل، یعنی تقابل "تضاد"، از دائرۀ تعریف خارج می‌شود؛ چون در تضاد، تعقل هر کدام از متقابلان بدون تعقل دیگری امکان پذیر است. مثلاً تعقّل سفیدی و سیاهی بر یکدیگر متوقّف نیستند و این اختصاص به متضایفان دارد. زیرا متضایفان مبتنی بر نسبت متکررّی هستند که هر یک از آن دو نسبت، همراه با دیگری قابل تصوّر است؛[4] مثل دو صفت "بالا" و "پایین" که دو وصف متضایف‌اند و نسبت به یکدیگر معنا پیدا می‌کنند و هیچکدام بدون دیگری قابل فرض نیست یا نسبت "برادری" در مورد شخصی که به آن متصف می‌شود بدون وجود برادر دیگر معنا ندارد.

از جمله احکام تضایف آن است که دو امر متضایف در وجود و عدم، و قوه و فعل همتای یکدیگرند؛ یعنی اگر یکی از آن دو موجود باشد طرف دیگر نیز قطعاً موجود خواهد بود و اگر یکی از آنها معدوم باشد دیگری نیز معدوم می‌باشد. همچنین اگر یکی از آنها بالقوه باشد طرف دیگر هم بالقوه و اگر بالفعل باشد طرف دیگر نیز بالفعل است.

لازمۀ سخن فوق این است که دو امر متضایف همیشه همراه یکدیگرند. نه در ذهن و نه در خارج، هیچکدام بر دیگری پیشی نمی‌گیرد و به عبارتی، متضایفان از نظر وجود ذهنی و وجود خارجی همتای یکدیگرند. چنانچه یکی از آن دو، موجودِ ذهنی باشد طرف مقابل هم موجود ذهنی و اگر یکی از آنها موجود خارجی باشد طرف مقابل آن نیز موجود خارجی خواهد بود.[5]

ممکن است اشکال شود که این قید برای متضایفین که «ارتفاع دو امر متضایف محال است»‌، صحت ندارد. زیرا ما مواردی می‌یابیم که ارتفاع دو امر متضایف هم محال است مثلاً: علت و معلول، دو امر متضایف‌اند. در عین حال هر موجودی که فرض شود از یکی از این دو (علت یا معلول) خارج نیست، یا خالق و مخلوق که دو امر متضایف هستند و طبق این ادعا باید در این موارد، متضایفین مانند نقیضین باشند که اجتماع و ارتفاعشان با هم محال است.

در جواب گفته می‌شود: در مواردی مانند علت و معلول، یا خالق و مخلوق، اگر می‌بینیم ارتفاعشان محال است این به خاطر متضایف بودن این دو نیست بلکه به خاطر برهان عقلی‌ای است که بر این مطلب اقامه شده که موجودات یا علت‌اند یا معلول، نیز موجودات یا خالق‌اند یا مخلوق و همچنین در موارد دیگر نیز چنین است. اما صرف نظر از برهان عقلی، دو امر متضایف، ارتفاعشان ممکن است. مانند سنگ که نه پدر و نه پسر است یا واجب الوجود که نه فوق و نه تحت است. حاصل آنکه محال بودن ارتفاع دو امر متضایف در برخی از مثال‌ها و نمونه‌های جزئی مانند علت و معلول، خالق و مخلوق و... به خاطر متضایف بودن نیست بلکه به خاطر خصوصیتی است که در آن موارد وجود دارد؛ یعنی به خاطر برهان عقلی‌ای است که بر آن مطلب اقامه شده است. پس دو امر متضایف فی حد نفسه و صرف نظر از هر گونه برهان، ارتفاعشان جایز و ممکن است.[6]

مقاله

نویسنده احسان ترکاشوند(عضو هیئت علمی دانشگاه ملایر)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

پر بازدیدترین ها

No image

صدقه به فامیل واجبتر است یا دیگران؟!

نظر به این‌ که هر شخصی نسبت به بستگانش آگاهی بیشتری دارد و اگر در میان آنان شخص نیازمندی باشد وی را می‌شناسد بر این اساس، اگر همه ما به این وظیفه عمل کنیم دیگر در جامعه، نیازمند و فقیری موجود نخواهد بود.
No image

مبنای حسن معاشرت درنظام حقوقی خانواده

در تفکر اسلامی هر یک از زن و شوهر در قبال یکدیگر از حقوق متقابل و ویژه ای برخوردارند که از آن جمله می توان به حسن معاشرت اشاره داشت. از نظر قرآن کریم اساسی ترین اصل در رفتار و تعامل بین زوجین معاشرت به معروف است که صریحاً در آیه 19 سوره نساء تحت عنوان «و عاشرومن بالمعروف» بیان شده است.
No image

برخورد با همسر در اسلام

بر خلاف برخی تفکرات غلط و عوامانه و در حقیقت ظالمانه، در منطق اسلام زن برای مرد یک کنیز یا یک برده ویا کسی که کار منزل را انجام میدهد، واز بچه های شوهر نگهداری میکند نیست، بلکه به عنوان شریک شوهر ویار و همکار او در اداره امور زندگانی و تربیت فرزندان مطرح میباشد، لذا اسلام دستور فرموده که همسران باید از اذیت و بد زبانی و فحاشی به یکدیگر بپرهیزند.
No image

راهكارهای قرآنی برخورد با همسران و فرزندان نااهل

دشمنی زنان و فرزندان نااهل بر محور ایمان است: خداوند مؤمنان را خطاب قرار داده است و از جمله «عدو لكم» استفاده می شود كه فاصله و تضادی كه میان آنان و مؤمنین ایجاد می شود اختلافات خانوادگی معمول نیست بلكه اختلاف دینی است یعنی همسران و یا فرزندان نااهل رفتارهایی خلاف ایمان به خدا انجام می دهند.
Powered by TayaCMS