دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آزمون های هوش Intelligence tests

No image
آزمون های هوش Intelligence tests

كلمات كليدي : هوش، آزمون هوش بينه، آزمون هوش وكسلر، ماتريس هاي ريون، آز

نویسنده : طيبه خلج

هر کسی تصور می‌کند که می‌داند هوش یعنی چه؛ کلمه‌ای که در روز ده‌ها بار به‌کار برده می‌شود، اما تعریف کردنش بسیار دشوار است. دشواری تعریف هوش از اینجا ناشی می‌شود که مفهوم آن بر واقعیت بسیار پیچیده‌ای منطبق می‌شود و تحت جنبه‌های بسیار متفاوتی تجلی می‌کند. محققان قدیمی، هوش را یک عامل عمومی یا خصیصه‌ای می‌دانستند که در قالب طیف وسیعی از رفتارها نمایان می‌شود. اما روان‌شناسان بعدی اظهار داشتند که هوش، مجموعه‌ای از توانایی‌های نسبتا مستقل است. در دیدگاه اول، اشخاص بسیار باهوش از بسیاری جهات بر دیگران برتری داشتند در حالی که در دیدگاه دوم، ممکن بود اشخاص هوش منطقی بالایی داشته ولی هوش هنری آنان در سطح پایینی باشد. نکته مورد اختلاف دوم، قضیه وراثتی و تغییرناپذیر بودن هوش یا محیطی بودن و اصلاح‌پذیری آن است.[1]

به‌طورکلی می‌توان هوش را به صورت زیر تعریف کرد: توانایی سازگاری آگاهانه و فعال با موقعیت‌های تازه یا نسبتا تازه‌ای که فرد باید با آنها روبرو شود. از آنجا که این موقعیت‌ها ماهیت و پیچیدگی بسیار متغیری دارند، بنابراین می‌توان پیش‌بینی کرد که انواع هوش نیز باید همان تنوع و پیچیدگی را داشته باشند. زیرا به کمک انواع سازگاری‌ها و آزمون‌هایی که برای ارزشیابی عینی این سازگاری‌ها ساخته می‌شوند، تعریف می‌گردند.[2]

شاید پایاترین و برای مقاصد متعدد، معتبرترین آزمون‌های روانی، آزمون‌هایی باشند که هوش را اندازه‌گیری می‌کنند. آزمون‌های هوش به دو دسته آزمون‌های فردی و آزمون‌های گروهی تقسیم می‌شوند. این آزمون‌ها از نوع کلامی یا عملی هستند و یا در آن‌واحد هم آزمایش‌های کلامی دارند و هم غیرکلامی.

از انواع آزمون‌های هوش فردی، می‌توان آزمون استانفورد – بینه[1] و آزمون وکسلر[2] را نام برد. اولین آزمون هوش به صورت امروزی، توسط آلفرد بینه و همکارش سیمون[3] ابداع شد که مخصوص کودکان و نوجوانان بود و سن عقلی آنان را می‌سنجید. زیرا فرض او بر این بود که افراد از لحاظ هوشی با هم تفاوتی ندارند بلکه سرعت رشد ذهنی آنها با هم متفاوت است. مثلا رشد ذهنی یک کودک کودن از لحاظ کارکرد، برابر با ذهن کودکی است که در سن پایین‌تر از او قرار دارد. این روش پس از چندین بار تجدیدنظر، توسط ترمن[4] کامل و ارائه گردید که به آزمون هوش استانفورد – بینه شهرت یافت و بالاخره جدیدترین فرم تجدیدنظرشده آن در سال 1985 توسط ثرندایک[5] و هیگن تهیه گردید که سن عقلی را به‌‌طور کامل کنار گذاشته و به جای آن، ضریب هوشی استاندارد را قرار دادند.[3]

یکی دیگر از معروف‌ترین آزمون‌های هوش، آزمون وکسلر است. دو تفاوت عمده مقیاس وکسلر با مقیاس استانفورد – بینه، یکی به‌کار بستن مقیاس امتیازی به جای مقیاس سنی و دیگری وارد کردن مقیاس هوش عملی است. مقیاس هوش عملی شامل موادی است که به موجب آن، آزمودنی به جای آنکه تنها به سؤال‌های کلامی پاسخ بدهد، باید عمل معینی را نیز انجام دهد. گرچه این نوع تکالیف در آزمون استانفورد – بینه هم گنجانده شده‌اند، اما اولا این سؤال‌ها برای سنین پایین‌تر در نظر گرفته شده‌اند و ثانیا برای آنها نمره جداگانه‌ای در نظر گرفته نشده است. گنجانیدن مقیاس هوش عملی در این آزمون موجب می‌شود که تأثیر سوگیری‌های ناشی از زبان و عوامل فرهنگی و آموزشی در اندازه‌گیری‌های هوش کاهش یابد.[4]

گسترش دایمی آزمون‌ها برای اخذ نتایج مختلف مخصوصا در زمینه‌های تحصیلی و نظامی موجب رشد سریع آزمون‌های گروهی شده است. تعداد آزمون‌های گروهی بسیار زیاد است، اما همه آنها بعد از 6 سالگی یعنی عملا بعد از سن تحصیلی کاربرد دارد. چون این آزمون‌ها در برخی کشورها به صورت اجبار قسمتی از امتحانات ورودی را تشکیل می‌دهد، بنابراین الزاما باید به‌طور دایم سری‌های تازه‌ای تهیه شود تا از افشای محتوای آنها جلوگیری به‌عمل آید و این امر یکی از دلایل گسترش آنهاست. اولین آزمون‌های گروهی هوش، آزمون‌های گروهی ارتش آمریکاست. این آزمون‌ها هر چند که در اوایل جنگ جهانی دوم تجدید نظر شده است، هنوز هم موارد استعمال فراوان دارد. آنها به عنوان الگو برای تهیه اکثر آزمون‌های گروهی مورد استفاده قرار گرفته‌اند. آزمون‌های ارتش آمریکا در واقع دارای دو مقیاس است. یکی از مقیاس‌ها محتوای کلامی و دیگری ماهیت عملی دارد. مقیاس اول برای اندازه‌گیری میزان هوش باسوادان و مقیاس دوم برای آزمایش بی‌سوادان و کسانی که زبان انگلیسی بلد نیستند به‌کار می‌رود. از دیگر انواع آزمون‌های گروهی می‌توان ماتریس‌های ریون و همچنین آزمون نابسته به فرهنگ ریموند کتل را نام برد.[5]

پایایی[6] و اعتبار[7] آزمون‌های هوش

به‌طور کلی صاحبنظران معتقدند آزمون‌های هوشی که به درستی اجرا شوند از پایایی بالایی برخوردارند. معیاریابی دقیق و استفاده از نمرات تبدیل‌شده، در پایایی این آزمون‌ها نقش دارند. علاوه بر این، آزمون‌های هوش طوری طراحی شده‌اند که خصایص بادوام را بسنجند. اکثر آدم‌ها وقتی در مقاطع کوتاه زمانی آزمون هوش می‌دهند تقریبا نمره مشابهی می‌گیرند جز کودکان که انگیزش و همکاری، تأثیرات شدیدی بر نمرات آنان می‌گذارد. برای مثال بهره هوشی یک کودک 12 ساله به‌طور کلی شبیه بهره هوشی 13 سالگی اوست؛ البته بهره‌های هوشی بین 20 سالگی و 12 سالگی شباهت کمتری دارند هر چند هنوز هم به یکدیگر نزدیک‌اند.

اما اختلاف نظرها در مورد اعتبار آزمون‌های هوش بیشتر است. همان‌گونه که می‌دانید اعتبار در آزمون هوش یعنی اینکه؛ آیا آزمون‌های هوش واقعا همان‌گونه که ادعا می‌کنند، هوش را اندازه می‌گیرند؟ با توجه به تفاوتی که در تعریف روان‌شناسان مختلف در مورد هوش وجود دارد، آنها در مورد اعتبار آزمون‌های هوش نیز اختلاف نظر دارند. برای مثال گاردنر، پیاژه و همکارانش معتقد بودند هوش انواع مختلفی دارد و آزمون‌های هوش نمی‌توانند آن را اندازه بگیرند. به نظر گاردنر در فرهنگ آمریکایی فقط دو نوع مهارت‌های زبان‌شناختی و مهارت‌های منطقی و ریاضی ارزشمندند و آزمون‌های هوش موجود فقط این دو نوع هوش را اندازه می‌گیرند نه هوش "حقیقی" را. وقتی از آزمون‌های هوش در مورد اعضای سایر فرهنگ‌ها استفاده می‌شود، مساله اعتبار اهمیت خاصی پیدا می‌کند. به نظر برخی از صاحبنظران، آزمون‌های هوش در واقع ماده‌های یک فرهنگ هستند که درون بافت‌ها و چارچوب‌های نژادی، فرهنگی و اقتصادی – اجتماعی ساخته می‌شوند. در نتیجه خصوصیات نژادی، فرهنگی و اقتصادی – اجتماعی سازنده، اجرا کننده و گیرنده آزمون بر نتایج آن تأثیر گذاشته و اعتبار آزمون را تعیین می‌کند.[6]

کاربرد بالینی آزمون‌های هوش

آزمون‌های هوش، نقش مهمی در ارزیابی عقب‌ماندگی ذهنی و آسیب مغزی ایفا می‌کنند. علاوه بر این، آنها تنها آزمون‌های روانی هستند که معمولا در مورد کودکان آموزشگاهی به‌کار برده می‌شوند و تا اندازه‌ای نوع آموزشی را که آنها کسب خواهند کرد، تعیین می‌کنند.[7]

در حال حاضر، مقیاس‌های وکسلر در مقایسه با مقیاس استانفورد – بینه یا سایر آزمون‌های هوش در امور بالینی مصرف بیشتری دارند. نسخه تجدید نظر شده مقیاس هوش بزرگسالان وکسلر برای سنجش آن دسته از بزرگسالان تهیه شده است که بر اثر بیماری یا جراحت، برخی از کارکردهای شناختی خود را از دست داده‌اند. از چاپ سوم مقیاس هوش کودکان وکسلر برای شناسایی اختلال عصبی – روان‌شناختی یا ناتوانی در یادگیری استفاده می‌کنند. به نظر بسیاری از روان‌شناسان، آزمون‌های هوش، روشی برای جمع‌آوری مشاهدات رفتاری در شرایط ساخت‌دار نیز می‌باشند. آنها با اجرای این آزمون‌ها، طرز برخورد کودک با فشارهای روانی ناشی از اجرای آزمون، پاسخ‌های شفاهی وی و رفتارهای غیرکلامی و هماهنگی جسمی وی در حین اجرای آزمون را مورد مشاهده قرار می‌دهند.[8]

مقاله

نویسنده طيبه خلج

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS