دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آیت‌الله عمید زنجانی؛ حضرت امام اجتهاد را روشمند می‌دانستند

No image
آیت‌الله عمید زنجانی؛ حضرت امام اجتهاد را روشمند می‌دانستند آیت‌الله عمید زنجانی گفت: حضرت امام همیشه اصالت فقه را حفظ می‌کردند، نه از دیگران نظریه قرض می‌گرفتند و نه تحت تاثیر موج‌های تبلیغاتی بودند.
این استاد دانشگاه در گفت‌وگو با خبرگزاری دانشجویان ایران،ایسنا، افزود: با توجه به آشنایی‌ام با دیدگاههای اصولی و فقهی امام (ره) و این که یکی از کوچک‌ترین شاگردان حضرت امام که توفیق نزدیک به ده سال تلمذ را در خدمت ایشان داشته‌ام بودم، می‌توانم بگویم حضرت امام اجتهاد را دارای روشی خاص و به اصطلاح روشمند می‌دانستند و تاکید می‌کردند این اجتهاد روشمند باید به روال سنت فقهی سلف صالح باشد و تعبیرشان از این سنت دیرینه، اجتهاد روش فقاهتی جواهرالکلام بود، امام هم بر همان روالی که محقق حلی ، علامه حلی و شهیدین و محقق کرکی، مرحوم کاشف‌الغطا، شیخ انصاری ، صاحب جواهر و به همان ترتیبی که این محققان بزرگ فقه و استادان بنام فقه، اجتهاد را پیش می‌بردند، تاکید داشتند.
وی افزود: فقه به روال و روش سنتی بدین معنا نبود که از پاسخگویی به سوالات، نیازها و حوادث جدید متوقف شود و باز بماند، فقه سنتی به معنای روشمندبودن فقه به همان روالی است که در اصول مقرر شده و احکام فقهی باید از ادله اجتهادی که کتاب و سنت است استنباط و یا از ادله فقاهتی که اصول عملیه است استخراج شود، امام (رض) بر تعبدی بودن فقه اصرار می‌ورزیدند و به همین دلیل همیشه ادله اجتهادی را بر ادله فقاهتی مقدم می‌داشتند.
عمید زنجانی هم‌چنین با بیان این که دو عنصر ظاهرا متقابل و متضاد در اندیشه اجتهادی حضرت امام به چشم می‌خورد، گفت: یکی تقید امام بر تعبد و دومی پویا بودن فقه و به روز بودن آن بود. این دو عنصر به ظاهر با هم قابل جمع نبود، ولی امام با یک شیوه منطقی این دو را در شیوه اجتهادی‌شان جمع کرده بودند.
آیت‌الله عمید زنجانی تصریح کرد: مایه اصلی تقارن این دو عنصر در اندیشه اجتهادی امام طرح مساله زمان و مکان در فقه بود که قبلا این نظریه را مرحوم آیت‌الله بروجردی مطرح کرده بودند، ولی امام آن را عینی و عملا وارد فقه کردند.
وی افزود: از این طریق دو عنصر زمان و مکان تعبد فقه را با پویایی فقه قرین کردند که شاید برای بسیاری جای تعجب باشد که از یک سو امام فقاهت سنتی صاحب جواهر را مطرح می‌کردند و از سوی دیگر پیشتازبودن و از زمان جلوتر بودن را ، به هر حال در اندیشه اجتهاد امام فقه به روز و قادر می‌شود به تمام سوالات، نیازها و حوادث جدید پاسخ بدهد، البته کسانی هم بوده و هستند که این کار را از طریق التقاط انجام می‌دهند و یا رفتار عکس‌العملی دارند و تحت تاثیر حوادث قرار می‌گیرند، ولی روش امام با این دو جریان کاملا متفاوت بود، امام در عین این که به ظریف‌ترین و ریزترین مسائل زمان توجه داشتند و برای آن پاسخ صریح ارائه می‌کردند، همیشه اصالت فقه را حفظ می‌کردند، نه از دیگران نظریه قرض می‌گرفتند و نه تحت تاثیر موج‌های تبلیغاتی قرار می‌گرفتند.
منبع: خبرگزاری ایسنا

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS