دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

احساسات جمعی Collectiv feeling

No image
احساسات جمعی Collectiv feeling

كلمات كليدي: احساسات جمعي، احساسات مشترك، احساس، واگيري اجتماعي

نویسنده: سلیمان اکبری

احساس تجربه‌ای است که انسان بدون واسطه‌ای از صداها، رنگ‌ها، بوها و ... به دست می‌آورد.

 جمع، گروهی موقّت، ‌بی ساختار و بدون تقسیم نقش رسمی است که سلسله مراتب‌ قدرت در آن وجود ندارد و به اقتضای وضع یا حادثه‌ای خود به خود به وجود می‌آید و بر اثر واکنش روانی و واگیری اجتماعی، ‌دارای رفتار عاطفی متجانس می‌شود، مانند مسافرانی که با هم در یک هواپیما مسافرت می کنند، ‌که تنها وجه مشترک و برجسته میان آنها این است که همگی به طور اتفاقی، ‌در یک زمان و مکان، با انگیزه واحدی جمع شده‌اند.

بنابراین «احساسات جمعی» ‌عبارت است از احساس مشترکی که در جمعی به خاطر همدلی و یا به خاطر واگیری صرف پدید آمده است و به صورت رفتاری خود انگیخته، ‌هیجانی و پیش بینی‌ناپذیر ابراز می‌شود. این ابراز احساسات، واکنشی است در برابر متحرک خاصی که ممکن است شخص دیگر و یا حادثه معین آن را ایجاد کرده باشد.

ویژگی‌های احساسات جمعی:

 این احساسات مشترک جمعی ممکن است به صورت رفتارهایی همچون شورش، آشوب‌، ‌مد، هوس جمعی، ‌جنون،‌ اشاعه افکار عمومی و... ابراز شود. جمعی که در یک بازی فوتبال، ‌به دلیل پیروزی تیم مورد علاقه‌شان دچار هیجان می‌شوند، ‌نمونه ای از این احساس مشترک هستند. این جمع ممکن است به میدان سرازیر شوند، ‌بازیکنان مورد علاقه‌ خودشان را به دوش بلند کنند و به ابراز احساسات بپردازند.

یکی دیگر از ویژگی‌های احساسات جمعی این است که به محض این‌که جمعی به ابراز احساسات مشترک خود می‌پردازند، این واکنش هیجانی از شخصی به شخصی دیگر سرایت می‌کند و گسترش می‌یابد، ‌تا جایی که هویت شخصی و خویشتن‌داری افراد از بین می‌رود و افراد میان این جمع گمنام می‌شوند و رفتارهای غیر متعارف گوناگونی از آنها سر می‌زند که بدون تفکر و تامل است.

در چنین جمع‌هایی هوّیت افراد تحت‌الشعاع هویت جمع قرار می‌گیرد، ‌به راحتی تلقین پذیر می‌شوند، ‌به خصوص اگر تلقین آمرانه و با قاطعّیت بیان شود.

"نیل اسملسر" جامعه‌شناس، شش شرط را به عنوان عوامل و شرایطی که موجب می‌شود چنین جمع‌هایی به ابراز احساسات مشترک خود در قالب رفتارهایی؛ چون شورش ‌آشوب، ‌مد و ... بپردازند، ذکر کرده است: ‌زمینه ساختاری، ‌فشار ساختاری، ‌باور تعمیم یافته، ‌عوامل شتاب دهنده بسیج برای اقدام، عملیات کنترل اجتماع.

برای نمونه، ‌در جوامعی که ابراز اندیشه، مباحثات، ‌عدالت خواهی، ‌تظاهرات و مبارزه سیاسی ممنوع است، رشد و نمو و بیان خود‌انگیخته قوای حسّی، هیجانی و فکری افراد جامعه محدود و سرکوب می‌شود.

این وضعیت زمینه مساعدی را برای پرورش رفتار خود انگیخته درمیان افراد جامعه فراهم می‌سازد. یا هنگامی که در نقطه‌ای از پایتخت، تظاهراتی بر ضد گرانی صورت می‌گیرد، ‌پلیس وارد عمل می‌شود و به زد و خورد با تظاهر کنندگان می‌پردازد. دو نفر کشته و عده‌ای دستگیر می‌شوند. با انتشار این خبر،‌ احساس نارضایتی مشترک درمیان افراد جامعه برانگیخته می‌شود و در نتیجه این حادثه چاشنی یک شورش عظیم می‌گردد که هیچ نیرویی نمی‌تواند در برابر آن ایستادگی نماید.

مقاله

نویسنده سلیمان اکبری

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS