دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اسلام آوردن حضرت علی (ع)

No image
اسلام آوردن حضرت علی (ع)

كلمات كليدي :حضرت علي (ع)، اولين مسلمان، مسجد الحرام، مأمون، يحيي بن اكثم، خديجه (س)

نویسنده : یدالله حاجی‌زاده

پیشوای اول شیعیان جهان، حضرت علی (ع) در روز جمعه سیزدهم ماه رجب سال 30 عام الفیل، در شهر مکه و در بیت الله الحرام (خانه کعبه) دیده به جهان گشود.[1] افتخار تولد در خانه کعبه، نصیب کسی جز آن حضرت نشده است.[2] پدر بزرگوارش حضرت ابوطالب و مادر گرامی‌اش فاطمه بنت اسد بن عبد مناف می‌باشد.[3]

حضرت علی (ع) از همان اوان کودکی افتخار شاگردی رسول خدا (ص) و تربیت در دامان آن حضرت، نصیبش شد. مورخان نوشته‌اند: در دوران کودکی علی (ع)، سالی در مکه قحطی و خشک سالی شد. ابوطالب مردی عیالوار، و از نظر مالی در مضیقه و فشار بود. حضرت محمد (ص) به عموی خویش عباس، که وضع اقتصادی نسبتاً خوبی داشت، پیشنهاد کرد:

«بیا نزد برادرت ابوطالب برویم و هر یک از ما سرپرستی فرزندی از او را بر عهده بگیریم....»

بنابراین پیامبر، علی (ع) را و عباس و جعفر را به خانه خویش بردند.[4]رسول خدا (ص) با قبول این مسئولیت محبت‌های ابوطالب و همسرش فاطمه بنت اسد را که در کودکی از وی حمایت شایسته‌ای کرده بودند،[5]جبران می‌کرد. حضرت علی (ع) خود در نهج البلاغه به این مطلب اشاره کرده است. آن حضرت می‌فرماید:

«پیامبر (ص) مرا در وقتی که کودکی بودم در کنار خود پرورش داد...من همانند بچه شتری که دنبال مادرش می‌رود، از او پیروی می‌کردم. او هر روز نشانه آشکاری از اخلاق نیکویش برای من آشکار می‌نمود و مرا به پیروی از آن امر فرمود...»[6]

پس از اینکه رسول خدا (ص) به پیامبری مبعوث شد، حضرت علی (ع) (از مردان) اولین کسی بود که به آن حضرت ایمان آورد. تقریباً تمام مورخان و مفسران و محدثان بر این امر اتفاق دارند که آن حضرت پس از خدیجه دومین نفری است که به پیامبر (ص) ایمان آورده است. مورخان نوشته‌اند: پیامبر اکرم (ص) روز دوشنبه به رسالت مبعوث شد و علی (ع) روز سه شنبه با آن حضرت نماز خواند.[7]

در حدیثی از پیامبر (ص) آمده است:

«اَوّلکم وروداً عَلَی الحوض، اَوّّلکم اِسلاماً عَلی بن اَبیطالب»[8]

«نخستین کسی که در روز رستاخیز با من در کنار حوض (کوثر) ملاقات می‌کند، پیش قدمترین شما در اسلام، علی بن ابیطالب است»

در حدیث دیگری که عمر آن را از رسول خدا (ص) نقل کرده آمده است:

«اَنتَ یا عَلی اَوّل المؤمِنینَ ایماناً وَ اَوّلهم اِسلاماً»[9]

«علی جان تو اولین کسی هستی که ایمان آوردی و اظهار اسلام کردی»

حضرت علی (ع) می‌فرماید:

«آن روز اسلام جز به خانه پیامبر (ص) و خدیجه (س) راه نیافته بود و من سومین نفر آنها بودم»[10]

مورخان به جریان ورود پیامبر اکرم (ص) به همراه خدیجه (س) و علی (ع) به مسجد الحرام و نمازگزاردن آنها اشاره کرده‌اند. عباس بن عبدالمطلب خطاب به "عفیف بن قیس کندی" که از دیدن این صحنه متعجب شده بود، گفت:

«...در روی زمین کسی جز این سه نفر از این دین (دین اسلام) پیروی نمی‌کند»[11]

اینها همه نشانگر این است که حضرت علی (ع) پس از خدیجه (س) اولین کسی بوده که آئین مقدس اسلام را پذیرفته است.

سید هاشم رسولی محلاتی می‌نویسد:

«بیش از هفتاد حدیث از علمای اهل سنت در این باره نقل شده که حضرت علی (ع) نخستین مردی بوده که به رسول خدا (ص) ایمان آورده است. و مرحوم علامه امینی در کتاب الغدیر آنها را نقل کرده است.»[12]

نکته‌ای که در اینجا باید به آن توجه شود این است که سن حضرت علی (ع) در این زمان بنابر قول مشهور ده ساله بوده است. عده‌ای هم سن حضرت را 12 سال ذکر کرده‌اند و این با توجه به روایاتی است که سن حضرت را در هنگام شهادت 65 سال ذکر کرده‌اند.[13]‌

کمی سن حضرت سبب شده است، عده‌ای کوته فکر بر این امر خرده بگیرند و ایمان حضرت را کم ارزش تلقی کنند.

شیخ مفید (ره) می‌گوید:

«برخی کمی سن آن حضرت را هنگام اسلام آوردن عیب شمرده‌اند و گفته‌اند: علی (ع) در آن زمان بالغ نبوده است. ...کمی سن منافاتی با کمال عقل ندارد. بلوغ در احکام شرعیه معتبر است نه در احکام عقلیه! چنانکه خدای تعالی در داستان حضرت یحیی فرمود:

"ما حکم نبوت را در کودکی به او دادیم"[14]

همچنین حضرت عیسی (ع) که در کودکی به پیامبری رسید.»[15]

مرحوم شیخ مفید (ره) در کتاب ارشاد نیز چنین آورده است:

«و از آیات و نشانه‌های خدای تعالی درباره امیرالمؤمنین علی (ع) کامل بودن خرد و عقل او، سنگینی وقارش و معرفت او به خدا و رسول او با اینکه به حسب ظاهر خردسال بود، می‌باشد. زمانی که رسول خدا (ص) او را به دین خود دعوت کرد، و زمانی که تصدیق و اقرار از او خواست، در زمره کودکان بود... علی (ع) در آن زمان به گفته بیشتر مورخین ده سال داشت. پس کامل بودن عقل او و پیدا کردن معرفت به خدا و پیغمبرش، نشانه روشنی بود از خدای تعالی در او، که بر خلاف عادت بود. و بدین وسیله خداوند مرتبه والای او را نزد خود بیان فرمود...»[16]

مأمون نیز در مناظره خویش با "یحیی بن اکثم" می‌گوید:

«این خانواده (اهل بیت) در میان همه مردم، مخصوص به فضیلت و برتری گشته‌اند. و کودکی و خردسالی، مانع ایشان از کمال نیست. آیا ندانسته‌اید که رسول خدا (ص) دعوت خویش را با خواندن و دعوت کردن از علی بن ابیطالب آغاز کرد. و علی (ع) در آن هنگام ده ساله بود....و جز علی (ع) کس دیگری را رسول خدا (ص) در آن سن به دین اسلام دعوت نفرمود...»[17]

در پایان با ذکر گفتاری از "ابن ابی الحدید" کلام خویش را به پایان می‌بریم.

مرحوم علامه محمدکاظم قزوینی به نقل از ابن ابی الحدید معتزلی می‌نویسد:

«من در مورد بزرگ مردی که در ایمان به خدا و پیمودن راه هدایت و نجات، بر همگان پیشی جسته، چه بگویم؟

او زمانی به خدای یکتا ایمان آورد و اسلام خویش را با صدای رسا اعلام کرد، که همه مردم خدای یکتا را انکار می‌کردند و در برابر بت‌های سنگی و چوبی کرنش می‌کردند. هیچ کس از مردم توحیدگرا جز پیامبر (ص) بر او پیشی نگرفت. و او به همه ارزشها آراسته و در انجام کارهای شایسته، پیشتاز و پیشگام بود.»[18]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS