دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اشتباه در تطبیق

بدترین مردم کسی است که سربار دیگران باشد. (برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
اشتباه در تطبیق
اشتباه در تطبیق

اشتباه در تطبیق

گاهی امر بر انسان مشتبه می شود و «کَلّ بر مردم بودن» را «توکل» می پندارد. در حالی که بر اساس روایات، بدترین مردم کسی است که سربار دیگران باشد: «ملعون من ألقی کَلَّه علی الناس»[1] و از این رو برخی از علمای دین کَلِّ بر مردم بودن را حرام دانسته اند.

انسان نباید در مسافرت و حالات دیگر مزاحم و سربار دیگران باشد و با همراه نداشتن زاد و توشه، به عنوان توکل خود را بفریبد، چنانکه گفته اند: برخی در سفر حج بدون زاد و توشه حرکت می کردند و بر این عقیده بودند که انسان متوکل بر خدا نیازی به زاد و توشه ندارد.

البته آنچه گفته شد، در باره متوسطان از مؤمنان است و گرنه حساب اوحدی از انسانها از دیگران جداست و ممکن است انسان به جایی برسد که ره توشه او همان توکل بر خدا باشد و اصلا به اسباب عادی اعتنا و اعتماد نداشته باشد، چنانکه حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام) در برخی جنگها بدون زره به میدان می رفتند و یا برخی شبها به تنهایی به گشت‌زنی می پرداختند و هنگامی که قنبر، غلام آن حضرت، سِرّ آن را پرسید، فرمودند این حاصل یقین است: «عن أبی عبدالله (علیه السلام): کان قنبر غلام علی یحبّ علیّاً (علیه السلام) حبّاً شدیداً فإذا خرج علی صلوات الله علیه خرج علی إثْره بالسیف فرآه ذات لیلة، فقال: یا قنبر ما لَکَ؟ فقال جئت لأمشی خلفک یا أمیرالمؤمنین. قال: ویحک أمن أهل السّماء تحرسنی أو من أهل الأرض؟ فقال: لا بل من أهل الأرض. فقال: إنّ أهل الأرض لا یستطیعون لی شیئاً إلاّ بإذن الله من السّماء فارجع فرجع»[2]. گاهی انسان براثر یقین چنان اعتماد و توکلی پیدا می کند که منطق او ﴿إن مَعِی ربّی سیهدین﴾[3] است ولی گاهی در حال عادی به سر می برد و باید هر یک از «توکل» و «تسبّب» را در جای خود حفظ کند؛ یعنی، در همه بخشهای کار و در همه کارهای خود هم اهل توکل بر خدا باشد و هم اسباب لازمِ فعل را فراهم کند.

    منبع :
  • برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن –تالیف : آیت الله جوادی آملی ج11/صص 369-370
    پی نوشت:
  • [1] . بحار، ج 74، ص 140.
  • [2] . اصول کافی، ج 2، ص 59.
  • [3] . سوره شعراء، آیه 62.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS