دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اصحاب فیل

No image
اصحاب فیل

كلمات كليدي : قرآن، اصحاب فيل، ابرهه، پرندگان، عبدالمطلب، قريش، كعبه

نویسنده : محبوبه محجوب , سيد جواد موسوي

اصحاب از ماده‌ی "صحب" در لغت به معنای ملازم و همراه (انسان، حیوان، مکان یا زمان)[1] و جمع صاحب می‌باشد.[2]

اصحاب فیل گروهی بودند که از دیار خود به قصد تخریب کعبه معظمه حرکت کردند، اما خدای تعالی با فرستادن مرغان ابابیل، و با ریزش کلوخهای سنگی بر سر آنان، هلاکشان نموده و به صورت گوشت جویده درآورد.[3]

علت نامگذاری به اصحاب فیل

پادشاه یمن، شخصی به نام "ابرهه" که قصد ویران کردن کعبه را داشت، ابتدا یکی از فرماندهان سپاه نجاشی در فتح یمن بوده، که با کشتن فرمانده بزرگ سپاه، حاکم یمن شد. ابرهه برای خوش خدمتی نزد نجاشی، کلیسایی بسیار با شکوه و مجلّل بنا کرد که ‌نظیری نداشت و هدف او از این بنا، از رونق انداختن خانه‌ی خدا (کعبه)، مرکز و کانون حج ابراهیمی بود و از سویی فراخوانی مردم جزیره‌ی عربستان و جاهای دیگر، به سوی کلیسا بود. به همین منظور، مبلّغان بسیاری به اطراف و در میان قبایل عرب و سرزمین حجاز فرستاد. اما اعراب که سخت به مکه و کعبه علاقه داشتند و آن را از آثار بزرگ «ابراهیم خلیل» می‌دانستند، احساس خطر کرده، و طبق نقلی کلیسا را آتش زدند، در مقابل ابرهه سخت خشمگین شده و تصمیم به ویرانی کعبه گرفت و لذا سپاه عظیمی فراهم کرده که برخی از سوارکاران، بر فیل سوار بوده، و عازم مکه شدند؛ وقتی نزدیک مکه شدند، ابرهه افرادی را فرستاد تا شتران و اموال اهل مکه را غارت کنند، که در این میان دویست شتر نیز از عبدالمطلب غارت شد.[4]

فلذا خدای متعال در قرآن از آنها به عنوان «اصحاب فیل» نام برده است:

«ألَمْ تَرَ کَیفَ رَبّکَ بِأصحابِ الفیلِ»[5]

«آیا ندیدی پروردگارت با اصحاب فیل چه کرد؟»

این قصه از آیات و معجزات بزرگ الهی است که کسی نمی‌تواند انکارش کند؛ برای اینکه تاریخ نویسان آن را مسلّم دانسته و شعرای دوران جاهلیت در اشعار خود از آن یاد کرده‌اند.[6] و همچنین اهمیت این حادثه‌ی بزرگ به اندازه‌ای بود که آن سال را «عام الفیل» نامیدند که مبدأ تاریخ عرب شد.[7]

در مورد تاریخ این واقعه نیز برخی آن را 40 سال قبل از تولد پیامبر اکرم و برخی 23 سال قبل می‌دانند؛ ولی اکثر علماء برآنند که عام الفیل همان سالی بود که رسول اکرم در آن سال متولد شد.[8]

نقش عبدالمطلب در داستان اصحاب فیل

ابرهه به بزرگ مکه، "عبدالمطلب" پیام فرستاد که او برای جنگ نیامده بلکه فقط قصد ویرانی کعبه را دارد. «عبدالمطلب» نزد ابرهه رفته و گفت: شتران مرا که غارت کرده‌اید، آنها را به من برگردانید. ابرهه حیرت زده گفت: من از ویران کردن کعبه می‌گویم و تو از من شترانت را می‌خواهی؟ عبدالمطلب در جواب گفت: من صاحب شترانم؛ اما آن خانه خود صاحبی دارد که از آن دفاع می‌کند! این سخن ابرهه را تکان داده و در فکر فرو برد.

بعد عبدالمطلب به مکه برگشته و در خانه‌ی خدا مشغول راز و نیاز و مناجات با خدای خویش شد و طولی نکشید که نصرت الهی شامل حالشان گردید.[9]

از این اخبار استفاده می‌شود که حضرت عبدالمطلب مقام ولایت و وصایت را از جدش ابراهیم داشته و حجت وقت بوده و با علم خدادادی، این پیشامدها را می‌دانسته؛ چون‌که زمین خالی از حجت نخواهد بود.[10]

توطئه‌ی اصحاب فیل و شکست آنها

بعد از توطئه‌ی سپاه ابرهه جهت حمله به خانه‌ی خدا و نقشه‌ی تخریب آن، خداوند متعال نقشه‌ی آنها را برآب کرده و حتی این توطئه، موجب گمراهیشان شد:

«ألَمْ یجْعَلْ کَیدَهُمْ فی تَضلیلٍ»[11]

«آیا نقشه‌ی آنها را در ضلالت و تباهی قرار نداد؟»

مراد از "کید" سوء قصدى است که آنان درباره‌ی مکه داشتند و قصدشان تخریب بیت‌الله‌ الحرام بود که خداوند حیله‌ی آنان را در تضلیل قرار داده و نقشه‌ی آنان را نقش بر آب ساخته و زحماتشان را بى‌نتیجه ساخت. آنها راه افتادند تا کعبه را ویران کنند، ولى در نتیجه‌، خودشان هلاک شدند.[12]

یعنی بعد از دقایقی که سپاه ابرهه از کوه سرازیر شد، پرندگانی از سوی دریای احمر فرا رسیدند که هر کدام سنگریزه‌هایی در منقار و دو پنجه خویش داشتند، که این سنگریزه‌ها را بر سر لشکر فرو ریخته و آنها را هلاک نمودند. این مجازاتی بسیار بزرگ با سنگریزه‌هایی بسیار کوچک بود که موجب وحشت بین سپاه و فرار آنها به سوی یمن ‌شد، ولی به یمن نرسیده و همه در بین راه ‌مردند؛ خود ابرهه نیز مجروح شده و او را با وضع عجیبی به یمن بردند تا عبرت همگان شود، اما طولی نکشید که ابرهه در یمن مُرد.[13]

نتیجه اینکه، داستان اصحاب فیل به قدری مهم است که خداوند در قرآن یک سوره به آن اختصاص داده و هدف از بیان این واقعه را عبرت گرفتن مردم تصریح نموده و پیامبر خویش را مورد خطاب قرار داده و ‌فرموده:

«أَلَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصحَْابِ الْفِیل»‌[14]

«آیا ندیدى پروردگارت با فیل سواران [لشکر ابرهه که براى نابودى کعبه آمده بودند] چه کرد؟!»

این معجزه‌ای مشهود و محسوس، جهت تنبه و عبرت گیری است؛ تا مردم به طاعت و عبادت خدا روی آورند.[15]

نابودی و هلاکت اصحاب فیل

خداوند در سوره‌ی مبارکه‌ی فیل بعد از بیان شکست کلی و به هم ریختن نقشه‌ی اصحاب فیل، به شرح ماجرا پرداخته و نوع عذاب آنها و اسباب نابودیشان را به صورت خیلی زیبا و موجز به تصویر کشیده است:

«وَ أرْسَلَ عَلَیهِمْ طیراً أبابیلٍ»[16]

«و بر سر آنها پرندگانی را گروه گروه فرستاد.»

"ابابیل" نام پرنده‌ی خاص نیست و "طیراً أبابیل" یعنی: پرندگانی فوج فوج در دسته‌های پراکنده، بر سر آنها فرود آمدند. پس کلمه‌ی "طیراً" به معنای جنس پرندگان است، نه به معنای مفرد پرنده.[17]

«تَرْمیهم بِحِجارةٍ مِن سِجّیل»[18]

«که با سنگهای کوچکی آنها را هدف قرار می‌دادند.»

"سجیل" در لغت آمیخته‌اى از سنگ و گل را گفته‌اند؛ فلذا اصل آن فارسى بوده که معرّب (تبدیل به عربی) شده است.[19] و در رابطه با سنگهایی که بر سر اصحاب فیل بارید، دو مطلب هست:

یک. آن سنگها به هر که اصابت می‌کرده، بدنش را سوراخ نموده و می‌کشت.

دو. با باریدن آن سنگها میان لشکر ابرهه مرض حصبه و آبله پیدا شد، که عده‌ای به حالت مرض به زمین افتادند و برخی مردند. این جریان موجب فرار آنها شده و نتوانستند در آنجا بمانند.[20]

اصحاب فیل با تمام شوکت و قدرت آمده بودند تا خانه‌ی خدا را ویران سازند، و خداوند با لشگرى به ظاهر بسیار کوچک و ناچیز، آنها را درهم کوبید؛ پس فیلها را با پرنده‌هاى کوچک، و سلاحهاى پیشرفته آن روز را با سنگریزه از کار انداخت، تا ضعف و ناتوانى این انسان مغرور و خیره‌سر را در برابر قدرت الهى ظاهر و آشکار سازد[21].

در ادامه، آنها را به زراعت و برگی که دانه‌اش خورده شده و کاه آن باقی مانده، تشبیه نموده است:[22]

«فَجَعََلَهُمْ کَعَصْفٍ مأکُول»[23]

«در نتیجه آنها را همچون کاه خردشده قرار داد.»

منظور این است که اصحاب فیل بعد از هدف‌گیرى مرغان ابابیل یا به صورت جسدهاى بى‌روح در آمدند، و یا سنگ‌ریزه‌ها، با شدت حرارتی که داشتند، اندرونشان را سوزانید.[24]

آثار و برکات ناشی از هلاکت اصحاب فیل

1. الفت و امنیت:

«لایلَافِ قُرَیش إِیلَافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتَاءِ وَ الصَّیفِ‌»[25]

«(کیفر لشکر فیل‌سواران) بخاطر این بود که قریش (به این سرزمین مقدس) الفت گیرند (و زمینه ظهور پیامبر فراهم شود)؛ الفت آنها در سفرهاى زمستانه و تابستانه (و بخاطر این الفت به آن بازگردند)! »

بعد از بیان و شرح نابودى اصحاب فیل و لشکریان "ابرهه"، در اولین آیه‌ی سوره‌ی قریش که در واقع تکمله‌اى براى سوره‌ی فیل است، مى‌فرماید: ما لشکر فیل را نابود کردیم، و آنها را همچون کاه درهم کوبیده شده متلاشى ساختیم تا قریش با این سرزمین مقدس الفت گرفته و مقدمات ظهور پیامبر اسلام فراهم گردد. منظور از "الفت" که به معنى اجتماع توأم با اُنس، انسجام و التیام بوده، ایجاد الفت میان قریش و سرزمین مقدس مکه و خانه‌ی کعبه است؛[26] و منظور از" رحلت قریش" مسافرت آنان از مکه به بیرون براى تجارت است‌. با این بیان معلوم شد که خداوند به قریش این عزت و احترام را ارزانى داشت تا با کوچ زمستانى و تابستانى مانوس شده و امر معاش آنها بگذرد؛[27]چرا که قریش و تمام اهل مکه به خاطر مرکزیت و امنیت این سرزمین در آنجا سکونت گزیدند و بسیارى از مردم حجاز هر سال به آنجا ‌آمده و مراسم حج بجا مى‌آوردند و با مبادلات اقتصادى و ادبى و... از برکات مختلف این سرزمین استفاده مى‌نمودند.[28]

2. تجارت و امنیت:

«إِیلَافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتَاءِ وَ الصَّیفِ»[29]

«الفت آنها در سفرهاى زمستانه و تابستانه (و بخاطر این الفت به آن بازگردند)!»

مسافرت قریش از مکه به بیرون شهر جهت تجارت بوده؛ چون این شهر در دره‌اى خشک و سوزان و بى آب و علف واقع شده بود که هیچ زراعتى در آن وجود نداشت. مردم مکه جهت امر معاش و وسعت روزی، هر سال دو نوبت به تجارت مى‌رفتند، یک نوبت در زمستان، به طرف یمن و نوبت دیگر در تابستان، به سوى شام؛ و با این دو نوبت سفر کردن زندگى خود را اداره مى‌نمودند؛ و از طرفی مورد احترام مردم یمن و شام قرار گرفته، که به همین جهت راهزنان و غارتگران جرأت تعرض به اینها را نداشتند.[30]

3. عبادت و امنیت:

«... فَلیَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَیْتِ‌ الَّذِى أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَ ءَامَنَهُم مِّنْ خَوْفِ »[31]

«پس (بشکرانه این نعمت بزرگ) باید پروردگار این خانه را عبادت کنند،

همان کس که آنها را از گرسنگى نجات داد و از ترس و ناامنى ایمن ساخت.»

این آیه اشاره به منت واضحى است که در ایلاف دو مسافرت وجود داشت؛ نعمت ظاهرى که نمى‌توانند آن را انکار کنند، و آن تامین معاش و امنیت قریش بود که زندگیشان در سرزمینى ‌بود که نه نانشان تامین بوده و نه جانشان؛ پس باید پروردگاری را بپرستند که به بهترین وجه امورشان را تدبیر نموده، و او همان "پروردگار بیت کعبه" است.[32]

مقاله

نویسنده محبوبه محجوب , سيد جواد موسوي
جایگاه در درختواره تفسیر قرآن
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن پژوهی - قصص و تاریخ

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS