دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اصلاح ذات البین

No image
اصلاح ذات البین

كلمات كليدي : قرآن، اصلاح، صلح، ذات البين، آشتي دادن

نویسنده : علی محمودی

اصلاح ذات البین از سه کلمه تشکیل شده است: "اصلاح" از مادۀ صلح و نقطه مقابل فساد و تباهی است و به معنی از بین بردن نفرت و کینه در میان مردم است.[1] "ذات" مؤنث ذو به معنی عین هر چیز و نفس آن است،[2] و "بین" برای حد فاصل میان دو چیز یا وسط آنها وضع شده است.[3]

بنابراین اصطلاح "اصلاح ذات البین" به معنی اصلاح اساس ارتباطات و تقویت و تحکیم پیوندها و از میان بردن عوامل و اسباب تفرقه و نفاق است[4] و در اصطلاح قرآنی به معنی آشتی دادن مردم و نیز به معنی از میان برداشتن تباهی و نادرستی در محیط اجتماعی است.[5]

برای بقاء روابط محبت آمیز و ادامۀ زندگی مشترک، آشتی دادن بین دو طرفی که خصومت دارند یک ضرورت اجتماعی است بخصوص اگر رابطه مذکور میان زن و شوهر در محدودۀ خانواده یا دو طایفه واقع شود.[6]

"اصلاح ذات البین،" نقطه مقابل سخن چینی نیز می‌باشد و فرد می‌کوشد با سخنان خود میان دو نفر صلح و صفا برقرار کند. بدیهی است آشتی دادن، تنها در سطح فرد یا افراد اثر نمی‌گذارد بلکه سبب انسجام اقشار مختلف جامعه و تحکیم پیوندها میان آنها می‌شود و این خود سبب پیروزی و عزت و اقتدار جامعۀ اسلامی می‌گردد.[7] حضرت رسول (ص) در

بیان اهمیت آشتی دادن میان مردم می‌فرماید:‌

«اَلا اُخْبِرُکُمْ بِأفْضَلَ مِنْ دَرَجَةِ الصّیامِ والصّلوةِ وَالصَّدَقَةِ؟ اِصلاحُ ذاتِ البَیْنِ فَاِنَّ فَسادَ ذاتِ البَیْن هِیَ الحالِقَةُ »[8]

«آیا شما را به چیزی با فضیلت‌تر از نماز و روزه و صدقه (زکات) آگاه نکنم؟ آن چیز اصلاح میان مردم است، زیرا تیره شدن رابطه میان مردم، مهلک و دین برانداز است.»

با اینکه دروغ گفتن یکی از گناهان کبیره است و دروغگو مورد نکوهش واقع شده است اما بخاطر اهمیت اصلاح بین مردم اگر کسی بتواند به این وسیله بین دو نفر که با یکدیگر نزاع دارند صفا و صمیمیت ایجاد کند

دروغ گفتن برایش جایز است.[9] امام صادق (ع) می‌فرماید:

«اَلْمُصْلِحُ لَیْسَ بِکاذِبٍ »[10]

«آشتی دهنده دروغگو نیست.»

نکاتی در امر اصلاح ذات البین:

1- پیدا کردن ریشه‌های اختلاف و نفاق باعث می‌شود انسان زودتر به نتیجه برسد.

2- اگر اختلافات عمیق باشد باید بعد از بررسی جهات آن، تک تک به حل آن پرداخت و شتابزدگی ننمود.

3- با استفاده از مسائل عاطفی که در آیات و روایات وجود دارد، به تحریک عواطف دو طرف پرداخت.

4- مأیوس نشدن و صبر و حوصله و فداکاری از جمله موضوعات مهمی است که اصلاح کننده باید مدنظر داشته باشد.

5- از نکات مهم دیگر پرهیز از جانبداری است.[11]

اصلاح ذات البین در قرآن:

"اصلاح" و دیگر مشتقات صلح، نزدیک به 80 بار در قرآن به کار رفته است و گاهی به خداوند نسبت داده می‌شود و گاهی به بندگان (بیشترین کاربرد آن از این قسم است: رفع اختلافات خانوادگی، اصلاح در وصیت، اصلاح در امور یتیم، آشتی دادن بین مردم و ...از مهمترین موارد اصلاح دررابطه با انسان با انسانهای دیگر است.)[12]

«یَسْئَلونَکَ عَنِ الْاَنْفالِ قُلِ الْاَنفالُ لِلهِ وَالرَّسولِ فَاتَّقوا اللهَ وَ اَصْلِحوا ذاتَ بَیْنِکُمْ...»[13]

«از تو دربارۀ‌ انفال (غنائم و هر گونه مال بدون مالک مشخص) سؤال می‌کنند، بگو انفال مخصوص خدا و پیامبر است. پس از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید و خصومتهایی را که در میان شماست، آشتی دهید...»

اصلاح ذات البین و ایجاد تفاهم و زدودن کدورتها و تبدیل آنها به صمیمیت و دوستی، یکی از مهمترین برنامه‌های اسلامی است. در تعلیمات اسلامی به اندازه‌ای به این موضوع اهمیت داده شده که به عنوان یکی از برترین عبادات معرفی گردیده است. حضرت امیر (ع) خطاب به فرزندان بزرگوارش می‌نویسد:

«من از جد شما پیامبر (ص) شنیدم که می‌فرمود: اصلاح دادن بین مردم از نماز و روزۀ یکسال برتر است.»[14]

علت اینهمه تأکید روشن است؛ زیرا عظمت و توانایی و قدرت و سربلندی یک ملت جز در سایۀ‌ تفاهم و تعاون ممکن نیست اگر مشاجره‌ها و اختلافات اصلاح نشود، ریشۀ عداوت تدریجاً در دلها نفوذ می‌کند و ملتی را به جمعی پراکنده تبدیل می‌سازد که در مقابل هر حادثه‌ای ضعیف می‌گردد و مسائل اصولی اسلام نیز به خطر خواهد افتاد.[15]

«لا خَیْرَ فی کَثیرٍ مِنْ نَجْواهُمْ اِلّا مَنْ اَمَرَ بِصَدَقَةٍ اوْ مَعرُوفٍ اَوْ اِصلاحٍ بَیْنَ النّاسِ وَمَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ ابتِغاءَ مَرضاتِ اللهِ فَسَوفَ نُؤتیهِ اَجْراً عظیما »[16]

«در بسیاری از سخنان در گوشی (و جلسات محرمانۀ) آنها خیر و سودی نیست، مگر کسی که (به این وسیله) امر به کمک به دیگران، یا کار نیک یا اصلاح در میان مردم کند و هر کس برای خشنودی پروردگار چنین کند پاداش بزرگی به او خواهیم داد.»

نجوا تنها بعضی سخنان درگوشی نیست بلکه هرگونه جلسات سری و مخفیانه را نیز شامل می‌شود. بعد از نکوهش سخنان در گوشی، برای اینکه گمان نشود هرگونه نجوا و جلسات سری مذموم است چند مورد را به عنوان مقدمۀ بیان یک قانون کلی به صورت استثناء بیان می‌کند.

اساساً نجوا اگر در حضور جمعیت انجام پذیرد سوء ظن افراد را برمی‌انگیزد و گاهی حتی میان دوستان ایجاد بدبینی می‌کند. اما گاهی حفظ آبروی انسانی ایجاب می‌کند که از نجوا استفاده شود. از جمله کمک‌های مالی (صدقه) یا امر به معروف کردن یا اصلاح بین مردم است که آشکارا گفتن این موارد ممکن است جلو اصلاح را بگیرد.[17]

مقاله

نویسنده علی محمودی
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن‌پژوهی - اخلاق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS