دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اضطراب و راه درمان آن

اضطراب حالتي است که شخص سکونت و آرامش خود را از دست مي‌دهد و به تلاطم مي‌افتد.
اضطراب و راه درمان آن
اضطراب و راه درمان آن

اضطراب حالتي است که شخص سکونت و آرامش خود را از دست مي‌دهد و به تلاطم مي‌افتد. اين حالت عامل بسياري از بيماري‌هاي جسمي و روحي است. نويسنده در اين مطلب درباره عوامل و راه‌هاي درمان اضطراب سخن گفته است.

اضطراب عامل بسياري از بيماري‌ها

اضطراب در لغت به معناى پريشانى، بي‏تابى و سراسيمگى است (فرهنگ فارسى معين) و در اصطلاح روان‌شناسى، حالتى همراه با احساس بيم و نگرانى است و با نشانه‌هاى جسمانى كه از وجود فعّاليت مفرط دستگاه عصبى حكايت دارد، به صورت خودكار مشخّص مى‌شود. (چكيده روان‌پزشكى بالينى، کاپلان – هرولدسادوک - بنجامين، مترجم: پورافکاري - نصرت‌الله، تهران، سال ????، ص‌110 ـ 111)

خداوند نشانه‌ها و آثاري را براي اضطراب بيان کرده که از جمله آنها مي‌توان به پيدايش حالت‌هاى غيرعادى از آثار اضطراب و وحشت شديد (احزاب، آيات 10 و 11)، آرزوى مرگ (مريم، آيات 23 و 25)، افشاى رازها (قصص، ‌آيه 10)، سقط شدن جنين (حج، آيات 1 و 2)، فرار (توبه، آيات 25 و 26 و 56 و 57؛ حج، آيات 1 و 2) و درخواست مرگ و راحت شدن از اضطراب شديد و عوامل آن (مريم، آيات 23 تا 25) ‌اشاره کرد.

اضطراب نقش بسيار مهم و اساسي در بسياري از بيماري‌هاي جسمي و روحي بشر دارد و حتي مي‌تواند عامل مرگ و مير زودرس بشر باشد. بنابراين شناخت عوامل ايجادي و راه‌هاي درمان حالات رواني و نفساني اضطراب بسيار مهم است؛ چرا که انسان بدون داشتن امنيت و آرامش هرگز رنگ خوشبختي و سعادت را نخواهد چشيد. از اين رو براي انسان شناخت عوامل سلب آرامش و امنيت و نيز درمان و رهايي از اضطراب و اندوه در راستاي رسيدن به آرامش و سکونت بسيار مهم است.

عوامل اضطراب و راه‌هاي درمان آن

از نظر قرآن مهم‌ترين عوامل اضطراب در نگرش‌هاي انسان نهفته است؛ زيرا اضطراب ريشه در نگاه انسان به امور هستي دارد؛ اگر انسان خود را در خلأ ببيند به گونه‌اي که جاي پاي محکم و استواري نداشته باشد، با کوچک‌ترين عامل دروني و بيروني به تشويش و اضطراب مي‌افتد.

انسان‌ها از آنجا که موجوداتي فقير و وابسته ذاتي به موجود ديگري چون خدا هستند (فاطر، آيه 15) اگر خود را به خدا ربط ندهند، همواره در اضطراب و تکان‌هاي شديد خواهند بود و رنگ سکونت و آرامش و اطمينان را نخواهند ديد. از نظر قرآن، وجود فقري بشر زماني به آرامش مي‌رسد که با وجود غني خداوند ربط و پيوند داشته باشد و قلب انساني با ذکر الهي و ياد خداوندي به خدا پيوند خورده باشد. در حقيقت کشتي توفان زده بشر را تنها لنگر ياد و ذکر الهي است که نگه مي‌دارد و چون لنگري استوار آن را به آرامش مي‌رساند و از تلاطم و اضطراب در امان نگه مي‌دارد. از اين رو در آيه 10 سوره قصص به اضطراب مادر موسي(ع) ‌اشاره مي‌کند که ربط با لنگر الهي موجب شده تا دل مضطرب آرام گيرد و به اطمينان برسد و رفتارهاي نامناسب و اعمال افشاگرانه نداشته باشد. همچنين در آيه 14 سوره کهف بيان مي‌کند که همين ربط و ارتباط با خداوند موجب شده تا مؤمنان استوار بمانند.

بنابراين، اگر بخواهيم مهم‌ترين عامل اضطراب در بشر را معرفي کنيم، عدم ربط و ارتباط با خداوند است. قلب‌هايي که با ذکر الهي با خداوند پيوند و ربط نخورده‌اند و لنگري به نام خدا ندارند، همواره در اضطراب دائمي خواهند بود. اما دل‌هايي که با خداوند ربط پيدا کرده و پيوند خورده اند، در اطمينان هستند؛ ‌از اين رو خداوند به صراحت در آيه 28 سوره رعد ذکر الله را عامل اطمينان و رهايي از اضطراب برمي‌شمارد.

البته امور ديگري چون جنگ (توبه، آيه 25)، زلزله (نازعات، آيات 6 تا 8)، شايعات (احزاب، آيه 60)، توفان‌هاي دريايي (يونس،‌ آيات 22 و 23)، محاصره (احزاب، آيات 9 و 10)، گرفتاريها و مشکلات (بقره، آيه 214؛ انعام، آيات 63 و 64) به عنوان عوامل اضطراب بيان شده است، اما اگر کسي با خدا ربط پيدا کرده است اين عوامل چنان تأثيري در شخص نخواهد داشت و موجب اضطراب واقعي و دائمي نخواهد بود؛ بلکه چنانکه از آياتي چون 12 و 13 سوره انفال و 2 و 4 سوره حشر بر مي‌آيد مخالفت با خدا و پيامبر(ص) و ترک ذکر الله و ارتباط با خداوند مهم‌ترين و اصلي‌ترين عامل اضطراب در بشر است.

پس بايد راه درمان اضطراب را در همان ايجاد پيوند و ربط با خداوند دانست؛ چرا که ارتباط با خداوند چنان لنگري مستحکم و استوار براي بشر ايجاد مي‌کند که هيچ عاملي حتي جنگ و محاصره دشمن نمي‌تواند دلش را مضطرب کند و او را به تلاطم افکند و قدرت تفکر و رفتار متعادل را از او سلب کند.

از همين رو خداوند به مؤمنان به شکلي تعريض مي‌زند که دل هايشان را با ياد خداوند استوار نساخته‌اند که هنگام محاصره يا جنگ و مانند آن مضطرب مي‌شوند (توبه، آيات 25 و 26؛ احزاب، آيات 9 تا 11) چرا که اگر ذکر الهي در جانشان جاگير شده بود، قلب به آرامش و اطمينان مي‌رسيد و هيچ‌گونه اضطرابي نداشتند.(رعد، آيه 28)

حميد درودي

روزنامه کيهان

تاريخ انتشار: يکشنبه 26 آذر ماه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS