دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اعجاز

No image
اعجاز

كلمات كليدي : معجزه، خارق عادت، اعجاز قرآن، سحر

نویسنده : حميدرضا قرباني مبين

معنای لغوی:

معجزه از ماده عجز به معنای ضعف و ناتوانی[1]است. و اسم فاعل از باب افعال است.

اعجز به معنای عاجز و ناتوان کرد، اسم فاعلِِ آن «معجز» به معنای خالقِ عجز و ناتوان کننده است.

معنای اصطلاحی

خواجه نصیر طوسی در تعریف معجزه می‌گوید: «ثبوت ما لیس بمعتاد او نفی ما هو معتاد مع خرق العادة و مطابقة الدعوی».[2]

یعنی: اثبات آن چه که عادی نباشد و یا نفی چیزی که عادی است در صورتی که خارق عادت باشد و با ادّعا نیز مطابقت کند.

علامه طباطبایی می‌گوید: معجزه یعنی امری که خارق عادت باشد، و دلالت کند بر اینکه عاملی غیر طبیعی و از ما وراء طبیعت و بیرون از نشئه ماده در آن دست داشته است، البته معجزه باین معنا را قرآن قبول دارد، نه بمعنای امری که ضرورت عقل را باطل سازد.[3]

ارتباط معنای لغوی و اصطلاحی معجزه، که در اصطلاح به معنای عمل خارق العاده به کار می‌رود در معنای حقیقی و وصفیِ اسم فاعل، استعمال نمی‌شود بلکه مقصود از آن، خود فعل و سببی است که دیگران از انجام آن عاجزند و پیامبران آنها را برای اثبات نبوّت خود می‌آورند به عبارت دیگر معنای سببی معجزه منظور شده است که در اصطلاح از آن به تسمیة الشی‌ء باسم مسببّه تعبیر می‌شود.[4]

فرق معجزه و وقایع عادی

تنها فرقی که میان روش عادت با معجزه خارقِ عادت، هست، این است که اسباب مادی برای پدید آوردن آن گونه حوادث، در جلو چشم ما، اثر می‌گذارند، و ما روابط مخصوصی که آن اسباب با آن حوادث دارند، و نیز شرایط زمانی و مکانی مخصوصش را می‌بینیم، ولی این امور را در معجزات نمی‌بینیم، و دیگر اینکه در حوادث طبیعی اسباب، اثر خود را بتدریج می‌بخشند، و در معجزه آنی و فوری اثر می‌گذارند.[5]

فرق معجزه و سحر

  1. معجزه بر خلاف سحر از طریق تعلیم و تعلّم به دست نمی‌آید.
  2. معجزه بر خلاف سحر، قابل معارضه نیست.
  3. در سحر بر خلاف معجزه تحدّی و به مقابله طلبیدن نیست.
  4. بر خلاف معجزات، سحرهای متعدد در نوع و جنس شبیه یکدیگرند زیرا در نتیجه تعلیم آموخته می‌شوند.
  5. در معجزه بر خلاف سحر اهداف، الهی است.
  6. اصحاب معجزه بر خلاف اصحاب سحر، مزیّن به کمالات و اخلاق انسانی هستند.[6]

اعجاز قرآن

قرآن قطعاً معجزه‌ای است که، کسی قادر نیست مثلِ آن و یا حتی آیه‌ای از آیاتِ آن بیاورد چنانچه در قرآن می‌فرماید:

«وَإنْ کُنْتُمْ فیِ رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلی عَبْدِنا فَأتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءکُمْ مِنْ دُونِ اللهِ إنْ کُنْتُمْ صادِقِین».[7]

«و اگر درباره آنچه بر بنده خود [پیامبر] نازل کرده‌ایم شک و تردید دارید، (دست کم) یک سوره همانند آن بیاورید و گواهان خود را – غیر خدا – برای این کار، فرا خوانید اگر راست می‌گویید!»

وجوه اعجاز قرآن

  1. اعجاز علمیِ قرآن.
  2. اعجاز از این جهت که قرآن بر کسی نازل شد که امّی و درس نخوانده بود.
  3. اعجاز قرآن، از جهت خبر دادن از غیب.
  4. اعجاز قرآن به این که در آن اختلافی یافت نمی‌شود.
  5. اعجاز در بلاغت قرآن.[8]

مقاله

نویسنده حميدرضا قرباني مبين
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن پژوهی - علوم قرآنی - اعجاز

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS