دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

امام علی(ع) ورعایت حقوق مخالفان

No image
امام علی(ع) ورعایت حقوق مخالفان

حقوق مخالفان، امام علي

سیدمحمدعلی داعی‏نژاد‏

- از مشکلات مهم حیات بشر این است که در هر مسأله‌ای، یا به افراط می‌گراید و یا به تفریط رو می‌آورد و در نتیجه، ارزیابیهای یکطرفه، بررسیهای تک‌بعدی به جای تحلیلهای جامع‌نگر پدید می‌آیند. از ویژگیهای مهم شخصیت مولای متقیان علی(ع) دوری جستن از حبّ و بغضهای بی‌اساس است. از این‌رو، حضرت به رغم آنکه دشمنان حکومت اسلامی و ناصالحان را به تشکیلات حاکمیت راه نمی‌داد، اما در عین حال، حقوق آنها را در برخورداری از حیات انسانی و بهره‌مندی

از امنیت و آسایش به رسمیت می‌شناخت و در تحقق آنها بسیار حساس بود که به پاره‌ای از آن موارد اشاره می‌شود:

الف) کشاورزان مشرک منطقه‌ای از رفتار سختگیرانه والی آن به امام علی(ع) شکایت می‌کنند. امام در نامه‌ای به حاکم تذکر می‌دهد که هرچند اینان مشرکند، اما به خاطر پیمانی که با حکومت اسلامی دارند، درخور دور شدن و ستم کردن نیستند، پس با ایشان مهربانیِ آمیخته با سختی را، شعار خود قرار ده، با آنها بین سخت‌دلی و مهربانی رفتار کن، برایشان بین نزدیک و زیاد، نزدیک گردانیدن و دور و بسیار دور ساختن، جمع کن (یعنی با آنان به اعتدال رفتار کن). بنابراین، از دیدگاه امام علی(ع) مشرکانِ هم‌پیمان با حکومت اسلامی، سزاوار برخورداری از ملاطفت و مهربانی حاکمان هستند؛ به گونه‌ای که محبت همراه با سخت‌دلی باشد.

ب) حضرت در پاسخ به سخن خوارج «لا حکم الّا للَّه» فرمودند: «منظور اینان آن است که امامت و ریاست (در بین خلق) مخصوص خداوند است و حال آنکه ناچار برای مردم امیری لازم است مؤمن در امارت و حکومت او به طاعت مشغول است و کافر بهره خود را می‌برد.» بنابراین، از ویژگیهای هر حکومتی از جمله حکومت علوی تأمین معیشت و امنیت مردم و جامعه است. حکومت برای جلوگیری از هرج و مرج و تأمین امنیت اجتماعی پدید آمده است تا انسانها بتوانند به تمتعات و علاقه‌های خود (مانند عبادت، پرستش خدا و...) دست یابند. علی(ع) در طول دوران حکومتش، با مخالفان خود چنین رفتاری کرد.

ج) امیر مؤمنان(ع)، هنگام گردش در شهر، پیرمرد نابینایی را دید که از مردم درخواست کمک می‌کرد. پرسید: «این کیست»؟ گفتند: مرد نصرانی است. امام در پاسخ فرمودند: «شگفتا! از او کار کشیدید، اکنون که پیر و ناتوان شده او را از زندگی بازداشته‌اید. از بیت‌المال به او بپردازید تا آبرویش حفظ شود.» یعنی شهروندان حکومت اسلامی، هرچند نصرانی باشند از بیت‌المال مسلمانان سهمی دارند و برای نگهداری آبروی آنها باید در هنگام ناتوانی به آنها کمک کرد.

د) امام(ع) در نامه‌ای به مالک اشتر استاندار خود در مصر نوشت: «با همه مردم با رحمت و محبت رفتار کن و برای آنان حیوان درنده نباش که بهره‌های آنها را غنیمت می‌شمارد؛ زیرا آنان دو گروه‌اند: یا برادر دینی تو هستند یا انسانی مانند تو.»در این کلام امام، به دو گونه حقوق اشاره شده است:1. حقوق دینی که به اقتضای متدین بودن بر عهده دینداران نهاده می‌شود؛ 2. حقوق انسانی که هر انسانی سزاوار و شایسته آن است، از جمله مهربانی و ملاطفت حاکمان و کارگزاران حکومتی با همه مردم (چه‌متدین و چه غیر متدین).

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS