دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

امرداد Amordād

No image
امرداد Amordād

كلمات كليدي : امرداد، خرداد، زئيريز، امردادگان، اشوين

نویسنده : مجيد طامه

از هفت وجود[1] یا جلوهﻯ خداوند که زردشت از آنان سخن میﺭاند و خدا آنان را برحسب ارادهﻯ خود آفریده است. امرداد آخرین آنﻫا است.[2] این واژه در اوستا بهﺻورت اَمِرِتات (amәrәtāt) و اَمِرتَتات (amәrәtatāt) ﺁمده که مرکب از a نفی و ریشهﻯ mar- مردن و پسوند اسمﺳاز tāt و رویﻫم به معنی بیﻣرگی است.[3]

امرداد در اوستا

در اوستای گاهانی امرداد تنها یکی از فروزهﻫای مزدااهوره است؛ اما در اوستای متاخر به صورت امشاسپند مادینهﻯ تجسم یافته که نام وی همیشه همراه با نام امشاسپندبانو خرداد (کمال) میﺁید.[4] در گاهان (یسن 51) آمده که اهورامزدا در روز واپسین، در کشور جاودانی خود آنچه نیک است را به کسی بخشد که خشنودی امرداد را بجای آورده است.[5]

در یسن 34 بند 11 آمده است: کمال و بیﻣرگی هر دو برای شما به منزلهﻯ خوراک هستند. در بند 10 یسن 45، کمال و بیﻣرگی از جمله هدایایی است که به پرهیزگار نوید داده میﺷود. زرتشت در بسیاری دیگر از بندهای سرودهﻫای خود به امرداد اشاره میﻛند و آن را موهبتی عرضه شده و یا به تعبیری دیگر نثارکنندهﻯ موهبتﻫای الهی میﺩاند.[6]در بسیاری از بخشﻫای اوستای متاخر نیز همﭼون هرمزﺩیشت، هفتنﻳشت، زامیادیشت و ستایش سیروزه از او یاد میﺷود.

در متون فارسی میانه زرتشتی نام وی بهﺻورت امرداد[7] آمده است.

جایگاه و ویژگیهای امرداد

در بندهش، امرداد ششمین امشاسپند است که هرمزد آفریده و اهریمن دیو زئیریز[8] را همِستار و مخالف او آفریده و چنین آمده که: امرداد بیﻣرگ، سرور گیاهان بیﺷمار است زیرا او را به گیتی گیاه خویش است. گیاهان را او رویاند و رمهﻯ گوسفندان را افزاید زیرا همهﻯ دامﻫا از او خورند و زیست کنند به فَرشگرد[9] نیز انوش[10] را از امرداد آرایند.[11]در کتاب دینکرد دربارهﻯ چگونگی تشکیل نطفهﻯ زرتشت آمده است که جوهر تن او به خرداد و امرداد، دو سرور گیاهان و آبﻫا سپرده شده بود.[12]

در مینوی خرد آمده که: «در هنگام غذا خوردن سخن مگو تا از تو، نسبت به خرداد و امرداد امشاسپند گناه گران سر نزند.[13]در صد در بندهش آمده: خرداد و امرداد را کار آن است که هر شیرینی و چربی و خوشی که در آب و نبات و طعام باشد ایشان کنند و چون روان پارسایان به بهشت و گرودمان[14] رسند، ایشان را چیزی نباید که بخورند و سیر باشند، آن را خرداد و امرداد امشاسپند کنند.[15]

در زراتشتﻧامه آمده که امرداد امشاسپند به زردشت سفارش کرد که: «مردم رستنیﻫا را پاس دارند، آنﻫا را بیهوده برنکنند و تباه نکنند که آسایش مردم و چهارپا از آنﻫاست».[16]

با در نظر گرفتن موارد فوق، در متون زرتشتی امرداد یکی از امشاسپندان است که نگهبانی گیاهان با او است و همیشه با امشاسپند خرداد،نگهبان آبﻫا، همراه است. در مزدیسنا، شخص باید به صفات مشخصهﻯ پنج امشاسپند دیگر که عبارتند از نیکﺍندیشی، صلح و سازش، راستی و درستی، فروتنی و محبت به همﻧوع، تامین آسایش افراد بشر به وسیلهﻯ برقرار ساختن حکومت آسمانی و تامین صحت و تندرستی، مجهز باشد تا بتواند به درجهﻯ کمال که مطلوب همه، و از خصایص امرداد است نایل گردد.

امرداد؛ مظهر کمال و جاودانگی اهورامزدا

امشاسپندان امرداد و خرداد از لحاظ معنوی مظهر کمال و جاودانی اهورامزدا هستند. در جهان دیگر این دو بخشایش رحمانی، پاداش اعمال نیکوکاران هستند. اهورامزدا خوشی خرداد و جاودانگی امرداد را به کسی بخشد که در دنیا اندیشه و گفتار و کردارش بر طبق آیین مقدس بوده است.[17] ایزدان رَشن[18](ایزد عدالت) و اَشتاد[19] (نماد دیگری از عدالت)و زامیاد (ایزد زمین) از یاران و همکاران این امشاسپند و زئیریز(دیو گرسنگی) یکی از سر دیوان (دستیاران و کارگزاران اصلی اهریمن) هَمِستار وی و گل چمبک[20] ویژهﻯ او است.[21]

امرداد؛ مینوی تندرستی و بی‌مرگی

زرتشتیان آموخته میﺷوند که در عمل خوردن و نوشیدن باید احترامی شایسته نثار خرداد و امرداد کنند، که مینوان تندرستی و بیﻣرگیﺍند. خرداد نگاهبان آب است و آفریدهﻫای امرداد یعنی گیاهان که خود از آب پرورش میﮔیرند، بهﺗمامی جانوران خوراک میﺩهند. پس هر آنﭼه خورده و نوشیده میﺷود از آفریدهﻫای این دو عضو کهتر امشاسپندان است، و خورد و نوش سپاسﮔزارانه و لذت هوشیارانه، نه ناسپاسانه، نشان توجه به آنﻫا و یادآور باشندگی آنﻫا در جهان طبیعی است.[22]

روز امرداد در گاه‌شمار زردشتیان

در گاهﺷماری ایران باستان، روز هفتم هر ماه و ماه پنجم هر سال خورشیدی به نام این امشاسپند است. در هر ماه هنگامی که نام روز و ماه با هم برابر میﺷد، آن روز را جشن میﮔرفتند. از اینﺭو، روز هفتم که امرداد نام داشت جشن امردادگان برگزار میﺷد. ابوریحان در آثارالباقیه میﻧویسد: «امرداد ماه، روز هفتم آن روز امرداد است و آن روز را عید میﮔیرند و بهﻭاسطهﻯ توافق دو نام، امردادگان گویند و معنای امرداد آن است که مرگ و نیستی نداشته باشد و امرداد فرشتهﺍی است که به حفظ گیتی و اقامهﻯ غذاها و داوهایی که اصل [آنﻫا] نبات است و مزبل جوع و ضرر و امراض هستند موکل است».[23]

همتای امرداد در اساطیر هند

همتاهای هندی خرداد و امرداد، اشوینﻫا[24] هستند که بنابر نظر دومزیل، اصلی هندو اروپایی دارند. به نظر او اشوینﻫا واپسین و سومین گروه خدایان را در ساخت طبقاتی جهان خدایان هندوایرانی تشکیل میﺩهند. صفتی که برای اشوینﻫا در متون ودایی میﺁید ناستیه[25]است؛ اما در طی تحولات دین کهن ایرانی ناستیه بهﺻورت نانگهیسیه[26] و در چهرهﻯ یکی از سردیوان در اوستا و ادبیات پهلوی (ناگهیس) ظاهر میﺷود.[27] استرابو جغرافیدان یونانی دربارهﻯ جفتی مینوی به نام Omanes- Anadates خبر میﺩهد که پژوهندگان Omanes را با بهمن امشاسپند و مورد دوم را با امرداد یکی دانستهﺍند.[28]در متون سغدی نیز نام این امشاسپند بهﺻورت mrwwt آمده است. همچنین ممکن است میان خرداد و امرداد با hawrot mawrot ارمنی که نام دو گیاه هستند ارتباطی موجود باشد.برخی نیز هاروت و ماروت ذکر شده در قرآن را با این دو امشاسپند مرتبط میﺩانند.[29]

مقاله

نویسنده مجيد طامه
جایگاه در درختواره ادیان غیرابراهیمی - زردشتی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS