دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ایجاد وحدت بین مسلمانان توسط علامه سید عبدالحسین شرف الدین موسوی عاملی

No image
ایجاد وحدت بین مسلمانان توسط علامه سید عبدالحسین شرف الدین موسوی عاملی

چاووش وحدت

شرف الدّین، به مثابه عالمى آگاه به زمان، روشن بین و آشنا به حقایق اصیل مکتب آسمانى اسلام، از روزگار جوانى، از اوضاع نابسامان و آشفته آن روز جوامع اسلامى و اختلافات بیهوده و تأسف بار مسلمانان رنج مى برد او نه تنها به اصلاح و سازندگى جوامع شیعى مى اندیشید، بلکه از آغاز اقدامهاى اجتماعى و دینى خود، در اندیشه اصلاح و عزت بخشى به همه ممالک اسلامى و ایجاد اتحاد و برادرى در بین فرقه هاى مختلف مسلمانان بود وى نیم قرن تمام با همه توان علمى و معنوى اش و با قلم، بیان و عمل صادقانه اش، در متّحد ساختن امّت محّمد(صلى الله علیه وآله)کوشید و از هیچ سعى و تلاشى دریغ نورزید([11])

نخستین گام بلند و سنگین وى در راه وحدت امّت اسلامى، تألیف کتاب گرانقدر «الفصول المهمّة فى تألیف الامّة» بود که در سال 1327 ق در شهر صور به زیور طبع درآمد([12]) از این تاریخ تا پایان عمر (1377 ق)، همواره به دنبال تحقق این آرمان الهى خویش حرکت کرد و به نتایج درخشان و ثمربخشى دست یافت

در اواخر سال 1329 ق براى دیدار از مصر و آشنایى با علماى دینى، دانشمندان، متفکران و نویسندگان آن دیار و مساعد کردن زمینه ایجاد اتحاد ملّت اسلام، راهى آن دیار شد وى دریافته بود که بهترین نقطه حرکتش دانشگاه الازهر، بزرگترین مرکز علمى و دینى مسلمانان اهل سنّت است

دست تقدیر شرف الدّین را با مفتى بزرگ و استاد معروف دانشگاه الازهر، شیخ سلیم بِشرى مالکى، آشنا کرد ثمره این آشنایى علمى و مذهبى، مباحثات و مکاتبات شورانگیز و شگفتى زایى بود که در تاریخ اسلام مى تواند در راه اتّحاد ملل مسلمان و دست یافتن به حقایق و وقایع تاریخ، سرمشق عالمان و متفکران مسلمان باشد

بیست و پنج سال بعد از آن واقعه، در سال 1355 ق شرف الدّین مجموعه مکاتبات خود را شیخ سلیم را که 112 نامه بود، به همراه مقدمه اى روشنگر، به صورت کتابى با نام المراجعات، در شهر صیدا به چاپ رساند([13])

از ویژگیهاى این کتاب، کاربرد واژه هاى نو و پرمعنا، جملات کوتاه و آهنگین، تعبیرات بدیع و دلنشین و پربار کردن مطالب از اشعار و امثال عرب، افزون بر جنبه هاى علمى و استدلالى کتاب بود که این اثر را در نوع خود بى نظیر ساخته است

در مصر، شرف الدّین ضمن مکاتبه با شیخ سلیم بشرى، با دیگر عالمان و دانشوران اهل سنّت نیز ملاقات و مباحثات علمى، دینى و فلسفى داشت و بزرگان آنان مانند شیخ محمد نجیب، شیخ محمد سلموطى، شیخ محمد عبده و شیخ عبدالکریم الکتانى ادریسى، با نوشتن اجازات و تأییدات علمى، مقام علمى و فکرى شرف الدّین را گرامى داشتند و از او تجلیل کردند

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS