دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

این منم، انسان

محور فلسفه، انسان است. یعنی موجودی که می‌تواند از جهان، پیام ادراکی دریافت کرده و با سامان دادن این پیام‌ها نسبت به جهان آگاهی و دانایی داشته باشد.
این منم، انسان
این منم، انسان

نویسنده: سید یحیی یثربی

محور فلسفه، انسان است. یعنی موجودی که می‌تواند از جهان، پیام ادراکی دریافت کرده و با سامان دادن این پیام‌ها نسبت به جهان آگاهی و دانایی داشته باشد. انسان، یک جاندار است و جاندار، یک پدیده طبیعی است. هر پدیده طبیعی، با قوانین خاص خود پدید آمده است. هر جانداری با کمک قوا و غرایز خود به هستی خود ادامه می‌دهد. انسان نیز مانند همه جانداران دیگر با کمک قوا و غرایز خود به زندگی خویش ادامه می‌دهد. تا اینجا انسان هم جانداری است مانند جانداران دیگر. انسان در مرحله‌ای از سن خود و لابد در مرحله‌ای از سیر تکاملی خویش، وظیفه دیگری را نیز علاوه بر وظایف زیست طبیعی احساس کرده است و آن وظیفه، مخصوص انسان است و هیچ موجود دیگری چنین وظیفه‌ای را احساس نمی‌کند. آن وظیفه عبارت است از « فهم جهان» و «فهم چون و چرای پدیده‌ها و حوادث جهان». پدیده‌ها و حوادث جهان را همه جانداران به گونه‌ای احساس می‌کنند؛ سرمای زمستان، گرمای تابستان، آب، خوراک، حرکت، خوردن، نوشیدن، خوابیدن، بیدار شدن و امثال آن. همه اینها را جانداران انجام می‌دهند. انجام اینها برای جانداران بر اساس یک غریزه است، اگر چه در مواردی نیز جانداران کارهایی را بر اساس تربیت انجام می‌دهند، اما به هر حال کار جانداران بیشتر تابع غرایز آنهاست. جانداران در برابر این پدیده‌ها و جریانات مختلفی که با آن رو به رو می‌شوند، توان چون و چرا ندارند، جز انسان که از کنار حوادث و پدیده‌های جهان بدون چون و چرا نمی‌گذرد: چرا هوا سرد می‌شود؟ چرا گرم می‌شود؟ آب چیست؟ و چگونه پدید می‌آید؟ و چرا هست؟ هوا چیست؟ و چرا و چگونه پدید آمده است؟ تنها راهی که انسان برای پاسخ به این پرسش ها می‌پیماید، راه وارسی این پدیده‌هاست. فهم جهان نیازمند وارسی تجربی آن است، نه توصیف افسانه‌ای. اما همین وارسی، در دورانی که توان اندیشه انسان و اطلاعات پایه‌ای او ناچیز است، او را گرفتار توصیف افسانه‌ای حوادث جهان می‌سازد. مثلاً جهان از کجا، چگونه و چرا پدید آمده است؟ آب چیست؟ باران چیست؟ ماه و ستاره چرا و چگونه پدید آمده‌اند؟ و امثال اینها. انسان ساده و سطح اندیش دوران های اولیه، پاسخ همه این پرسش‌ها را با وارسی جهان می‌داد. اما او در این پاسخ ها چندان موفقیتی نداشت. به خاطر آنکه وارسی‌اش بسیار سطحی و راه حل‌هایش بیشتر جنبه خیالی داشته‌اند. انسان وقتی در تجربه دیده است که پدیده‌های جهان، آغاز و انجامی دارند، به این سوال دست یافته است که آیا جهان به طور کلی آغاز و انجامی دارد؟ و دیگر اینکه با مشاهده نظم و تعادل در سامان جهان به این پی برده است که موجودات بر اساس حساب و کتابی پدید آمده‌اند. و نیز از راه حوادث و دگرگونی‌های مورد مشاهده در جهان، تغییرات کل جهان را به عنوان مساله خود مطرح کرده است. اما انسان‌ها به تدریج متوجه این نکته شده‌اند که توصیف‌های افسانه‌ای از پیدایش و تحولات جهان، توصیف‌های قانع کننده نیستند. علم و فلسفه، تلاش آگاهانه انسان برای فهم درست جهان، بر اساس واقعیت های جهان است، نه افسانه ها و اسطوره‌ها. فلسفه از تخیل، فاصله گرفته و ابزار کار خود را حس و تجربه از طرفی و عقل و اندیشه از طرف دیگر قرار می‌دهد. تاریخ دانایی بشر، آغاز چنین تلاشی را در یونان ثبت کرده و این افتخار را به فیلسوفان یونان باستان داده است. قوم یونانی پیشرفت ذهنی خود را مدیون شرایط آن محیط بودند. نبوغ یونانی به مطالعه تلاش‌های مقدماتی دانایان بابل و مصر دست یافت و مواد اولیه شناخت علمی جهان را از آنان گرفت. اما چرا خود آنان به چنین کاری توفیق نیافتند؟ در پاسخ این پرسش مورخان فلسفه، علاوه بر ارتباط یونانیان با اقوام و ملل مختلف، این نکته را یادآور شدند که مردم یونان در آن زمان، برخلاف مردم مصر و بابل، دارای طبقه سازمان یافته‌ای از کاهنان و عالمان، یعنی متولیان باورهای افسانه‌ای نبودند. به هرحال فلسفه و تفکر فلسفی همانند تفکر علمی، تلاش انسان برای فهم جهان است.

    روزنامه شرق ، شماره 1069، 1/7/89، صفحه 12 (صفحه آخر)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS