دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

برهان حرکت

No image
برهان حرکت

كلمات كليدي : برهان حركت، ارسطو، برهان محرك اوّل، برهان ارسطوئي، قوه، فعل، علة العلل

نویسنده : مهدي جدي

موسس این برهان، «ارسطو» است و لذا از آن به «برهان ارسطه یا ارسطوئی» تعبیر می‌کنند که معروف به «برهان محرک اوّل» (Prime - Mover) است.

موجودات امکانی از یک جهت به موجود ثابت و متغیر و یا به تغییر دیگر، به موجودات مجرد و مادی تقسیم می‌شوند، موجودات مجرد موجوداتی هستند که هم کمالات خود را هم زمان و یک‌جا داشته دارای قوه و فعل نیستند که به مرور زمان استعدادهای درونی آنها به حسب شرایط مکانی و زمانی بروز نماید، بلکه هر چه باید داشته باشند را خداوند به حسب شرایط مکانی و زمانی بروز نماید. بلکه هر چه باید داشته باشند را خداوند یک‌جا به آنها عطا کرده است. همانند ملائکه.

اما موجودات مادّی دارای قوه و فعل‌اند و موجوداتی مستکمل هستند که دایم از نقص به کمال می‌روند اینان در بدو خلقت و پیدایش واجد همه کمالات نیستند اما توان و استعداد به دست آوردن کمالات را دارند مثلاً انسان موجودی نیست که در بدو خلقتش واجد همۀ کمالات انسانی خود باشد و هم‌چنین در بُعد جسمانی و معنوی خویش کامل نیست لذا به مرور زمان به کمالات جسمانی و معنوی خود دست پیدا می‌کند. با این توضیح می‌توانیم بگوئیم که عالم طبیعت در تغییر و تحول تدریجی است. یعنی دایم در حال خروج از قوه به فعل و یا در حال تغییر و تحوّل تدریجی است.

تقریر برهان محرّک اوّل:

هر موجود جسمانی متحرک است و هر متحرکی نیازمند محرّک است (بر طبق قانون علیّت) پس هر موجود جسمانی نیازمند محرّک است. و با توجه به این‌که تسلسل محال است. باید سلسلۀ محرّک‌ها، به موجودی منتهی شود که خود، متحرّک نیست علة العلل تمام حرکت‌هاست.

البته مقصود این نیست که حرکات در زمان گذشته منتهی می‌شوند به محرکی که متحرک نیست بلکه مقصود این است: هر حرکتی در زمان حرکت خود محرکی همراه دارد که آن محرک یا ثابت است یعنی ماوراء الطبیعی است و یا متغیر است یعنی طبیعی است ولی در نهایت امر توام است به محرکی ماوراء الطبیعی در زمان حرکت.

در این‌جا توجه به یک نکته لازم است و آن این‌که:

در برهان حرکت ثابت می‌شود که متحرک، به محرک غیر متحرک نیاز دارد و چون عالم طبیعت خالی از حرکت نیست طبعاً محرک آن، موجودی فراتر از طبیعت خواهد بود. اما این‌که این محرک غیر متحرک واجب است یا ممکن، واحد است یا متعدد، کمالات او متناهی است یا نامتناهی، از رسالت این برهان خارج است و باید آن‌ها را از براهین دیگر از قبیل برهان وجوب و امکان و براهین توحید و صفات کمال اثبات نمود.

استاد شهید مرتضی مطهری (ره) در تعلیقه بر اصول فلسفه و روش رئالیسم نوشته‌اند: این برهان به فرض تمامیّت، واجب الوجود را اثبات نمی‌کند، بلکه تنها ماوراء طبیعت را اثبات می‌کند.

مقاله

نویسنده مهدي جدي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS