دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بهشت و جهنم اخلاقی

امام صادق (علیه السلام) فرمود: «شما اهل بهشتید،(چون معتقد به ولایت اهل بیت هستید) پس دعا کنید که از بهشت بیرون نروید» (بحارالانوار، ج 65، ص 102)
بهشت و جهنم اخلاقی
بهشت و جهنم اخلاقی

قال الصادق (علیه السلام):

«اَنتُم فِی الجَنّةِ فَاسئَلوُا اللهَ اَنْ لایُخرِجَکُم مِنها»

(بحارالانوار، ج 65، ص 102)

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

«شما اهل بهشتید،(چون معتقد به ولایت اهل بیت هستید) پس دعا کنید که از بهشت بیرون نروید»

توضیح:

«بهشت و جهنم اخلاقی»

قرآن کریم حقیقت اخلاق بد و خوب را به بهشت و جهنم ارجاع داده است، باطن اخلاق بد، جهنم و حقیقت اخلاق خوب، بهشت است.

دیدگاه قرآن نسبت به بهشت و جهنم را می‌توان چنین بیان کرد:

1- بهشت و جهنم موجود است؛

2- نه تنها در قیامت، بلکه هم اکنون نیز موجود هستند؛

3- نه تنها بهشت و جهنم هم اکنون موجودند، بلکه به انسان نزدیکترند؛

4- نه تنها نزدیکترند، بلکه از چیزهای دیگر به انسان نزدیکترند؛

5- حقیقت انسان را بهشت و جهنم تشکیل می‌دهد و هم‌اکنون انسان در جهنم یا در بهشت به سر می‌برد.

قرآن کریم درباره تک‌تک مراحل یاد شده گاهی به صورت «شاهد بازاری» و گاهی به صورت «پرده‌نشین» سخنی دارد؛

گاهی می‌فرماید: بهشت

«اعدت للمتقین»[1]

یا جهم و آتش

«اعدت للکافرین»[2]

یعنی بهشت و جهنم نه تنها هم‌اکنون موجود است، بلکه هم‌اکنون آماده است. گاهی از این مرحله بی‌پرده‌تر می‌گوید:

«وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِینَ»[3]

«بهشت برای مردان پرهیزگار آماده است»

گاهی ظریفتر از این می‌گوید:

«وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِینَ غَیْرَ بَعِیدٍ»[4]

نه تنها آماده شده و نزدیک است، بلکه تاکید کرده و چنین فرمود که بهشت گذشته از اوصاف قرب‌آمیز خود، دارای وصف دیگری است که دور نیست.

و گاهی هم به عنوان «شاهد بازاری» می‌فرماید:

«فاما ان کان من المقربین* فروح و ریحان و جنة نعیم»[5]

خود مؤمن مقرب، روح و ریحان و بهشت نعیم است نه اینکه برای او روح و ریحان است؛ چنانکه در مورد مؤمنان آمده:

«هم دَرَجَاتٍ»[6]

خود آنان درجات هستند، نه اینکه برای آنان درجاتی است.

امام صادق (علیه السلام) می فرماید:

«اَنتم فِی الجَّنة فَاسئلوا الله اَنْ لایخُرجَکُم مِنها»

(بحارالانوار، ج 65، ص 102)

«شما اهل بهشتید، اکنون نیز در بهشت هستید (چون معتقد به ولایت اهل بهشت هستید) پس دعا کنید که از بهشت بیرون نروید»

    منبع: جوادی آملی، عبدالله؛ مبادی اخلاق در قرآن، صص 171 – 168.
  • [1] . آل عمران/ 133.
  • [2] . بقره/ 24.
  • [3] . شعرا/90.
  • [4] . ق/31.
  • [5] واقعه/ 88و 87.
  • [6] . آل عمران/163.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS