دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بیعت عقبه

No image
بیعت عقبه

كلمات كليدي : بيعت عقبه، بيعةالنساء، بيعةالحرب، سال يازدهم هجري،سال دوازدهم هجري

نویسنده : (تليخص)هیئت تحریریه سایت پژوه

نام دو بیعت مردم یثرب(مدینه) با رسول خدا صلّی‌الله‌علیه‌وسلم است. عقبه به معنای راهی است که از آن به بالای کوه می‌روند. محل وقوع دو بیعت، گردنه‌ای است میان منی و مکه، که فاصلۀ آن با مکه حدود پنج کیلومتر است.

هنگامی که ابوطالب و خدیجه در سال دهم بعثت از دنیا رفتند، رسول خدا صلّی‌الله‌علیه‌وسلم از یک سو کسی را که از او حمایت کند، نداشت و از سوی دیگر سخت‌گیری مشرکان بر او بیشتر شده بود. در سال یازدهم بعثت، آن حضرت با شش تن از مردم یثرب روبرو شد. محل این ملاقات نزدیک عقبه فوق بوده است. رسول خدا از هویت آنان سؤال کرد و آنها خود را از مردم خزرج معرفی کردند. پیامبر پرسید که شما از هم‌پیمانان و دوستان یهود هستید و پاسخ مثبت شنید. سپس با ایشان به گفتگو نشست، اسلام را بر آنان عرضه داشت و بر ایشان قرآن خواند.

اطلاعات پراکنده‌ای که مردم یثرب از یهودیان دربارۀ ظهور پیامبری در مکّه به دست آورده بودند، موجب توجه آنان به حضرت محمّد شد و این امید را ایجاد کرد که با حضور ایشان در یثرب بتوانند از ادامۀ دشمنی و جنگ بین دو قبیلۀ اوس و خزرج پیش‌گیری کنند. اینان چون به مدینه بازگشتند، داستان ظهور پیغمبر را به مردم گفتند.

در سال دوازدهم بعثت، در موسم حجّ، دوازده تن از هفت خانواده از دو قبیلۀ اوس و خزرج در عقبه با پیغمبر صلّی‌الله‌علیه‌وسلم دیدار کردند، اسلام آوردند و با رسول خدا بیعت نمودند. مضمون بیعت این بود که در پرستش خدا شریکی برای او نگیرند، دزدی و زنا نکنند، فرزندان خود را نکشند، بهتان نزنند و رسول خدا را در آن‌چه به خیر و صلاح است نافرمانی نکنند. اگر بدین بیعت وفا کردند، بهشت از آن آنان خواهد بود و اگر خلاف نمودند، با خداست که آنان را ببخشد یا عذاب کند. این بیعت را بیعةالنساء گفته‌اند. پس از این بیعت بود که رسول خدا مُصعب، پسر عُمیر، را همراه آنان فرستاد تا قرآن را به آنها تعلیم دهد.

در موسم حجّ سال سیزدهم بعثت، هفتاد مرد یا هفتاد و دو مرد و دو زن در عقبه فراهم آمدند، و از آن سو عباس، عموی پیغمبر، نیز با رسول خدا حاضر شد. عباس به حاضران گفت: محمد از ماست و تا آن‌جا که توانسته‌ایم از او حمایت کرده‌ایم. اکنون او می‌خواهد نزد شما بیاید. اگر توان حمایت او را دارید، چه بهتر، و گرنه او را نزد ما رها کنید. گفتند: با او بیعت می‌کنیم که با هر که جنگ کند، بجنگیم و با هر که آشتی کند، در آشتی باشیم. از ‌این‌رو این بیعت، بیعةالحرب نام گرفت. پس از این بیعت بود که رسول خدا دوازده تن از آنان را انتخاب و نقیب مردم کرد. این بیعت، مقدمۀ هجرت حضرت محمد به یثرب شد.

مقاله

نویسنده (تليخص)هیئت تحریریه سایت پژوه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS