دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تازیانه بیداری

اشاره: یکی از غفلت‌های بزرگ انسان که بسترساز سایر غفلت‌ها می‌باشد،‌ فراموش کردن "مرگ" است.
No image
تازیانه بیداری

اشاره: یکی از غفلت‌های بزرگ انسان که بسترساز سایر غفلت‌ها می‌باشد،‌ فراموش کردن "مرگ" است. این فراموشی و غفلت، آفت بزرگ حیات سالم آدمی است و فرجام او را با زیان و خسران مواجه می‌سازد.

مرگ، حق است، و شربتی است که همه باید بنوشند، و از آن مفر و گریزگاهی نمی‌باشد. این واقعیت، اگر در آشیان قلوب بنشیند و در چشم و دیده عقل و جان درآید، زداینده همه پستی‌ها و معاصی است. و چنانچه به آن توجه عمیق نشود، برانگیزاننده معاصی و مفاسد است.

یاد مرگ، تازیانه‌ای است بر انسان خفته که او را از خواب غفلت بیدار می‌کند و به "خود" می‌آورد و به "حقیقت" می‌رساند.

یاد مرگ، برای همه لازم است و برای کسانی که دستی در قدرت دارند و بر اریکه ریاست نشسته و امکانات حکومتی را در حیطه اختیار گرفته و به راحتی فرمان می‌دهند و تصمیم می‌گیرند، بیشتر و گسترده‌تر ضرورت پیدا می‌کند. زیرا اگر چه زندگی دنیا در هر جلوه می‌تواند آدمی را به غفلت اندازد،‌ لکن صاحبان قدرت و ریاست را بیشتر به سوی دامگاه غفلت می‌کشاند تا آنان را از بهره‌برداری صحیح از جاه و مقام و مال برای اداره جامعه و کشور باز دارد و به سوی مطامع سیاسی و اقتصادی و باندی و جناحی بکشاند.

خطبه 230 از کتاب شریف نهج‌البلاغه، به موضوع حقیقت مرگ و آمدن روزی که همه چیز را باید گذاشت و گذشت اختصاص یافته است. این خطبه شریف به همان ترتیب که با تازیانه اندرز خفتگان را به بیداری فرا می‌خواند و فراموش کردن یاد مرگ را عامل فلاکت انسان می‌داند، گرایش به تقوا و نیکوکاری و افزودن بر توشه عمل صالح در هر عرصه و صحنه از حیات فردی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را، راه رهایی از این غفلت و جلوگیری از سقوط در مهالک گناهان معرفی می‌نماید.

خوانندگان صفحه "آفتاب هدایت" را به مطالعه عمیق و متفکرانه این خطبه دعوت می‌کنیم.

پرهیزکاری و عمل

همانا ترس از خدا کلید هر در بسته، و ذخیره رستاخیز، و عامل آزادگی از هرگونه بردگی، و نجات از هرگونه هلاکت است. در پرتو پرهیزکاری، تلاشگران پیروز، پرواکنندگان از گناه رستگار، و به هر آرزویی می‌توان رسید.

مردم! عمل کنید که عمل نیکو به سوی خدا بالا می‌رود، و توبه سودمند است، و دعا به اجابت می‌رسد، و آرامش برقرار، و قلم‌های فرشتگان در جریان است. به سوی اعمال نیکو بشتابید پیش از آن که عمرتان پایان پذیرد، یا بیماری مانع شود، و یا تیر مرگ شما را هدف قرار دهد.

ضرورت یاد مرگ

مرگ نابودکننده لذت‌ها، تیره کننده خواهش‌های نفسانی، و دور کننده اهداف شماست، مرگ دیدارکننده‌ای دوست نداشتنی، هماوردی شکست‌ناپذیر و کینه‌توزی است که بازخواست نمی‌شود،‌ دام‌های خود را هم اکنون بر دست و پای شما آویخته،‌ و سختی‌هایش شما را فرا گرفته، و تیرهای خود را به سوی شما پرتاب کرده است. قهرش بزرگ، و دشمنی او پیاپی و تیرش خطا نمی‌کند.

چه زود است که سایه‌های مرگ، و شدت دردهای آن، و تیرگی‌های لحظه جان کندن،‌ و بیهوشی سکرات مرگ، و ناراحتی و خارج شدن روح از بدن، و تاریکی چشم پوشیدن از دنیا، و تلخی خاطره‌ها، شمارا فرا گیرد.

پس ممکن است ناگهان مرگ بر شما هجوم آورد، و گفتگوهایتان را خاموش، و جمعیت شما را پراکنده، و نشانه‌های شما را نابود،‌ و خانه‌های شما را خالی، و میراث خواران شما را برانگیزد تا ارث شما را تقسیم کنند، آنان یا دوستان نزدیکند که به هنگام مرگ نفعی نمی‌رسانند، یا نزدیکان غمزده‌ای که نمی‌توانند جلوی مرگ را بگیرند، یا سرزنش کنندگانی که گریه و زاری نمی‌کنند.

سفارش به نیکوکاری

بر شما باد به تلاش و کوشش،‌ آمادگی و آماده‌شدن،‌و جمع‌آوری زاد و توشه آخرت در دوران زندگی دنیا. دنیا شما را مغرور نسازد، چنانکه گذشتگان شما و امت‌های پیشین را در قرون سپری شده مغرور ساخت.

آنان که دنیا را دوشیدند، به غفلت‌زدگی در دنیا گرفتار آمدند،‌ فرصت‌ها را از دست دادند، و تازه‌های آن را فرسوده ساختند، سرانجام خانه‌هایشان گورستان، و سرمایه‌هایشان ارث این و آن گردید،‌آنان که نزدیکشان را نمی‌شناسند، و به گریه‌کنندگان خود توجهی ندارند،‌ و نه دعوتی را پاسخ می‌گویند.

مردم! از دنیای حرام بپرهیزید، که حیله‌گر و فریبنده و نیرنگباز است، بخشنده‌ای بازپس گیرنده، و پوشنده‌ای برهنه کننده است، آسایش دنیا بی‌دوام، و سختی‌هایش بی‌پایان، و بلاهایش دائمی است.

دنیا و زاهدان راستین

زاهدان گروهی از مردم دنیایند که دنیاپرست نمی‌باشند، پس در دنیا زندگی می‌کنند اما آلودگی دنیاپرستان را ندارند، در دنیا با آگاهی و بصیرت عمل می‌کنند،‌ و در ترک زشتی‌ها از همه پیشی می‌گیرند، بدن‌هایشان به گونه‌ای در تلاش و حرکت است که گویا میان مردم آخرتند، اهل دنیا را می‌نگرند که مرگ بدن‌ها را بزرگ می‌شمارند، اما آنها مرگ دل‌های زندگان را بزرگ‌تر می‌دانند.

حضرت علی(ع):

مرگ، نابودکننده لذت‌ها، تیره کننده خواهش‌های نفسانی است. دیدارکننده‌ای دوست نداشتنی، هماوردی شکست ناپذیر و کینه‌توزی است که بازخواست نشود. دام‌های خود را هم اکنون بر دست و پای شما آویخته،‌ سختی‌هایش شما را فرا گرفته، و تیرهای خود را به سوی شما پرتاب کرده است.

حضرت علی(ع):

بر شما باد به تلاش و کوشش، آمادگی و جمع‌آوری زاد و توشه آخرت در دوران زندگی دنیا. مراقب باشید دنیا شما را مغرور نسازد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS