دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تالیفات استاد محمد رضا حکیمی

No image
تالیفات استاد محمد رضا حکیمی

در عرضه قلم

استاد حکیمى از همان سال هاى نخست تحصیلى، به نوشتن روى آورد و از وقتى که به درس ادیب ثانى رفت، تا زمانى که کفایة الاصول را خواند، همه دروس و تقریرات آن ها را نوشت و به هنگام خواندن فلسفه، تحقیقات خود را به صورت تعلیقه بر بخشى از شرح اشارات نگاشت. غیر از آن، مطالب گوناگون علمى و آنچه را که در هنگام مطالعه کتاب ها از نظر گذرانده بود، یادداشت مى کرد. در برهه اى در صدد بازنویسى متون درسى حوزه ها برآمد وکارهایى نیز در این جهت انجام داد.

آنگاه که راه خویش را انتخاب کرد و اندیشه اداى تکلیف نسبت به جامعه و جوانان براو غالب شد، از «کتاب هاى خاموش» به «کتاب هاى گویا» روى آورد و از قفسه هاى کتاب به درون زندگى افراد و اجتماع پا نهاد. شوق مطالعه در خارج از دنیاى کتاب و شور آفاق نگرى در دلش شعله ور گشت و «کتاب زندگى» و «کتاب درد» او را به خود کشاند و دستش را گرفت و به درون اجتماع برد و در کنار انسان هاى گوناگون نشاند.

به مؤسسات فرهنگى آموزشى رفت. دربرخى سمینارهاى علمى حاضر شد و سخنرانى کرد، در بعضى محافل علمى استادان دانشگاه ها و روشنفکران به صورتى مناسب ومؤثر حاضر شد. از کم و کیف مطبوعات مختلف کشور و اداره کنندگان آنها واهداف ومقاصد هر یک به گونه اى سر در آورد.

به منظور شناخت نفوذگاه هاى استعمار، بویژه استعمار فکرى، فرهنگى و مطبوعاتى، به بررسى لایه هاى مختلف جامعه پرداخت و با یافتن خَلأ موجود در این باره به فکر چاره جویى هایى لازم افتاد. او از لابلاى کتاب هاى ویرانگر سرازیر شده بسوى اجتماع (چه ترجمه و چه تألیف) و مطبوعات، و از سرگردانى جوانان و کم توانىِ روش هاى تبلیغى دینى و این چگونگى هاى سرسام آور و کمبودهاى زمان سوز، دریافت که باید دست را قلم سازد و با تألیفات آراسته و آموزنده خود، با توجه به مقتضیات زمان ونیازمندى هاى جامعه وسامان دادن به وضع روحى جوانان، از مایه هاى استوارى بخش علم و عمل قرآن و اهل بیت(علیهم السلام)آنان را بهره مند سازد.

استاد در این جهت با انتخاب نثرى نو کارى جدید پیش گرفت. و براى آن که با جوانانى که ده ها کتاب جذاب از غیر مذهبى ها خوانده بودند، هم کلام شود، مقدارى روى نثر فارسى و افکار نویسندگان بزرگ کار کرد و در عرصه قلم وارد شد و به برکت قرآن و اهل بیت(علیهم السلام) افکار و مسائل مختلف انسانى و اجتماعى را با صحیح ترین و حقیقى ترین مطالب با شجاعت علمى به جامعه عرضه داشت. او در آثارش بر هشت موضوع:

1 ـ تشیّع و حقانیت

2 ـ دعوت به قیام و پیکار

3 ـ اجراى عدالت

4 ـ جداسازى سه راه معرفت: قرآن ـ فلسفه ـ عرفان

5 ـ شناخت بزرگان شیعه

6 ـ وحدت مسلمانان و ضرورت تشکیل اتحاد جماهیر اسلامى

7 ـ روحانیت و لزوم تجدید حیات و دگرگونى دربرنامه ها و راهبردهاى آن

8 ـ باید و نبایدهاى نویسندگى در قلمرو دینى، تأکید ورزید و از میان این هشت موضوع، بر مسئله دعوت به قیام و پیکار و اجراى عدالت بیشتر اصرار نمود.

مجموعه آثار استاد تا قبل از سال 1357 بیشتر از قیام و پیکار سخن مى راند و از سال 1357 به این سوى آهنگ و جهت قسط و عدالت را طى مى کند و بطور کلى سیر و سمت کتاب ها و سایر نوشته هاى او، دعوت به توحید و عدل است، آن گونه دعوتى که اهل بیت(علیهم السلام)گفته اند و آن دعوتى که پیروى از پیامبر(صلى الله علیه وآله) است و در هیچ مکتبى دیگر آن را نمى توان یافت.([7])

آثار ماندگار

نوشته هاى استاد حکیمى بطورکلى ابتکارى، علمى، تولیدگر اندیشه، جهت بخش و تأثیرگذار و بیدارگر نسل و عصراست. او آنچه را باید بگوید و بنویسد در وقت و زمان خود گفت ونوشت وخدا را بر این که به او توفیق داده تا عمرش را در جهت نشر معارف خالص قرآن و اهل بیت(علیهم السلام)براى نجات نسل جوان سپرى کند، شاکر و راضى است.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS