دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تجرد علم

No image
تجرد علم

كلمات كليدي : علم، صورت علميه، تجرد علم، تجرد، ادراك، حصول معلوم

نویسنده : حسن رضايي

علم در لغت فارسى به معنی دانش و دانستن و در فرانسه معادلScince است و معادل لاتین آن Scientia می باشد. علم عبارت است از مطلق ادراک چه ادراک تصورى چه ادراک تصدیقى؛ چه یقینى چه غیر یقینى. [1] معانی گوناگونی برای علم ذکر شده است: تعقل یا حصول صورت شى‌ء در ذهن؛ ادراک کلى چه مفهومى و چه حکمى؛ اعتقاد جازم مطابق واقع؛ ادراک شى‌ء همانطور که هست؛ ادراک حقایق اشیاء و علل آنها؛ به ادراک مسائل از روى دلیل؛ ملکه حاصل از ادراک همه مسائل فوق.[2] علم در اصطلاح صوفیه نورى است که از منبع نور نبوت در دل بنده مؤمن راه می یابد و بواسطه آن بخداى راه یابد و فرق آن با عقل آنست که عقل فطرى است و علم خاص مؤمن است[3] و در اصطلاح فلسفی، علم که یکی از انواع کیف نفسانی است عبارتست از حصول صورت علمیه که همان معلوم است برای عالم.[4]فلاسفه در تعریف کیف نفسانی اورده اند که کیف نفسانی عبارتست از عرض مجردی که تنها عارض بر جواهر نفسانی می شود و وجود ان از یقینی ترین موجوداتی است که با علم حضوری درک می شود.[5]

ادله تجرد علم

در مورد علم، مباحث مختلفی طرح شده است که اکثر انها مربوط به شناخت شناسی است و فلاسفه نیز به مناسبت‌هایی، مباحثی از ان را در ابواب مختلف فلسفه ذکر کرده اند. صدرالمتالهین نیز مبحث مستقلی را به بحث در مورد مسائل علم اختصاص داده است. تجرد علم و عالم یکی از مباحثی است که فلاسفه مطرح نموده اند. آنان برای اثبات این امر به چند دلیل تمسک نموده اند. از جمله انها دلایل ذیل است:

1. محال بودن انطباع کبیر در صغیر: ادراک حسی اگرچه به نظر مادی گرایان امری مادی است اما با دقت در ان می توان فهمید که این ادراکات را نمی توان مادی دانست و فعل و انفعالات مادی تنها به عنوان شرایط اعدادی ان است. شاهد بر این مطلب نیز این است که ما در امور روزانه خود، صورتهایی بسیار بزرگ مانند کوهها و دریاها را تصور می کنیم. حال اگر این ادراک حسی که از نوع دیدن است مادی می‌بود، می بایستی در اندام بینیایی یا هر عضو دیگری از بدن می بود و نمی باید از محل خودشان بزرگتر باشند زیرا ارتسام و انطباع مادی بدون انطباق بر محل ممکن نمی باشد. پس با توجه به اینکه ما این صورتهای ادراکی را در خودمان می یابیم، ناچاریم که بپذیریم این نوع از ادراکات که به ادراک حسی معروف است، مربوط به مرتبه ای از نفس می باشد و باید غیر مادی و مجرد باشد.[6]

2. عدم امکان تغییر و دگرگونی: صورتهای علمی به هرنحوی که باشند، مجرد از ماده و فاقد قوه هستند، زیرا به وضوح صورت علمی از ان جهت که معلوم نفس می باشد قوه تغییر و تبدیل به هیچ چیز دیگری را ندارد (وگرنه موجب مغایرت و مباینت صورت جدید با صورتی پیشین می شود) در حالی که اگر صورتهای علمی امری مادی بودند ، امکان تغییر و تحول در انها وجود می داشت.[7]

3. عدم امکان این ادارک به صورت همیشگی و با آماده بودن شرایط: اگر ادارک حسی از فعل و انفعالات مادی می بود می بایست همیشه با فراهم شدن شرایط مادی ، تحقق یابد در حالیکه بسیاری از اوقات با و جود فراهم بودن شرایط مادی، به سبب تمرگز نفس در امر دیگری این ادراک صورت نمی گیرد. پس حصول این قبیل ادراکات منوط به توجه نفس و از امور غیر مادی است.[8]

4. عدم وجود خواص و ویژگیهای غیر قابل انفکاک: اگر ادراک علمی از امور مادی می بود، می بایستی دارای خواص و ویژگی های امور مادی باشد؛ خواصی که ملازم با امور مادی و غیر قابل انفکاک از ان است. ویژگیهایی که درهر امر مادی یافت می شود مانند انقسام، زمان و مکان. در حالیکه علم از ان جهت که علم است قابل انقسام نیست، مقید به زمان خاصی نیست و می توان حادثه مشخصی که در زمان خاصی روی داده است با حفظ عینیت و تطابق کامل ، در هر زمانی ادراک نمود و آنرا به خاطر آورد[9] و نیز نمی توان در یک مکان خاص به آن اشاره نمود.[10]

5. با بررسى اقسام علم و توجه به یگانگى علم حضورى با ذات عالم مجرد و کیف نفسانى بودن علم بمعناى اعتقاد و بمعناى صور و مفاهیم ذهنى و توجه به اینکه نسبت و حکم نقش رابط را میان آنها ایفاء مى‌کنند، مجرد بودن همه اقسام علم روشن گردید و در واقع تجرد آنها از راه تجرد عالم بثبوت رسید[11]

مقاله

نویسنده حسن رضايي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS