دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تدریس شهید آیت الله سید علی قاضی طباطبایی

No image
تدریس شهید آیت الله سید علی قاضی طباطبایی

شاگردان

سید على قاضى سرشار از اسرار الهى بود لذا در تربیت شاگردان تلاش و همت خاصّى داشت. روزها در منزلش، شاگردان را به حضور مى پذیرفت و به نصیحت و ارشاد آنان مى پرداخت. جمع کثیرى از بزرگان به یُمن تربیت او، در مسیر حقیقت قدم گذاشته و صاحب کمالات و مقامات معنوى شده اند. از جمله شاگردان وى عبارتند از آیات بزرگوار:

1 ـ شیخ محمدتقى آملى وى یکى از علماى بزرگ حوزه علمیه تهران بودند و خود مى گویند که:«علوم ظاهرى مرا غنى نکرد و عاقبت گمشده خود را در وجود سید على قاضى طباطبایى یافتم.» و آیت الله قاضى در خصوص وى مى فرمود: «ایشان از جمله کسانى هستند که شرف دیدار با امام زمان(علیه السلام)را داشته است.»

2 ـ علامه سید محمدحسین طباطبایى ایشان در نجف اشرف بیش از همه، تحت تأثیر استاد بزرگش آیت الله قاضى طباطبایى قرار گرفته و سال ها از محضر ایشان استفاده نمود. از این رو مى فرمود: «ما هر چه در این مورد داریم، از مرحوم قاضى داریم. چه آنچه که در حیاتش از او تعلیم گرفتیم و از محضرش استفاده کردیم و چه طریقى که خودمان داریم، از مرحوم قاضى گرفته ایم.»

3 ـ سید محمدحسن الهى طباطبایى وى برادر کوچک علامه طباطبایى است که عرفان و فلسفه را از محضر قاضى و سید حسین بادکوبه اى فرا گرفت.

4 ـ محمدتقى بهجت معظم له از مراجع تقلید زمان حاضر مى باشد که پس از ورود به نجف اشرف به خاطر اهتمام به تهذیب نفس، به محضر عارف عابد سید على قاضى راه یافته و از شاگردان مورد توجه ایشان مى گردد.

5 ـ سید یوسف حکیم وى پسر بزرگ آیت الله العظمى حکیم مى باشد که در مراحل سیر و سلوک، شاگرد قاضى است. بعد از رحلت آیت الله العظمى حکیم، مردم به وى رو آوردند ولى با وجود آیت الله العظمى خوئى و شدّت زهد مرجعیت تشیّع را نپذیرفت.

6 ـ سید محمد حسینى همدانى «انوار درخشان در تفسیر قرآن» (در 18 جلد) از تألیفات وى مى باشد. وى در رؤیاى صادق، از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله)دستور نگارش تفسیر را دریافت نمود.

7 ـ شهید محراب، سید عبدالحسین دستغیب شیرازى وى از مریدان مرحوم قاضى بود و از ایشان اجازه اجتهاد داشت. ایشان بعد از انقلاب، از سوى امام خمینى(قدس سره)به امامت جمعه شیراز منصوب شد. و سرانجام در بیستم آذر ماه 1360 توسّط منافقان به شهادت رسید.

8 ـ شیخ حسنعلى نجابت شیرازى وى در 28 سالگى به درجه اجتهاد رسید و بنا به سفارش آیت الله قاضى از دوستان نزدیک شهید دستغیب بود.

9 ـ سید محمدهادى میلانى وى زیر نظر آیت الله قاضى به تهذیب نفس پرداخت و در شهر مشهد به مدّت 22 سال به ارشاد و تدریس پرداخت.

10 ـ محمدرضا مظفر ایشان در دروس عالى حکمت و فلسفه اسلامى از محضر آیت الله قاضى استفاده کرد. کتاب «اصول فقه» ـ که از منابع درسى حوزه علمیه است ـ از تألیفات ایشان مى باشد.

11 ـ سید عبدالاعلى سبزوارى ایشان حافظ قرآن بود و در هر هفته یک بار قرآن را ختم مى کرد. کتاب «مهذّب الاحکام» (در 30 جلد) که یک دوره کامل فقه است، از تألیفات وى مى باشد.

12 ـ میرزا على غروى علیارى وى فردى بسیار باتقوا، زاهد، خوش برخورد و داراى حافظه قوى بود و پس از بازگشت به تبریز، سال ها به امر تحقیق، تدریس و تألیف پرداخت.

13 ـ سید شهاب الدین مرعشى نجفى وى از مراجع تقلید بود که در حرم مطهر حضرت معصومه(علیها السلام)نماز مغرب و عشاء را اقامه مى کرد. از مهم ترین خدمات ایشان، گردآورى هزاران جلد کتاب نفیس و تأسیس کتابخانه اى بى نظیر در قم مى باشد.

14 ـ سید ابوالقاسم خوئى وى نیز از مراجع تقلید بود که تألیفات فراوانى مثل «معجم رجال الحدیث»، «البیان فى تفسیر القرآن»، «مصباح الفقاهة» و...از خود به یادگار نهاد.

15 ـ حاج شیخ ابوالفضل خوانسارى ایشان در نجف اشرف از محضر آیت الله قاضى بهره هاى فراوان برد. یکى از اقدامات مؤثر و شاخص وى، تأسیس حوزه علمیه در شهر اراک است. ضمناً وى بعد از انقلاب اسلامى به عضویت خبرگان رهبرى و خبرگان قانون اساسى انتخاب شد.

16 ـ شیخ عبدالحسین حجت انصارى وى از شاگردان خصوصى مرحوم قاضى بود. پرهیز از شهرت طلبى، یکى از ویژگى هاى وى بود به گونه اى که کسى کلمه «من» از او نشنید.

17 ـ شیخ محمدابراهیم شریفى زابلى ایشان از دروس اخلاقى و عرفانى قاضى استفاده کرده و به افتخار دامادى استادش نایل شد.

18 ـ شیخ عباس قوچانى وى وصىّ مرحوم قاضى بود و از محضر ایشان بهره هاى فراوانى برد. از خصوصیاتش این بود که تا آخر عمر مى گفت: «من هیچ نیستم» و هیچ ادعایى نداشت.

19 ـ شیخ على اکبر مرندى وى علاوه بر تسلط کامل بر فقه و اصول، در تفسیر، عرفان و احادیث اهل بیت(علیهم السلام)نیز تبحّر داشت.

20 ـ سید حسن مسقطى وى از شاگردان ویژه قاضى بود که در حکمت و عرفان، ید طولایى داشت و در حرم امیرالمؤمنین(علیه السلام)به تدریس عرفان مى پرداخت.

21 ـ سیّد هاشم حدّاد وى به آهنگرى مشغول بود و از شاگردان مورد علاقه قاضى به شمار مى رفت.

22 ـ سید عبدالکریم کشمیرى ایشان مراتب سیر و سلوک، عرفان و اخلاق را از محضر آیت الله قاضى، شیخ مرتضى طالقانى، شیخ عباس قوچانى و سید هاشم حداد آموخت.(

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS