دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تدریس صاحب فصول محمد حسین حائری

No image
تدریس صاحب فصول محمد حسین حائری

هجرت به نجف

او با همت والا پله هاى ترقى را پیمود و آنگاه با اعضاى خانواده راهى نجف شدحوزه اى که در آن روزگار شکوه خیره کننده اى داشت و بزرگ ترین عالمان اسلامى در آنجا گردآمده بودند. از استادان این دوره وى نامى برده نشده است مگر از برادر بزرگش شیخ محمدتقى ایوانکیفى که از مدرسان نام آور فقه و اصول بود.

در سال 1216 ق وهابیان بى خرد متعصّب به شهر نجف حمله کردند. در مقابل گروه زیادى از عالمان شیعى و مردم با تمام توان از شهر نجف دفاع کردند، البته جمعى از مردم و علما هم که توان ماندن نداشتند، مجبور شدند به شهرهاى دیگر هجرت کنند. شیخ محمدتقى هم در همان سال با برادرش شیخ محمدحسین راهى اصفهان شد. حوزه اصفهان به برکت وجود این عالم فرزانه چنان رونق گرفت که حدود سیصد عالم و فاضل در درس فقه و اصول او شرکت کردند.[7]

محمدحسین طى حضور چند ساله لحظه ها را غنیمت شمرد و در محضر درس برادر شرکت کرد. تا اینکه با موافقت برادرش، راهى عراق شد و در جوار مرقد مقدس سید الشهداء(علیه السلام) رحل اقامت افکند و در حوزه هاى علمى کربلا که بعد از حوزه نجف اهمیت والایى داشت، به تدریس، تالیف و تبلیغ آموزه هاى دینى روى آورد. در این دوران حوزه درس او، یکى از پرشکوه ترین و سرآمدترین دروس فقه و اصول بود. آقا بزرگ تهرانى مى نویسد:

«صاحب فصول که به کربلا رفت، شهرت و آوازه اش رو به فزونى نهاد، بگونه اى که تدریجاً در ردیف یکى از بزرگترین و برجسته ترین عالمان روزگار خود، قرار گرفت، ریاست علمى، و مقام فتوى و پیشوایى و زعامت آن حوزه، که معمولاً بدست برگزیده ترین دانشمند عصر، قرار مى گرفت، بدو سپرده شد، این بزرگوار در ضمن مسئولیت خطیر زعامت حوزه، به درس و بحث و تدریس نیز ادامه مى داد. و رایت نشر و گسترش دین، و ترویج احکام شریعت را بدوش مى کشید او هم مرجع طلاب و فاضلان و دانش پژوهان حوزه در کرسى تدریس و هم مرجع مردم در امر تقلید بود، و گروه زیادى از دانش طلبان دینى گرد شمع وجودش جمع شدند.»[8]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS