دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تعالی و انحطاط جوامع

No image
تعالی و انحطاط جوامع

پرسش و پاسخ

پرسش:

از منظر آموزه هاي وحياني چه عوامل و متغيرهايي موجبات تعالي و يا انحطاط جوامع انساني را فراهم مي آورد؟

پاسخ:

بر اساس ديدگاه استاد شهيد مرتضي مطهري(ره) روش اظهار نظر يک مکتب در مورد عوامل پيشرفت و ترقي و انحطاط و سقوط جوامع، بيانگر نگاه آنها به جامعه، تاريخ، جنبش هاي تکاملي و سيرهاي نزولي است. به اعتقاد استاد قرآن کريم در مجموع به چهار عامل مؤثر در اعتلاها و روند تعالي و انحطاط و روند سقوط اشاره کرده است:

1- عدالت و بی عدالتی

اين مطلب در آيات فراواني از قرآن کريم بيان شده است از جمله در آيه چهار سوره قصص خداوند مي فرمايد: فرعون در زمين برتري جويي کرد و اهل آن را به گروه هاي مختلفي تقسيم نمود، گروهي را به ضعف و ناتواني مي کشاند، پسرانشان را سر مي بريد و زنانشان را (براي کنيزي و خدمت) زنده نگه مي داشت، او به يقين از مفسدان بود.

در اين آيه شريفه ابتدا برتري جويي فرعون که ادعاي ربوبيت اعلي کرده و ديگران را به منزله بندگان خود مي دانست بيان شده و سپس تبعيض و تفرقه افکني و ذليل کردن گروه خاصي از مردم، کشتن پسران آنها و به خدمت گرفتن زنانشان را اظهار شده است. آنگاه مي فرمايد: «انه کان من المفسدين» او يکي از تباه‌گران است. اين جمله اشاره دارد که اين گونه مظالم اجتماعي جامعه را از بيخ و بن نابود مي کند.

2- اتحاد و تفرقه

در آيه 103 سوره آل عمران که امر به اعتصام (چنگ زدن) به ريسمان الهي و نهي از تفرقه و تشتت آمده، از تفرقه و اختلاف با تعبير «کنتم علي شفاه حفرةً من النار» تعبير شده است، که ويران گري اجتماع به سبب تفرقه و اختلاف در آن مشهود است. در آيه 105 همان سوره خداي تعالي مي فرمايد: و مانندکساني نباشيد که پراکنده شدند و اختلاف کردند (آن هم) پس از آنکه نشانه هاي روشن (پروردگار) به آنان رسيد و آنها عذاب عظيمي دارند. استاد مطهري به آيات ديگري نيز استشهاد مي کند: در آيه 46 سوره انفال خداوند مي فرمايد: «ولاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحکم» با يکديگر نزاع نکنيد که نزاع داخلي سبب سستي مي شود و سستي شما را زايل و نابود مي کند. همچنين در آيه 65 سوره انعام خداي متعال مي فرمايد: بگو خداوند قادر است از بالاي سر يا از زير پاي شما عذاب برانگيزد، يا به شما جامه تفرق و گروه گروه شدن بپوشاند و خشونت بعضي از شما را بر بعضي ديگر بچشاند.

3- اجرا يا ترک امر به معروف و نهی از منکر

استاد مطهري(ره) در اهميت اين فريضه به حديث امام باقر(ع) اشاره مي کند که فرمودند: «بها تقام الفرائض و تامن المذاهب و تحل المکاسب و ترد المظالم و تعمرالارض و ينتصف من الاعداء و يستقيم الامر» به وسيله اين اصل ساير دستورها زنده مي شود، راهها امن مي گردد، کسب ها حلال مي شود، مظالم به صاحبان اصلي برگردانده مي شود، زمين آباد مي گردد، از دشمنان انتقام گرفته مي شود و کارها رو به راه مي شود(فروع کافي، ج 5، ص 56).

استاد مطهري با ابراز گله مندي مي گويد: اين مطلب مي بايست مصلحين زيادي به وجود آورد. در حالي که از اين جهت خيلي فقيرم. استاد با استناد به آيه 78 و 79 سوره مائده ترک اين فريضه الهي امر به معروف و نهي از منکر را عامل هلاکت و نابودي اقوام گذشته مي داند.

4- فسق و فجور و فساد اخلاق

استاد مطهري معتقد است ظلم در قرآن مفهوم اعمي دارد که هم شامل ظلم به غير می‌گردد و هم شامل فسق و فجور و کارهاي ضد اخلاقي و همچنين ظلم شامل ظلم به فرد و نفس خود و ديگران نيز مي شود، و هم شامل ظلم يک قوم به حقوق فرد يا گروه ديگر.

در بسياري از آيات قرآن ترف و مترف بودن و ظلم به معني اعم عامل هلاکت يک قوم شمرده شده است. در آيه 59 سوره قصص خداوند مي فرمايد: ما هيچ قومي را هلاک نمي کنيم مگر اينکه اهل آن ظالم باشند. همچنين در آيه 6 سوره انعام خداي متعال مي فرمايد: آيا نديدند چقدر از اقوام پيشين را هلاک کرديم؟! اقوامي که (از شما نيرومندتر بودند، و) قدرتهايي به آنها داده بوديم که به شما نداديم، باران هاي پي درپي براي آنها فرستاديم، و از زير (آبادي هاي) آنها، نهرها را جاري ساختيم. (اما هنگامي که سرکشي و طغيان کردند) آنان را به خاطر گناهانشان نابود کرديم، و جمعيت ديگري بعد از آنان پديد آورديم. در آيات و سوره هاي ديگر نيز نظير اين معاني آمده است؛ (قصص - 58)، (انبياء- 11 تا 14) و (مؤمنون - 64).

روزنامه كيهان، شماره 21726 به تاريخ 28/6/96، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS