دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تمرین خوش اخلاقی

No image
تمرین خوش اخلاقی

خوش خلقی در دین ما، بسیار سفارش شده تا جایی که گاهی تمام دین دانسته شده است. در حدیثی آمده است که: شخصى خدمت رسول خدا (ص) رسید و روبه‌روى حضرت قرار گرفت. سؤال كرد دین چیست؟ فرمود: حسن خلق. رسول خدا (ص) می‌فرماید: اگر خوش‌خلقى موجود خارجى دیده ‌شدنى بود زیباترین مخلوقات می‌بود و اگر زشت‌خویى هم موجود خارجى دیده‌ شدنى بود در زشت‌ترین قیافه‌ها دیده می‌شد و خداوند بنده را در اثر داشتن حسن خلق به مقام و درجه روزه‌دار شب زنده دار می‌رساند.

خوش اخلاقی در اسلام

خوش خلقی در دین ما، بسیار سفارش شده تا جایی که گاهی تمام دین دانسته شده است. گاهی موجب کمال دانسته شده است: كامل‌ترین مؤمنان خوش‌خلق‌تر آنان است. در روایاتی نیز آن را عبادتی بزرگ دانسته اند که ثواب نماز و روزه دائمی ‌دارد. هر كس خشم خود را نگهدارد خداوند عذاب خود را از او نگه مى‌دارد، و هر كس خلقش نیكو باشد خداوند پاداش روزه‌گیر و نمازگزار را به او مى‌دهد. از همه نوید بخش تر آنکه می‌توان با خوش خلقی، از بار گناهان کاست. خوش خلقی کفاره بسیاری از گناهان ما خواهد بود. امام صادق (ع) فرمود: حسن خلق گناه را از بین می‌برد همان طور كه آفتاب یخ را آب می‌كند. و بدخلقى عمل را فاسد می‌نماید همان طور كه سركه عسل را.

خوش ‌اخلاقی را تمرین کنیم

خوش اخلاقی گاهی در طبیعت و سرشت کسی وجود دارد که نعمتی بزرگ است و شکرش واجب. بسیاری از کودکان از همان اوان کودکی صفاتی همچون صبور بودن، قانع بودن و آرام بودن را از خود بروز می‌دهند اینها کسانی هستند که خوش خلقی را بدون زحمت به ‌دست آورده اند. اما بسیاری نیز هستند که طبیعت تند و آشفته ای دارند این افراد برای به ‌دست آوردن خوش اخلاقی باید زحمت بکشند. صبر و استقامت، مدارا و فرو بردن خشمشان را تمرین کنند. بدیهی است که خوش اخلاقی از سوی این افراد ارزشمندتر و با فضیلت تر است. این تفاوت‌ها نزد خداوند پوشیده نیست و خدای بزرگ به کسانی که برای به ‌دست آوردن اخلاق نیک تلاش می‌کنند، اجر می‌دهد. اسحاق بن عمار از امام ششم (ع) نقل می‌کند كه می‌فرمود: اخلاق بخششى است از جانب خدا كه او را به كسى كه می‌خواهد می‌دهد. بعضى از خوى‌ها طبیعى و جزو سرشت و بعضى از آن مربوط به تصمیم و تمرین است. عرض كردم كدام یك از این دو نوع با ارزش‌تر است؟ فرمود آن كس كه با تصمیم و اراده خود اخلاقى را كسب می‌كند برتر است چون كسى كه خوى و اخلاقى در سرشت و طبیعت او است غیر آن روش را نمی‌تواند داشته باشد ولى آن كس كه با اراده خود روش نیكى را اتخاذ می‌نماید بر خلاف طبع خود مشكلات اطاعت را تحمل می‌كند و صبر می‌نماید پس او برتر است (بحارالانوار، ترجمه ج ۶۷ و ۶۸، ج‌۲، ص ۳۸۱).

خوش ‌اخلاقی چیست؟

از امام صادق (ع) سؤال شد حد حسن خلق چیست؟ آن حضرت فرمود: تُلِینُ جَانِبَكَ وَ تُطِیبُ كَلَامَكَ وَ تَلْقَى أَخَاكَ بِبِشْرٍ حَسَنٍ (معانی الاخبار، ۲۵۳)؛ فرمود: نرم بودن، پاکیزه سخن گفتن و با چهره خوب با برادر خود (دیگران) برخورد كردن. نرم بودن به معنای سختگیری نکردن و آسان گرفتن است که نیاز به طرز فکر درست دارد. علت بسیاری از سختگیری‌های ما اندیشه‌های غلط و باورهای نادرست ما از زندگی و توقعات بالای ما از دیگران است. تواضع، فروتنی و آسان گرفتن امور دنیا می‌تواند تأثیر زیادی در خوش اخلاقی ما داشته باشد. آرامش، نیز عامل مهمی‌ در نرمش ما در برابر اطرافیان ما دارد کسی که آرامش ندارد نمی‌تواند خوش اخلاق بماند بسیاری از اوقات، جدال و مشاجرات بیهوده ما، محصول اضطرابی است که به دلایل مختلف تحمل می‌کنیم. اگر بنا باشد به مسافرت برویم یکی دو روز قبل از سفر اخلاق خوبی نداریم و ...به هر حال اضطراب وجود دارد؛ باید یاد بگیریم که در حین اضطراب، خودمان را کنترل کنیم و همواره توجه داشته باشیم که نا آرامی ‌از درون ما سرچشمه گرفته، پس اگر تحمل کنیم و آن را به دیگران منتقل نکنیم، به آرامش یافتن خودمان هم کمک کرده ایم. ما می‌توانیم اضطراب و احساسات منفی را در درون خود پنهان کنیم و در اعمالمان بروز ندهیم و خوش اخلاقی را با تمرین به‌ دست آوریم. احساسات بد تا زمانی که در اعمال ما بروز نکنند و در محدوده اختیارات ما نباشند، مسئولیتی را متوجه ما نمی‌سازند. کلام پاکیزه نیز سبب خوش‌خلقی است. بخش بزرگی از اخلاق هر کسی مربوط به طرز سخن گفتن اوست. انسان حسود، پست، فتنه گر و ... هیچ‌گاه نمی‌تواند خوش اخلاق بماند زیرا نمی‌تواند با بزرگواری و با محبت سخن بگوید.وَ هُدُوا إِلَى الطَیِبِ مِنَ الْقَوْلِ وَ هُدُوا إِلى‌ صِراطِ الْحَمیدِ (حج، ۲۴)؛ آنان به گفتار نیك هدایت شده‌اند و به راه ستوده راهنمایى گشته‌اند. چهره خوب و بشاش داشتن هم در روایت از علامات خوش خلقی معرفی شده است. حقیقتاً نوع ارتباط عاطفی ما با دیگران به حالت چهره ما در هنگام برخورد بستگی دارد. چهره ای که مزین به تبسم باشد، علاقه، حوصله و نشاط را نشان می‌دهد. چهره و حالت پیامبر خدا(ص) در هنگام برخورد با مردم به گونه ای بود که هر کسی با آن حضرت دیدار می‌نمود گمان می‌کرد عزیزترین فرد نزد رسول خدا است بدون این که آن حضرت با زبان، ابراز محبت کند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS