دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تمسخر

خدای عزّوجلّ سه چیز را در سه چیز مخفی کرده است:... ولیّ خود را در میان خلق خویش مخفی داشته است... بنابراین مبادا هیچ یک از شماها احدی از بندگان خدا را کوچک شمرد، زیرا نمی‌داند کدامیک از آن ها ولیّ خدا است. (بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، ج‌72، باب من أذل مؤمنا... ص142)
تمسخر
تمسخر

تمسخر

قال رسول الله(ص): «إِنَّ اللَّهَ ...کَتَمَ وَلِیَّهُ فِی خَلْقِهِ، ... وَ لَا یَزْرَأَنَّ أَحَدُکُمْ بِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ،...»

قال رسول‌الله(ص): «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ کَتَمَ ثَلَاثَةً فِی ثَلَاثَةٍ، ... وَ کَتَمَ وَلِیَّهُ فِی خَلْقِهِ، ... وَ لَا یَزْرَأَنَّ أَحَدُکُمْ بِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ، فَإِنَّهُ لَا یَدْرِی أَیُّهُمْ وَلِیُّ اللَّه؛ .

مسخره‌ کردن عبارتست از نقل کردن گفتار، کردار، خلقت و اوصاف مردم با قول، فعل،اشاره و کنایه بر وجهى که سبب خنده دیگران شود و باعث عداوت یا تکبّر و حقیر کردن آن شخص است. شکّى نیست این عمل شیوه پست‌فطرتان است و صاحب این عمل از دین و ایمانبی‌خبر و از انسانیت دور است.[1] نکته‌ای که باید در مورد تمسخر به آن دقت کرد این است که تمسخر دیگران نه ‌تنها گناه استهزا را در پی دارد، بلکه در دل خود غیبت را جای داده که خود گناه بزرگی است، حتی در مسخره کردن دیگران ممکن است تهمت و دروغ نیز وجود داشته باشد.

خداوند متعال علت نادرستی این عمل را این می‌داند که ممکن است فرد مورد تمسخر از نظر ایمان و تقوا در درجه بالاتری باشد؛ لذا می‌فرماید:

«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى‌ أَنْ یَکُونُوا خَیْراً مِنْهُمْ وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى‌ أَنْ یَکُنَّ خَیْراً مِنْهُنَّ وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَکُمْ وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإیمانِ وَ مَنْ لَمْ یَتُبْ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُون‌»[2]

اى کسانى که ایمان آورده‌اید! نباید گروهى از مردان شما گروه دیگر را مسخره کنند، شاید آن‌ها از این‌ها بهتر باشند؛ و نه زنانى زنان دیگر را، شاید آن‌ها بهتر از این‌ها باشند؛ و یکدیگر را مورد طعن و عیب‌جویى قرار ندهید و با القاب زشت و ناپسند یکدیگر را یاد نکنید، بسیار بد است که بر کسى پس از ایمان نام کفرآمیز بگذارید؛ و آن‌ها که توبه نکنند، ظالم و ستمگرند.

ریشه‌هاى تمسخر[3]

1 . ثروت؛ قرآن مى‌فرماید:

«وَیلٌ لِکلّ هُمَزة لُمَزة، الّذى جَمع مالا و عَدّده»[4]

واى بر کسى‌که به‌خاطر ثروتى که اندوخته است، در پیش رو یا پشت‌سر، از دیگران عیب‌جویى مى‌کند.

2. علم و مدرک تحصیلى؛ قرآن درباره این گروه مى‌فرماید:

«فَرِحوا بما عِندهم مِن العِلم و حاقَ بهم ما کانوا به یَستهزؤن»[5]

آنان به علمى که دارند شادند و کیفر آن‌چه را مسخره مى‌کردند، آن‌ها را فراگرفت.

3. توانایى جسمى؛ کفّار مى‌گفتند:

«مَن اشدُّ مِنّا قُوّة»[6]

کیست که قدرت و توانایى او از ما بیشتر باشد؟

4. تفریح و سرگرمى

5. طمع به مال و مقام؛ گروهى، از پیامبراکرم(ص) درباره‌ زکات عیب‌جویى مى‌کردند، قرآن مى‌فرماید:

«و منهم مَن یَلمزُک فى الصّدقات فان اعطوا منها رَضوا و ان لم یُعطوا منها اذا هم یَسخَطون»[7]

ریشه‌ این انتقاد طمع است، اگر از همان زکات به خود آنان بدهى راضى مى‌شوند؛ ولى اگر ندهى هم‌چنان عصبانى شده و عیب‌جویى مى‌نمایند.

6. جهل و نادانى؛ هنگامى‌که حضرت موسى دستور کشتن گاو را داد، بنى‌اسرائیل گفتند: آیا ما را مسخره مى‌کنى؟ موسى(ع) گفت:

«أعوذُ باللّه ان اکونَ من الجاهلین»

به خدا پناه مى‌برم که از جاهلان باشم. یعنى مسخره کردن برخاسته از جهل است و من جاهل نیستم.

درجات مسخره‌ کردن[8]

هرچه مسخره‌شونده مقدّس‌تر باشد، استهزاى او خطرناک‌تر است. در قرآن مى‌خوانیم:

«اباللّه و آیاته و رَسولِه کُنتم تَستهزؤن»[9]

آیا خدا و آیات و رسول او را مسخره مى‌کنید.

پیامبر اکرم(ص) روز فتح مکه همه مشرکان را بخشید، جز کسانى که کارشان هجو و تمسخر بود.

در حدیث مى‌خوانیم: ذلیل کردن بنده مؤمنِ خدا، به‌ منزله اعلان جنگ با خداست.[10]

عواقب تمسخر‌[11]

با توجّه به آیات و روایات، عواقب بدى در کمین مسخره‌ کنندگان است، از جمله:

الف: در سوره مطففین مى‌خوانیم: کسانى که در دنیا مؤمنان را با لبخند و غمزه و فکاهى تحقیر کردند، در قیامت مورد تحقیر و خنده بهشتیان قرار خواهند گرفت؛ «فالیوم الّذین آمنوا من الکفّار یَضحَکون»[12]

ب: گاهى کیفر مسخره‌کنندگان، مسخره‌ شدن در همین دنیا است؛

«ان تَسخروا منّا فانّا نَسخرُ منکم کما تَسخرون»[13]

ج: روز قیامت براى مسخره‌کنندگان روز حسرت بزرگى است؛

«یا حَسرَةً على العِباد ما یأتیهم من رسولٍ الّا کانوا به یَستهزؤن»[14]

د: در حدیث مى‌خوانیم: مسخره‌کننده با بدترین وضع جان مى‌دهد؛

«ماتَ بِشَرّ مَیتَة»[15]

تمسخر و نابودی نعمت‌ها

«و الذّنوب الّتى تزیل النّعم عصیان العارف، و التّطاول على النّاس و الاستهزاء بهم و السّخریّة منهم»[16]

گناهانى که نعمت را از بین مى‌برند عبارتند از: معصیت کردن انسان خداشناس، گردن‌کشى بر مردم و مسخره‌ کردن‌ و ریش‌خند نمودن آنان.

پیامدهای تمسخر

آن‌چه‌این عمل را به‌ عنوان یک آسیب اخلاقى درنظام تعلیم وتربیت اسلامى منفورتر مى‌سازد، پیامدهاى نامطلوب آن است که احساس حقارت و خودکم‌بینى، ضعف پایه‌هاى اعتماد به نفس، احساس گناه و شرمندگى، افسردگى و کناره‌گیرى ازجامعه و... مى‌تواند از پیامدهاى این عمل زشت باشد و هر یک به تنهایى مى‌تواند زندگى را به‌ شدت مختل و تعادل فرد را ازبین ببرد.[17]علاوه بر آن تمسخر و استهزا، محبّت و صمیمیت را از بین مى‌برد و کینه و دشمنى راجایگزین آن مى‌کند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

سلسله کتب موسوعه كلمات الرسول الاعظم (ص) ⠕ جلدي)

سلسله کتب موسوعه كلمات الرسول الاعظم (ص) (15 جلدي)

پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله) روح همه انبياء اولياء و شهدا بوده و جان اين جهان است. شريعت او كامل ترين و جامع ترين شريعت ها و در بردارندة همة جنبه هاي فردي و اجتماعي آنان مي باشد، از اين رو چون خود، اعظم رسولان است شريعت او نيز اعظم شرايع است و سيره هاي رفتاري و سلوك هاي فردي و اجتماعي او آيينة تمام نماي انبياي الهي است و سخنان او پيام رسان عظيم ترين مفاهيم الهي و راهنماي كمال و سعادت براي انسان ها است؛ فهم سخنانش انسان ها را از ظلمت ها جهل به نور هدايت مي كشاند و فرموده هايش با فطرت انسان ها هموار بوده و به دل و جان آنها روح عبوديت و ذكر حق القا مي كند.

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS