دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جایگاه عرفان در فلسفه اسلامی

عرفان یکی از مفاهیم و مسائل مهم مورد بحث در فلسفه اسلامی می‌باشد که ذهن و فکر بسیاری از فلاسفه مسلمان را به خود معطوف داشته است.
جایگاه عرفان در فلسفه اسلامی
جایگاه عرفان در فلسفه اسلامی
نویسنده: سیدایمان نعیمی

عرفان یکی از مفاهیم و مسائل مهم مورد بحث در فلسفه اسلامی می‌باشد که ذهن و فکر بسیاری از فلاسفه مسلمان را به خود معطوف داشته است. عرفان در تاریخ فرهنگ اسلامی، فراز و نشیب‌های زیادی داشته است، متفکران جهان اسلام در باب اصول و مراحل عرفان نظریات و عقاید قابل توجهی را بیان ساخته اند. عرفان از آنجایی که مسیر نیل به حق تعالی و شرایط و موانع این سیر و سلوک را نشان می‌دهد، در خور اهمیت می‌باشد.

عرفان به معنای علم و شناخت و از ریشه عرف به معنای سکون و آرامش می‌باشد. در اصطلاح فلسفی شکل خاصی از دانش می‌باشد که نوعی آرامش روحی را به دنبال دارد. تصوف نیز علمی است که موضوع آن شناخت خداوند و اوصاف اوست که از راه مکاشفات قلبی انجام می‌گیرد. همچنین فعل muo در زبان یونانی که از واژه mysticism یا عرفان از آن اشتقاق یافته اند، در اصل به معنای سکوت و بستن لبهاست.

عرفان به عنوان یک نظام فرهنگی به دو بخش عملی و نظری تقسیم می‌شود. بخش عملی عرفان به تصفیه قلب از رذایل و اتصاف روح به فضایل و نیز به روابط انسان با خود و خداوند می‌پردازد. اصول و قواعدی که در عرفان عملی توضیح داده شده به وصول انسان به خداوند و مسیر آغاز و مراحل آن مربوط می‌باشد، یعنی شخص برای نیل به خداوند از کجا شروع نماید و چه مراحلی را می‌باید طی کند و در این طریق، چه موانع و مشکلاتی وجود دارد و چه حقایقی بر قلب او وارد می‌شود.

عرفا اعتقاد دارند که این مراحل باید با اشراف و مراقبت یک انسان کامل که قبلاً این مسیر را طی کرده و به سختی راه آگاه می‌باشد، صورت گیرد که از آن به طایر قدس یا خضر تعبیر می‌شود. این مرحله از عرفان، سیر و سلوک نامیده می‌شود. باید در مسیر عرفان الهی معرفت پیدا کرد تا بتوان به مقام قرب الهی نایل گشت. بزرگان و عارفان و فیلسوفان در راه عرفان و شناخت خدا ریاضت ها و سختی‌های فراوانی کشیده‌اند تا به این درجه و مقام رسیده‌اند.

بخش دیگر، عرفان نظری است که در آن درباره شناخت خداوند و حقایق عالم و چگونگی رجوع آنها به حقیقت الهی بحث می‌شود. عرفان نظری یعنی جهان بینی عرفانی که چیزی شبیه به فلسفه است و بینش خاصی در مورد هستی و انسان دارد. یعنی آن نظری که عارف و عرفان درباره جهان و هستی دارد. اندیشه عرفان و تصوف در میان فیلسوفان جهان اسلام تاثیرات زیادی داشته است.

جلوه‌های عرفان نه تنها در زندگی شخصی فلاسفه اسلامی بلکه در اندیشه و آثار و نوشته‌های آنان مشهود می‌باشد. چنان که در تصنیفات فارابی نشانه‌هایی از خداشناسی و بی‌قراری دیده می‌شود. این دلبستگی به عرفان در ابن سینا نیز قابل شهود است، علاقه وی به خداشناسی در کتاب حکمت مشرقیه که سرشار از مفاهیم عرفانی است، کاملاً آشکار است.

جلوه‌های عرفان در مکتب شیخ اشراق به اوج خود می‌رسد و دیدگاه فلسفی جدیدی را پایه گذاری می‌کند که مبتنی بر معرفت اشراقی و پیوند میان استدلال عقلی و تزکیه باطنی است. در مکتب اصفهان که در دوره صفویه به وجود آمد، رابطه میان فلسفه و عرفان، صورتی منطقی و عینی به خود پیدا کرد. میرداماد و ملاصدرا نیز در این مشرب سرآمد بودند. ملاصدرا سال‌های طولانی از حیاتش را در منطقه‌ای دور افتاده به تصفیه باطنی پرداخت و موفق به نگارش کتاب حکمت متعالیه شد که بر اشراق باطنی و استدلال تکیه دارد. ارتباط فلسفه و عرفان در آثار و حیات بسیاری از متفکران جهان اسلام دیده می‌شود. در عصر حاضر نیز بسیاری از فلاسفه حکیم و عارف در مسیر معنویت موفق به شناخت عرفان نظری و عملی شده‌اند.

مقاله

نویسنده سیدایمان نعیمی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

کتاب سایبان خود ساخته عرفان مدرن

کتاب سایبان خود ساخته عرفان مدرن

این کتاب با هدف عرضه صحیح و دفاع معقول اندیشه عرفانی و زدودن پیرایه‌های موهم، موهن و فراگیر عرفان و معنویت‌های نوظهور...

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS