دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جلوه هاى جاودانه

No image
جلوه هاى جاودانه

جلوه هاى جاودانه

«از عواملى که باورهاى اعتقادى انسان را سست مى کند و مانع پیشرفت معنوى انسان مى شود، شهرت هاى بیجا و بى فایده است علاقه به معروفیت و شوق به سر زبانها افتادن، نشانه ضعف ایمان و کمبودهاى روحى فرد است»

بر اساس این اعتقاد، ایشان از قبول مصاحبه هاى تلویزیونى، معروفیت درباره مرجعیت، خرید منزل نزدیک حرم براى شناخته شدن بیشتر یا تهیه مُهر و دایر کردن دفتر مراجعات براى مرجعیت، سرباز زده و قبول نکرد گاهى که با اصرار برخى ارادتمندان روبرو مى شد، مى فرمود :

«بالاتر از اینها فکر کنید گیرم نام بنده بر سر زبانها افتاد، وقتى پیش خدا دستم خالى است، آن شهرت براى من چه سودى دارد؟نام بنده موضوعیت ندارد

«رسیدگى به محرومان» عنوانى دیگر از صحیفه صفات این فقیه فرهیخته است ایشان چون پدرى مهربان بیش از چهل سال رهگشاى مستمندان و فقراى آبرومند بوده اند، گاهى که صحبت از چگونگى امداد و کمک رسانى مى شد، مى فرمود :

«کمکها را شب انجام دهید رعایت آبروى افراد را بکنید، به گونه اى کمک کنید که شما را نشناسند مبادا فردا شما را ببینند و خجالت زده گردند»

پهنه توکل و عظمت معرفت وى به قدرى است که چون سخن از داشتن و نداشتن مى شود، مى فرمایند :

«هیچ گاه نمى گذارند درمانده شویم!»

آگاهى از حقایق عالم» صفحه اى دیگر از کتاب شکوه و شخصیت ارجمند حضرت آیت الله بهاءالدینى است به گوشه اى از این حقایق مى پردازیم :

سالیان بسیارى بعد که برخى از شیفتگان دانش و دانایى با حضور در محضر پر فیضش از درس ایشان بهره مى گرفتند یکى از شاگردان آقا که فردى متقى و پارسا بود اما استعداد شایانى نداشت از دنیا رفت مدتها گذشت روزى سخن او به میان آمد ناگاه ایشان فرمود :

«فلانى در برزخ چنان رشد علمى پیدا کرده و حرفهایى مى زند که اگر در حیاتش براى او گفته مى شد نمى فهمید! درباره موضوعى درباب طهارت با ما بحث کرد و نظر ما را تغییر داد»

یکى از دانش پژوهان و طلبه هاى قم که در ایام ماه مبارک رمضان به تبلیغ رفته، پس از بازگشت به قم براى زیارت حضرت معصومه(علیها السلام)به حرم مطهر مشرف مى شود به هنگام خروج از حرم دوستى را دیده که با چهره اى غمگین و محزون با وى روبرو مى شود چون علت را جویا مى شود خبر از تنگدستى و شدت فقر مى دهد و آمدن به حرم را براى گشایش این مشکل یاد مى کند، این طلبه چون وضع را این گونه مى بیند مبلغى را که در ماه مبارک به او داده بودند به وى مى دهد و پس از خداحافظى به سوى صحن مطهر رهسپار مى شود ناگاه یادى از حضرت آیت الله بهاءالدینى کرد، زیارت این فقیه اهل بیت را ره توشه اى فردوس گونه براى خود مى داند به سوى منزل ایشان حرکت مى کند و پس از دیدار آقا اجازه مرخصى مى طلبد یکباره ایشان مى فرماید:

«صبر کن» و در پى آن از جا برخاسته، به اتاق دیگر رفته، چند لحظه بعد مبلغى پول همراه مى آورند و مى فرمایند : «کار امروز شما، کار بسیار پسندیده اى بود»!!

و او پس از خداحافظى رهسپار منزل شد و مبلغ اهدایى آقا را شمرد، ناگهان متوجه مى شود که این پول به اندازه اى است که به آن فرد در حرم داده است!

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS