دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حبط و تكفير عمل

No image
حبط و تكفير عمل

پرسش:

مفهوم حبط و تکفير را توضيح داده و چگونگي حبط اعمال مؤمنين و کفار را بيان فرماييد؟

پاسخ:

در بخش نخست پاسخ به اين سؤال به مفهوم حبط و باطل شدن و بي اجر و ثواب شدن عمل اشاره کرديم. اينک در بخش پاياني دنباله مطلب را پي مي گيريم.

چگونگی حبط و تکفير

آيا اعمال در يکديگر اثر متقابل دارند و يکديگر را باطل مي‌کنند، و يا نه بلکه حسنات حکم خود، و اثر خود را دارند، و سيئات هم حکم خود و اثر خود را دارند، در اينجا چند نظر وجود دارد:

الف: بعضي از علما قائل به تباطل و تحابط اعمال شده‌اند، و گفته‌اند: اعمال يکديگر را باطل مي‌سازند، و آنگاه اين علما در بين خود اختلاف کرده، بعضي گفته‌اند: هر گناهي حسنه قبل از خود را باطل مي‌کند، و هر حسنه‌اي سيئه قبل از خود را از بين مي‌برد.

البته اين از نظر قرآن مسلم است که حسنات چه بسا مي‌شود که اثر سيئات را از بين مي‌برد، چون قرآن در اين باره تصريح دارد. «ان الحسنات يذهبن السيئات» «خوبي ها، بدی‌ها را از بين مي برد» (هود- 114) همچنان که فرمود: الا«من تاب و آمن و عمل صالحا فاولئک يبدل الله سيئاتهم حسنات» «مگر کسي که توبه کند، و ايمان آورده عمل صالح انجام دهد، اينان همان هايند که خدا گناهانشان را مبدل به حسنات مي‌کند». (فرقان- 70)

ب: بعضي ديگر گفته‌اند: ميان حسنات و سيئات موازنه مي‌شود، به اين معنا که از حسنات و سيئات هر کدام بيشتر باشد، به مقدار آنکه کمتر است از آنکه بيشتر است کم مي‌شود، تا بقيه بيشتر بدون منافي باقي بماند، و لازمه اين دو قول اين است که براي هر انساني از اعمال گذشته‌اش به جز يک قسم نمانده باشد، يا حسنه به تنهايي، و يا سيئه به تنهايي و يا اينکه هر دو با هم مساوي بوده، و تساقط کرده‌اند، و هيچ چيز برايش نمانده باشد. و اين نظر درست نيست، زيرا اولاً از ظاهر آيه: «وَءَاخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صَالِحًا وَءَاخَرَ سَيِّئًا عَسَي اللَّهُ اَن يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ» «و گروهي ديگر، به گناهان خود اعتراف کردند؛ و کار خوب و بد را به هم آميختند؛ اميد مي رود که خداوند توبه آنها را بپذيرد؛ به يقين، خداوند آمرزنده و مهربان است!» (توبه- 102) و يک دسته ديگرند که به گناهان خود اعتراف کرده، اعمالي صالح و اعمالي طالح را بهم در آميخته‌اند و اميد است خدا از ايشان در گذرد، که خدا آمرزگار مهربان است. بر مي‌آيد که اعمال چه حسنات و چه سيئات، باقي مي‌ماند، و تنها توبه خدا سيئات را از بين مي‌برد، و تحابط به هر معنايي که تصورش کنند با اين آيه نمي‌سازد.

و ثانياً خداي تعالي در مسئله تأثير اعمال همان روشي را دارد که عقلا در اجتماع انساني خود دارند و آن روش مجازات است، که کارهاي نيک را جدا پاداش مي‌دهند، و کارهاي زشت را جداگانه کيفر، مگر در بعضي از گناهان که باعث قطع رابطه مولويت و عبوديت از اصل مي‌شود، که در اين موارد تعبير به حبط عمل مي‌کنند.

ج: بعضي ديگر گفته‌اند: نوع اعمال محفوظند، و هر يک از اعمال اثر خود را دارد چه حسنه و چه سيئه. بله چه بسا مي‌شود که حسنه سيئه را از بين مي‌برد همچنان که فرمود: «يَااَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا إِن تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَانًا وَيُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّاتِكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ ذُوالْفَضْلِ الْعَظِيمِ» «اي کساني که ايمان آورده ايد! اگر از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد، براي شما وسيله اي جهت جدا ساختن حق از باطل قرار مي دهد؛ (روشن بيني خاصّي که در پرتو آن، حق را از باطل خواهيد شناخت؛) و گناهانتان را مي پوشاند؛ و شما را مي آمرزد؛ و خداوند صاحب فضل و بخشش عظيم است!» (انفال- 29)

و نيز فرموده: «إِن تَجْتَنِبُوا كَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُم مُّدْخَلًا كَرِيمًا» «اگر از گناهان بزرگي که از آن نهي مي شويد پرهيز کنيد، گناهان کوچک شما را می‌پوشانيم؛ و شما را در جايگاه خوبي وارد مي سازيم». (نساء -31)

در موارد تكفير اعمال حسنه و همچنين درباره تكفير در بسياري از آيات داريم كه توبه موجب غفران و كفّارۀ گناهان است. چون غفران و تكفير به معناي تغطيه است، يعني پوشانيدن چيزي را با غِطاء و روپوش؛ و البتّه توبه در حكم سِتار و پرده ايست كه گناهان را در زير خود مخفي مي كند.

روزنامه كيهان، شماره 21523 به تاريخ 9/10/95، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS