دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حقوق پدر و مادر

No image
حقوق پدر و مادر

حقوق پدر و مادر

سیدرضا اكرمی

1 - در قرآن مجید در سوره "اسراء و احقاف" می‌خوانیم که خداوند حکم و تکلیف می‌نماید "وقضی ربک" که پس از عبادت خداوند، به پدر و مادر احسان نمائید "وبالوالدین احسانا" که این احسان در قامت نکره و همراه با تنوین، عام بودن و فراگیر بودن نیکی به والدین را در همه حال و همه زمان، بوضوع اعلام می‌دارد. و در سوره احقاف واژه "وصینا الانسان" وصیت و توصیه آمده که جنبه اخلاقی دارد و جمع بین تکلیف و توصیه همان موضوع "حق و تکلیف" را اعلام می‌دارد که مورد احترام می‌باشد.

2 - در برخی موارد واژه "انسان" نه "المؤمن، المنافق" المشرک، الکافر" آمده، که انسان، شامل همه افراد می‌گردد و همه طبقات انسانی باید باین موضوع را جدی و گرامی بدارند که نهادینه شود و پیروان همه ادیان به آن احترام گذارند که دستاورد آن شرعی و عقلی و عاطفی و فراگیر می‌باشد و در همه جای جهان این موضوع، حساس و حیاتی می‌باشد و نهادهای فرهنگی باید باین موضوع توجه داشته باشند که زیربنای سعادت جامعه در خانواده شکل می‌‌گیرد.

3 - احسان به پدر و مادر، کلامی و عملی و مالی و فرهنگی می‌باشد، به زبان نیکی کنیم، بصورت عمل و عینیت درآید، حالت کمکهای مالی داشته باشد و جنبه فرهنگی و عقیدتی بیابد، تا دوام داشته باشد، تا فرزندان و اهل خانه یاد بگیرند، و حالت عمومی بیابد و شامل زندگان و مردگان نیز بشود و دچار آفت "ریزش" نشود و مقطعی گردد و اختصاص به حیات پیدا کند.

4 - این نیکی به والدین و بالاخص مادر، در دوران میان سالی و کهن‌سالی، ضرورت بیشتری می‌‌یابد "اما یبلغن عندک الکبر" که توانائی خود را از دست می‌دهند و نمی‌توانند به اولاد خود مدد دهند، فرزندان از خانه می‌روند ولی با نوادگان برمیگردند، روزی به فرزندان خدمات داده می‌شود و اکنون نیاز بیشتری به خدمت‌رسانی فرزندان می‌باشد "ولاتنهرهما"، بدین جهت واژه "بزرگ‌سالی" مطروح شده و توصیه می‌شود "و لاتنهرهما" که به آنان مدد شود و آنان را نزد خود نگه دارند و حتی‌المقدور به کانون "بزرگ‌سالان و سالمندان" سپرده نشوند.

5 - در مکالمه و گفتگوی فرزندان با پدر و مادر، باید ادب و اخلاق و تواضع و حرمت و تکریم کاملا رعایت شود و تندگوئی و تیغ و تیز حرف زدن شایسته "فلاتقل لهمااف" نمی‌باشد و بالعکس باید "کریمانه" سخن گفت "وقل لهما قولا کریما" و تواضع و فروتنی "واخفض لهما جناح الذل" پایه و اساس باشد و رحمت و عطوفت و کرامت را در واژه‌ها داشته باشیم.

6 - آروزی سلامت و شادابی برای والدین در کلام فرزندان "واضح وآشکار" باشد و از خداوند تقاضای رحمت "وقل رب ارحمهما" بنمایند، که آنان در دوران خردسالی فرزندان، تلاش همه‌جانبه برای سلامت و تربیت فرزندان "کماربیانی صغیرا" خود داشته‌اند و خواهان پاداش شایسته از خداوند برای آنان "واجزهما بالاحسان، احسانا" باشند.

7 - فرزندان بداند تکلیف و توصیه به احسان به زمان حیات اختصاص ندارد و منحصر بدوران زندگی آنان نیست، بلکه دوران حیات و پس از آن را نیز اعلام می‌دارد، که امام هشتم می‌فرماید، عاق والدین گاهی در دوران حیات است و گاهی پس از مرگ والدین، بنده بوضوح یافته‌ام که گاهی گرهها و گیرهای زندگی فرزندان بدلیل نبود رضایت والدین است، که صد البته در حدیث آمده رضایت خداوند "رضاالله مع رضاالوالدین" پس از رضایت و همراه با رضایت والدین می‌باشد.

8 - همه فرزندان بدانند که عبادت فقط در نماز و روزه و عمره و حج، خلاصه نمیشود که همراه این عبادات، نگاه رحمت‌آمیز به والدین داشتن نیز عبادت است و رأفت را همراه رحمت نمائیم که نور همراه نور شود.

9 - در هنگام اختلاف عقیدتی با والدین، مصاحبت معروف "وصاحبهما فی‌الدنیا معروفا" توصیه خداوند حکیم می‌باشد و البته اطاعت در معصیت روا نیست، با حفظ عقیده صحیح فرزندان، باید حرمت و جایگاه والدین حفظ شود و برخوردها شایسته و بایسته باشد.

10 - در قرآن مجید از زبان حضرت یحیی می‌خوانیم "وبرابوالدیه" که نسبت به والدین، نیکوکار بود و در معرفی‌نامه حضرت مسیح آمده "وبرابوالدتی" به مادر رفتار نیکو و شایسته داشت، معرفی این دو پیامبر بزرگ الهی برای جهت دادن افراد به ارزش نکوکاری به والدین می‌باشد.

11 - بدانیم در منطق اسلام اضافه بر والدین تکوینی و شناسنامه‌ای، والدین روحانی چون "رسول خدا و امام علی" را داریم "انا وعلی ابواهذه الامه" که باید حرمت و کرامت آنان را نیز پاس بداریم و در ضمن این احترام و اکرم، زحمات و خدمات طاقت‌فرسای آنان معلوم گردد و در کنار این تکریم نسبت به شفاعت آنان در رستاخیز امیدوار باشیم.

12 - دستاورد بزرگداشت والدین، راحت زیستن و آبرومند زیستن و در ناز و نعمت زیستن و عمر طولانی یافتن و رشد و تعالی یافتن و برخوردار شدن از سعادت و سلامت و صلابت و صیانت در دنیا و آخرت، می‌باشد آسایش و آرامش در پرتو رعایت اخلاق، دست یافتنی خواهد بود.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS