دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حقیقت مفاهیم کلیدی از زبان امام حسن(ع)

ما روزانه واژگانی را به کار می‌بریم که گاه از ژرفای معنایی و حقایق مفهومی آن غافل هستیم.
حقیقت مفاهیم کلیدی از زبان امام حسن(ع)
حقیقت مفاهیم کلیدی از زبان امام حسن(ع)
نویسنده: علیرضاحیدر زاده

ما روزانه واژگانی را به کار می‌بریم که گاه از ژرفای معنایی و حقایق مفهومی آن غافل هستیم. بارها یکدیگر را به صفاتی می‌ستاییم و یا به ضد آن متهم می‌کنیم که مفهوم و حقیقت معنایی آن را نمی دانیم و هر کسی از ظن خویش این واژگان و اصطلاحات را معنا می‌کند.

بسیاری از این واژگان در فرهنگ اسلامی و قرآنی به کار رفته و ما وارثان این میراث هستیم، اما کمتر دقیق می‌شویم تا بدانیم که هر واژه ای چه بار معنایی دارد و حقیقت آن چیست؟ درک این واژگان و اصطلاحات به ما کمک می‌کند تا مسیر درستی را در پیش گیریم. برخی از این اصطلاحات و واژگان، مسیر و سبک زندگی درست و راستین را توصیف می‌کند. از این رو شناخت آنها بسیار مهم و حیاتی است.

نویسنده در این مطلب بر آن است تا از زاویه تفسیر و تحلیل امام حسن مجتبی(ع) این الگوی حسن الهی، برخی از اصطلاحات و واژگان تاثیرگذار در زندگی و سرنوشت انسان را بیان کند و حقیقت مفاهیم بلندی را روشن سازد تا با بهره گیری از آن، سبک درست زندگی را بشناسیم و در آن مسیر حرکت نماییم. با هم این مطلب را از نظر می‌گذرانیم.

مفاهیم کلیدی، مسیرشناسی انسانیت

در هر چیزی می‌توان اموری را یافت که عناصر کلیدی و اصلی آن را تشکیل می‌دهند. این عناصر کلیدی قوام و اساس آن چیز بشمار می‌رود. در فرهنگ اسلامی با عناوینی چون اصول دین، ارکان و مانند آن بارها روبه رو می‌شویم. به عنوان نمونه اصول دین اسلام را توحید، عدل، نبوت، امامت و معاد دانسته‌اند. از ارکان نماز، قنترس یعنی قیام متصل به رکوع، نیت، تکبیره الاحرام، رکوع و سجود دانسته‌اند، به گونه‌ای که هر گونه خلل عمدی و سهوی در این ارکان موجب ابطال نماز می‌شود.

در اسلام برخی از مفاهیم به عنوان مفاهیم کلیدی معرفی شده است. شناخت این مفاهیم کمک می‌کند تا شخص مسیر درست حرکت زندگی خود را براساس آموزه‌های اسلامی بشناسد و سبک زندگی خویش را براساس این مدل و الگو سامان دهد.

از آن جایی که ماموریت پیامبر اسلام براساس آموزه‌های وحیانی قرآن، تزکیه و تعلیم بود (آل عمران، آیه164؛ جمعه، آیه2) و پیامبر گرامی خود در این باره می‌فرماید: انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق؛ من برای اتمام مکارم اخلاقی برانگیخته شده‌ام. براین اساس، محور آموزه‌های اسلامی را می‌بایست در اتمام کمالات اخلاقی جست. هرگونه تعلیم و تزکیه‌ای باید در راستای این هدف اصلی انجام گیرد. بنابراین، لازم است تا کمالات اخلاقی و تمامیت این کمالات شناخته شود تا انسان براساس آن، سبک زندگی خویش را سامان دهد.

مفاهیم اخلاقی و فهم و درک آنها از مهم ترین بخش‌های آموزشی و تربیتی اسلام به شمار می‌رود و موضوعاتی چون حقوق و فقه و مانند آن در حقیقت فضاسازی برای این مقصد و مقصود می‌باشد.

از این رو، لازم است تا هرکسی که می‌خواهد مسیر درست انسانیت را براساس آموزه‌های اسلامی بشناسد و آن را سبک زندگی خویش قرار دهد، این مفاهیم را براساس تفسیر رهبران آن بداند و بشناسد.

امام حسن(ع) پیشوای کامل

از جمله رهبرانی که به سبب دارندگی عصمت، قابلیت و شانیت پیشوایی کامل را به عهده دارد، امام حسن مجتبی(ع) است. پیامبر(ص) درباره پیشوایی ایشان و برادر بزرگوارش امام حسین(ع) می‌فرماید: الحسن و الحسین امامان قاما او قعدا؛ حسن و حسین در همه احوال، امام و پیشوایند؛ چه بایستند و چه بنشینند. (بحارالانوار، ج43، ص291؛ و نیز ج44، ص2)

انسانهای کامل به سبب عصمت در همه ابعاد شخصیتی خود، از هرگونه خطا و اشتباه عمدی و سهوی در امان هستند و در مقام عمل نیز از هرگونه پلیدی و زشتی مصون می‌باشند. این امر موجب می‌شود تا بتوان آنان را به عنوان الگوهای شایسته پیروی انتخاب کرد.

امام حسن مجتبی(ع) به سبب عصمت کامل، پیشوای راستین بشریت است و به حکم نفس پیامبر بودن (آل عمران، آیه61) و عصمت الهی (احزاب، آیه33) اسوه حسنه (احزاب، آیه21) از سوی خداوند معرفی شده و بر همگان فرض است تا از ایشان در همه زندگی خویش پیروی کرده و مسایل خویش را به آن حضرت عرضه نمایند. (انبیاء، آیه7)

بر این اساس، بر ماست که پرسش‌های اساسی را با ایشان در میان نهیم و راه درست انسانیت و سبک زندگی را بشناسیم. برخی از کسانی که معاصر امام حسن مجتبی(ع) بودند، از این فرصت استثنایی حضور، بهره برده و پرسش‌های خویش را با ایشان در میان گذاشتند. از جمله این پرسش ها، پرسش هایی است که برای فهم اصطلاحات قرآنی مطرح شده است.

پرسش‌های اساسی

امام حسن مجتبی(ع) در پاسخ به پرسش‌های مطرح شده، پاسخ هایی داده اند که بسیاری از حقایق را روشن می‌کند و راه روشنی را در برابر ما قرار می‌دهد. در کتاب شریف تحف العقول نوشته حسن بن علی(ابن شعبه) آمده است:

از امام پرسیده شد و امام پاسخ فرمودند.

1- پرسیدند: زهد چیست؟ فرمود: رغبت به تقوی و بی رغبتی در دنیا  2- حلم چیست؟ خشم فرو خوردن و اختیار خود داشتن، 3- سداد چیست؟ دفع زشتی به خوبی، 4- شرف چیست؟ احسان به قبیله و تبار و تحمل خسارت و جرم آنها، 5- نیرومندی چیست؟ دفاع از پناهنده و صبر در نبردها و اقدام هنگام سختی، 6- بزرگواری چیست؟ این است که در غرامت عطا بخشی و از جرم بگذری، 7- مروت چیست؟ حفظ دین، عزت نفس، نرمش، وارسی کارکرد خود، پرداخت حقوق و دوست یابی 8- کرم چیست؟ بخشش پیش از درخواست، اطعام در قحطی، 9- دناءت چیست؟ توجه به امور جزئی و کوچک (جزئی نگری) و دریغ از اندک 10- ناکسی چیست؟ کم بخشیدن و گفتار ناهنجار11- جوانمردی چیست؟ بخشش در خوشی و سختی 12- بخل چیست؟ آنچه در کف داری شریف بدانی و آنچه انفاق کنی تلف شماری 13- برادری چیست؟ همراهی در سختی و خوشی 14- ترس چیست؟ دلیری بر دوست و گریز از دشمن 15- ثروتمندی چیست؟ رضای به قسمت (الهی) هرچند کم باشد 16- فقر چیست؟ آزمندی به هر چیز 17- جود چیست؟ بخشش دسترنج 18- بزرگی چیست؟ آوردن خوب و ترک زشتی 19- سفاهت چیست؟ به پستی گراییدن و با گمراهان نشستن20- سفاه چیست؟ نابخردی در مال و بی اعتنائی به آبروی خود. (تحف العقول، صفحات 227و 228)

با نگاهی به پاسخ‌های آن حضرت(ع) به پرسش‌های مطرح شده، به خوبی می‌توان تفسیر درست مفاهیم را به دست آورد. این درحالی است که مردم در بسیاری از موارد، فهم دیگری از حقیقت این اصطلاحات دارند و همین تفسیر غلط موجب می‌شود تا در زندگی خویش راه نادرستی را بپیمایند.

اگر مفاهیمی که امام حسن(ع) در این پاسخ‌ها بیان می‌کند به درستی دانسته شود می‌توان امید داشت که همان اتمام مکارم اخلاقی تحقق خواهد یافت؛ زیرا گاه، تفسیری که از کمالات اخلاقی و فضایل داده می‌شود، تفسیری ناتمام است.

به عنوان نمونه برخی‌ها جود را تنها بخشش می‌دانند، ولی ازنظر امام حسن مجتبی(ع) جود همان بخشش از دسترنج است. انسان اگر مالی و پولی را به سختی به دست آورد و آن را ببخشد این هنر است، نه اینکه شخص از دسترنج دیگران و از ارث و مانند آن ببخشد. این بخشش هرچند که خوب و کمالی است، ولی تمام کمال جود نیست.

از نظر امام حسن(ع) فقر، تهیدستی و بینوایی نیست، بلکه فقیر واقعی کسی است که حریص و آزمند است. همچنین شما می‌توانید با عرضه فهم و برداشتی که از اصطلاحات و مفاهیم یاد شده دارید، بر آنچه امام حسن(ع) بیان می‌کند، سبک زندگی خویش را نیز تحلیل کنید؛ زیرا آنچه شما از این واژگان می‌فهمید در حقیقت درک شما از کمالات انسانی و حد و مرز اندیشه و افکار شماست. با عرضه کردن این واژگان و فهم خود بر مفاهیم و فهم امام(ع) می‌توانید، هم سطح فکری و اندیشه‌ای خویش را بدانید و هم سبک زندگی خود را نقد و ارزیابی کنید.

مقاله

نویسنده علیرضاحیدر زاده

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS