دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حوالی روایت!

در یادداشتی با عنوان «حوالی روایت» به مسئله جنگ روایت‌ها می‌پردازد و می‌نویسد: «من هم مانند شما عبارت «جنگ روایت‌ها» را این روزها زیاد می‌شنوم. چشمان من هم مانند چشمان شما عادت کرده به هشتگ روایت‌های پٌست‌های فجازی. آنطور که افسران جهاد تبیین اذعان می‌کنند صبح و شام در معرکه روایت‌ها گیر افتاده‌ایم!»
حوالی روایت!
حوالی روایت!

نویسنده: حمیدرضا فتحی

اما آیا جنگ روایت‌ها این قدر که پرکاربرد هست، شناخته شده هم هست؟!

مرحوم علی صفایی می‌گوید: «در لحظه‌های بحرانی تاریخ، کلمه‌ها، فکرها، کارها و رابطه‌ها حدود خویش را از دست می‌دهند و از مفهوم خالی می‌شوند. در این مرحله هر چیزی در جای هر چیز می‌نشیند؛ چون مرزها شکسته شده‌اند و فقط آهنگ‌های کلمه‌ها و جلوه کارها و شور فکرها، کارسازی می‌نمایند و یا درگیری پیش می‌آورند و این درگیری‌ها، درگیری‌های لفظی هستند و بی بار و بی نتیجه. در این مرحله قدرها و اندازه‌ها و در نتیجه حدها و مرزها و درنتیجه قانون‌ها و ضابطه‌ها در هم می‌ریزند، هر کس در هر کاری و هر کلمه در هر جایی و هر فکری در هر سری، ساز می زند و سرگردان می‌چرخد و جایگاهی ندارد، همچون غباری در فضایی.»

یک باور عمومی وجود دارد که می‌گوید: ما اکنون در عصر ارتباطات هستیم و رسانه‌ها همه ابعاد زندگی ما را پوشش داده‌اند و ما دائماً از این نقطه در حال ضربه خوردن هستیم. این باور عمومی اگر بخواهد از خاستگاه مدرنیته به صحنه نگاه کند و قرائتی مدرن از روایت ارائه دهد هرواقعیت را واجد بی شمار روایت خواهد دانست و اگر بخواهد خیلی پست مدرن بیاندیشد خواهد گفت: اساساً واقعیتی وجود ندارد و روایت‌ها هستند که واقعیت‌ها را می‌سازند و حتی گاه واقعیتی که وجود ندارد روایت می‌شود و به قول ژان بودریار نظریه‌پرداز پست مدرن فرانسوی «در دنیای معاصر روایت‌های تصویری، واقعیت را آنگونه که می‌خواهند نه آنطور که هست به تصویر می‌کشند و روایت‌های تصویری در این دوران تاریخ، روایت غالب محسوب می‌شوند.»

روایت چیست که به گمان بعضی، سازوکاری است که نه تنها زندگی انسان را از دیگر موجودات زنده جدا می‌کند که به انسان توانایی‌هایی می‌دهد که انسان به‌واسطه آنها بر جهان تسلط پیدا می‌کند! همچنین گفته می‌شود هیچ اتفاقی در دنیای واقعی نمی‌افتد مگر اینکه ابتدا در تصاویر موجود در ذهن ما اتفاق بیافتد و این تصاویر موجود در ذهن، ساخته روایت‌هاست.

اگر اجازه بدهید زیر بار تعریف روایت نروم؛ چرا که روایت، هم موضوع گسترده‌ای است و با موضوعات زیادی تلاقی دارد و هم اینکه تعاریف زیادی درباره آن مطرح شده اما تعریف جامع و مانعی درباره آن نیست؛ چرا موضوع گسترده‌ای است؟ چون مختصات روایت به گونه‌ای است که در یک محور از فلسفه آغاز می‌شود و در مسیر خود به ادبیات و زبان شناسی می‌رسد و پس از آن وارد علوم اجتماعی می‌شود و در انتها می‌شود ابزار خلق کنش‌های جمعی تا جاییکه کار اصلی رهبران، همین «روایت» قلمداد می‌شود. با این حال در یک تعریف کلی می‌توان گفت: روایت ساختاری است که در یک قالب دلخواه (مانند نوشتار، گفتار، شعر، نثر، تصویر، تئاتر و...) سامان پیدا کرده و صحنه‌ای واقعی یا خیالی را به نحوی خاص توصیف می‌کند.

اما برای شناخت بیشتر روایت پیشنهاد می‌دهم در پی یافتن تعریف منطقی روایت نباشیم و حوالی روایت گفتگو کنیم.

صلواتی هدیه کنیم به روح مطهر سیدمرتضی آوینی.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS