دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حکمت های قرآنی

از حکیمی پرسیدند: در بین اقوام گذشته و حال، چه قومی نابکارتر است؟ حکیم اندکی تامل نمود و اظهار داشت: خداوند متعال می‌داند!
حکمت های قرآنی
حکمت های قرآنی

نویسنده: عباسعلی کامرانیان

قوم عصیانگر و فاسق

از حکیمی پرسیدند: در بین اقوام گذشته و حال، چه قومی نابکارتر است؟ حکیم اندکی تامل نمود و اظهار داشت: خداوند متعال می‌داند!

گفتند: معلوم است که خداوند بهتر و دقیق‌تر و کاملابر همه امور مطلع است ما نظر شما را پرسیدیم.

حکیم گفت: از گزارش‌های قرآن مجید می‌توان فهمید که اقوام: نوح، هود، لوط، فرعونیان، ثمود، اصحاب سبت، قوم صالح، اصحاب اخدود و...

گفتند: از بین اینها کدامیک نابکارتر بودهاند؟

حکیم گفت: خدا عالم است اما به نظر می‌رسد که گروهی از بنی اسرائیل که در ظاهر خود را یهودی و مومن به خدا و حضرت موسی (ع) می‌دانستند اما در باطن از هوا و هوسهای خویش پیروی می‌کردند. از همه نابکارترند زیرا حضرت موسی (ع) آنها را فاسق و گناهکار و نافرمان نامیده و خداوند متعال نیز بر این ویژگی آنها صحه گذارده است.

گفتند: سند این سخن شما چیست؟

حکیم اظهار داشت: خداوند سبحان در آیات متعدد قرآن مجید به این حقیقت اشاره فرموده است از جمله می‌توان به آیات 26 تا 24 سوره مائده اشاره کرد که می‌فرماید:

قالوا یا موسی انالن ندخلها ابدا مادموا فیها فاذهب انت و ربک فقا تلااناهاهنا قاعدون. قال رب انی لااملک الانفسی واخی فا فرق بیننا و بین القوم الفاسقین قال فانها محرمه علیهم اربعین سنه یتیهون فی الارض فلاتاس علی القوم الفاسقین.

(بنی اسرائیل) گفتند: ای موسی! تا آنها در آنجا هستند ما هرگز وارد نخواهیم شد؛ تو و پروردگارت بروید (و با آنها بجنگید) ما همین جا نشسته ایم (تا جنگ تو و خدا با دشمنان ما تمام شود آن گاه ما وارد آنجا می‌شویم!!)

(موسی) گفت: پروردگارا! من فقط اختیار خود و برادرم را دارم (و اینها گوش به حرفم نمی‌دهند) میان ما و این جمعیت گناهکار، جدایی بینداز! خداوند (به موسی) فرمود: این سرزمین (مقدس) تا چهل سال بر آنها ممنوع است (و به آن نخواهند رسید)؛ پیوسته در بیابان سرگردانند؛ و درباره (سرنوشت اسفبار) این جمعیت فاسق (نیز) غمگین نباش (که حقشان است)!

گفتند: ای حکیم! اکنون از بین رفته‌اند و دیگر جز نامی از آنها باقی نیست.

حکیم گفت: فرزندانشان موجودند.

گفتند: چه کسانی هستند؟

گفت: صهیونیسم کافر قاتل و ستمکار! همان کسانی که یک ملت را کشتند و آواره کردند و شکنجه نمودند و به صغیر و کبیر آنها رحم نکردند و اصلا طبق اعتقادات سیاسی خود، غیر از صهیونیسم را آدم نمی‌دانند!

پرسیدند که: سرنوشت یاغی ترین قوم تاریخ چه خواهد شد؟

حکیم گفت: به حول و قوه الهی، به سختی در هم کوبیده می‌شوند...

فاذا جاء وعد الاخره لیسوا وجوهکم و لیدخلوا المسجد کما دخلوه اول مره و لیتبروا ما علوا تتبیرا. و هنگامی که وعده دوم فرا رسد (آنچنان دشمن بر شما (بنی اسرائیل=صهیونیسم) سخت خواهد گرفت که) آثار غم و اندوه در صورتهایتان ظاهر می‌شود و داخل مسجد (الاقصی) می‌شوند، همان طور که بار اول وارد شدند؛ و آنچه را زیر سلطه خود می‌گیرند، در هم می‌کوبند.

    روزنامه کیهان، شماره 19769، 27/7/89، صفحه 6

مقاله

نویسنده عباسعلی کامرانیان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS