دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خسته نشدن از پاسخگويی

No image
خسته نشدن از پاسخگويی

برگرفته از: 1- تفسير امام حسن عسكری(ع)، ص 340، حديث 216

امام حسن عسکری(ع) فرمودند: روزی زنی نزد حضرت فاطمه زهرا(س) وارد شد و گفت مادری دارم ضعيف و ناتوان که برای انجام نماز، مسئله ای برايش پيش آمده و مرا فرستاده است تا پاسخ آن را از شما دريافت نمايم.

حضرت زهرا(س) پس از گوش دادن به سخنان آن زن، جوابش را داد. سپس آن زن سؤال ديگری را مطرح کرد و حضرت دوباره جواب او را داد.

و به طور مرتب آن زن سؤالات ديگری را مطرح کرد تا آن که به ده مرتبه رسيد و حضرت زهرا(س) بدون هيچ گونه احساس و اظهار ناراحتی و بلکه با عطوفت و مهربانی پاسخ او را بيان می نمود.

پس از آن، زن خجالت زده شد و گفت شما را خسته و ناراحت کردم، بيش از اين مزاحم شما نمی شوم.

حضرت زهرا(س) اظهار نمود خير، برای من زحمتی نخواهد بود.

سپس افزود چنانچه شخصی اجير شده باشد تا باری سنگين را به جايی ببرد و در ازای آن مبلغ صد هزار دينار مزد بگيرد آيا ناراحت می شود؟!

آن زن در جواب حضرت گفت: خير.

بعد از آن فرمود: من برای هر سؤال که جوابش را بگويم اجير تو هستم و مزد و پاداش آن نزد خداوند متعال به ارزشی بيش از آنچه که در اين جهان است می باشد.

پس اکنون آنچه می خواهی سؤال کن و برای من ناراحت مباش که از پدرم رسول الله(ص) شنيدم که فرمود علما و دانشمندان، شيعيان و پيروان ما در روز قيامت در حالی محشور می‌شوند که تاج کرامت بر سر نهاده اند.

چون آنان در دنيا بر هدايت بندگان خدا تلاش و کوشش داشته اند، مورد لطف و رحمت خداوند قرار می گيرند و هدايا و خلعت های فراوان و گرانبهای بهشتی از جنس نور تقديمشان می شود. سپس منادی الهی ندا می دهد که: ای سرپرستان يتيمان آل محمد که آنها را در روزگار يتيمی و محروميت از وجود ائمه خود هدايت و راهنمايی کرديد! اينها شاگردان و يتيمانی هستند که شما آنها را سرپرستی و هدايت نموديد، پس از خلعت هايی که به شما ارزانی شد، به آنها نيز بدهيد.

در اين هنگام علما به اندازه علومی که مردم از آن فرا گرفته اند به آنها خلعت می دهند تا جايی که برخی از مردم صدهزار خلعت نصيب آنها می شود. و پس از آن خداوند از فضل خود خلعت های علما را فزون و مضاعف می گرداند.

پس از آن حضرت زهرا(س) فرمود ای بنده خدا، ارزش يکی از آن خلعت ها، هزار بار بيش از آنچه است که در اين دنيا وجود دارد و خورشيد بر آن می تابد. چون که چيزهای اين دنيا، هر چند هم به ظاهر ارزش والايی داشته باشد، اما فاسدشدنی و فناپذير است. (1)

روزنامه كيهان، شماره 21576 به تاريخ 14/12/95، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS