دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خوشبخت ترین مردم چه کسی است؟

No image
خوشبخت ترین مردم چه کسی است؟

زهرا اجلال

یکی از انحرافات فکری و بیماری‌های اخلاقی دنیاپرستی است که از نظر دین مقدس اسلام بسیار مذمت و سرزنش شده است.بنا به روایات رسیده از ائمه‌اطهار‌(ع) یکی از زیان بارترین امور برای بندگان خداوند، در حرص و طلب دنیا بودن است چنانچه در این باره از امیرالمومنین على (ع) روایت شده است که ایشان بیان داشته اند: دل بستگى به دنیا، عقل را فاسد مى ‌كند، قلب را از شنیدن حكمت ناتوان مى ‌سازد و باعث عذاب دردناك مى ‌شود (مستدرک الوسایل و مستنبط المسایل ج 12 ، ص41) و نیز امام صادق (ع) می‌فرمایند: رغبت و تمایل به دنیا مایه غم و اندوه و زهد و بـى میلى به دنیا سبب راحتى قلب و بدن است (تحف العقول، ص 358). همچنین از حضرت محمد (ص) روایت شده است که: دنیا سراى بلا و گرفتارى و محل گذران زندگى و زحمت است. همانا خوشبختان از آن دل كنده ‌اند و از دست بدبختان به زور گرفته مى ‌شود پس خوشبخت‌ ترین مردم، بى‌میل‌ترین آنان به دنیا و بدبخت ‌ترین مردم، مایل‌ ترین آنان به دنیاست (اعلام الدّین، ص ۳۴۲)، امام صادق (ع) در این باره فرموده اند: حکایت انسان حریص به دنیا حکایت کرم ابریشم است که هر چه بیشتر بر خود می‌تند، بیرون آمدنش از پیله بعیدتر می‌شود تا اینکه از غم و اندوه می‌میرد (کافی، ج2: 316). استاد شهید مطهرى در کتاب عدل الهی خود مى ‌نویسد: «در نهج البلاغه آمده است كه شخصى خدمت امیرمؤمنان (ع) آمد و شروع كرد به مذمت از دنیا كه دنیا چه قدر بد است. این ‌مرد شنیده بود كه بزرگان دنیا را مذمت مى‌كنند، خیال كرده بود كه مقصود از مذمت دنیا واقعیت این جهان است ... نمى ‌دانست كه آنچه بد است، دنیا پرستى است ...این بود كه على (ع) به او فرمود: تو فریب دنیا مى‌ خورى، دنیا تو را فریب نمى ‌دهد ...، تا آنجا كه فرمود: دنیا با كسى كه با صداقت رفتار كند، صدیق است ‌و براى كسى كه آن را درك كند، مایه عافیت است.» (عدل الهى، ص‌157) بنابراین دنیا به خودی خود بد و مذموم نیست، نکته قابل توجه این‌جاست که نباید به آن آنقدر حب و علاقه داشت که دل کندن از آن غیر ممکن شود. براى کم کردن میزان علاقه به دنیا و در نهایت رهایی از حب دنیاى مذموم و توجه هر چه بیشتر به آخرت و دل کندن از آن توجه و عمل به امور توصیه شده است.

عزم بر روشن نگه داشتن دل

حبّ دنیا، ماهیت دل را تغییر می‌دهد، آن را تیره مى‌سازد، روشنى را از آن مى ‌گیرد و سلامتش را از میان مى ‌برد. پس تأمل در این حقیقت كه حبّ دنیا بزرگ ‌ترین ظلم به خویشتن است موجب مى ‌گردد آدمى اراده و عزم خود را بر ترك حبّ دنیا جزم نماید و این در واقع «گام اول» است.

باور کنیم دنیا فانی است

باور دل از اعتقاد ذهن خیلى بالاتر است. بسیارى از ما اعتقاد داریم كه روزى از دنیا خواهیم رفت و به این آیات معتقدیم كه: كُلُّ مَنْ عَلَیْها فانٍ‌؛ همه كسانى كه روى زمین هستند فانى مى‌شوند (رحمن/ 26) و نیز اعتقاد داریم: ما عِنْدَكُمْ یَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اَللَّهِ باقٍ؛ آنچه نزد شماست از بین مى ‌رود و آنچه نزد خداست باقى مى ‌باشد (نحل/ 96)؛ اما هیچ‌ كدام از اعتقادات را باور دل نكرده‌ایم. از این رو دل به دنیا بسته ‌ایم، بنابراین باید فنای دنیا را باور دل كنیم تا دل به دنیا نبندیم.

وقف کنیم

یکی از تمرینات برای دل بردن از دنیا وقف است.وقف، پاره کردن زنجیر تعلق است. بیرون کردن علاقه کاذب از قلب است. عبور پیروزمندانه از گذرگاه دنیاست. تمرین گذشت از دنیاست. با وقف می‌توان هم جدا شدن و دل بریدن از دارایی و ثروت را آزمایش و تمرین کرد و هم مقدمات سفر را مهیا نمود. وقف یک پل ارتباطی بین دنیا و آخرت است که انسان می‌تواند به وسیله آن به راحتی از دنیا به آخرت منتقل شود.به امید آنکه زندگی در دنیا را پلی برای رسیدن به آخرت و آباد کردن سرای دیگر بدانیم.زندگی کنیم به زیبایی اما دلبسته و وابسته‌اش نشویم.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS