دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دانستني هاي حقوقي؛نکاتي که بايد قبل از «ضامن شدن» بدانيد!

مطمئناً در دنياي پرتلاطم امروزي، يکي از موضوعاتي که مي تواند جوامع بشري را از اختلافات شخصي و جمعي در امان بدارد،
دانستني هاي حقوقي؛نکاتي که بايد قبل از «ضامن شدن» بدانيد!
دانستني هاي حقوقي؛نکاتي که بايد قبل از «ضامن شدن» بدانيد!

مطمئناً در دنياي پرتلاطم امروزي، يکي از موضوعاتي که مي تواند جوامع بشري را از اختلافات شخصي و جمعي در امان بدارد، «آشنايي با حقوق متقابل افراد با يکديگر و قانون» است که مهمترين اثر اين آشنايي و آگاهي را مي توان در پيشگيري از وقوع بسياري از مشکلات حقوقي دانست؛ بنابراين، امروز تلاش داريم تا موضوع «ضمانت» را بررسي کنيم.

عقد ضمان عبارت از اين است که شخصي، پرداخت مالي را که بر ذمه ديگري است برعهده بگيرد. متعهد را ضامن، طرف ديگر را مضمون‌له و شخص ثالث را مضمون‌عنه يا مديون اصلي مي‌گويند.

ضامن بايد عاقل، بالغ و رشيد باشد. در ضمانت لازم نيست که ضامن، مضمون‌عنه (مديون اصلي) را بشناسد بلکه تنها تمييز (تشخيص) او کافي است.

عقد ضمانت، عقدي لازم است يعني قابل فسخ نيست و نياز به ايجاب و قبول دارد. اين عقد بين ضامن و طلبکار صورت مي‌گيرد که ايجاب آن عبارت است از ضمنت (ضامن شدم) يا تکفلت (به عهده گرفتم) و تقبلت (تقبل کردم) و مانند آن.

رضايت مضمون‌عنه (مديون اصلي) يا همان بدهکار، نقشي در عقد ضمانت ندارد زيرا رضايت تبرعي (داوطلبانه) صحيح است. به اين صورت که اگر کسي داوطلبانه و بدون اينکه بدهکار از او بخواهد ضامن شود و عقد ضمانت را قبول کند، صحيح است و بدهکار حق اعتراض ندارد. فقط در ‌نهايت ضامن حق رجوع به بدهکار را نخواهد داشت.

 

اگر طلبکار طلب خود را به ضامن ببخشد، ضامن نمى‌تواند از بدهکار چيزى بگيرد و اگر مقدارى از آن را ببخشد، نمى‌تواند آن مقدار را مطالبه کند. اين در حالي است که اگر همه آن يا بخشى از آن را هبه کند، يا از باب خمس يا زکات يا صدقات و امثال آن حساب کند، ضامن مى‌تواند از بدهکار مطالبه کند.

ضامن بايد ثروتمند باشد، به مقداري که بتواند طلب بدهکار را بدهد؛ يا اينکه طلبکار از نداري بدهکار آگاه باشد.

ضامن پس از قبول عقد ضمانت، فرم قرارداد (وام) را امضا مي‌کند و با امضاي ضامن به طلبکار اين اختيار داده مي‌شود که در صورت عدم پرداخت بدهي توسط بدهکار، طلبکار بدهي خود را از فيش حقوقي و موجودي حساب‌ها و سپرده‌هاي متعلق به ضامن برداشت کند.

حال با توجه به اين شرايط، اگر ضامني روزي براي برداشت پول از حساب بانکي خود با حساب خالي مواجه شد، نبايد تعجب کند زيرا از قبل اجازه هر گونه برداشت از حساب خود را به طلبکار داده است.

ماده ??? قانون مدني بيان مي‌کند ضامن حق رجوع به مضمون‌عنه را ندارد مگر بعد از اداي دين... بنابراين مي‌توان نتيجه گرفت که ضامن پس از پرداخت ديني که ضمانت آن را برعهده گرفته است، مي‌تواند به مديون (مضمون عنه) رجوع کند و حق خود را بگيرد.

به اين صورت که ضامن مي‌تواند در زمان توافق بر ضمانت، از مديون ضمانت‌هايي را بگيرد؛ بدين ترتيب که مديون به مقدار مبلغ مورد ضمانت، به ضامن سفته يا چک داده و خيال ضامن را از بابت بازپرداخت اقساط يا ديگر تعهدات راحت کند.

چنين اقدامي به اين دليل است که بتوان مديون اصلي را مورد تعقيب کيفري قرار داد تا حداقل از ترس زندان و محدوديت‌هايي از قبيل مسدود شدن حساب بانکي يا محروميت از داشتن دسته چک به طور موقت يا دايم، حق ضامن را ادا کند.

 

 

بر همين اساس، ضامن در چک يا چک‌هايي که از مضمون‌عنه دريافت مي‌کند، بايد اين موارد را رعايت کند؛ چک بايد تاريخ‌دار باشد يعني اگر آخرين قسط وام ? سال ديگر است، تاريخ مندرج در چک بعد از اين تاريخ ذکر شود و ديگر آنکه تاريخ صدور چک در آن (گوشه و پايين چک) ذکر نشود.

بر اين اساس بند (هـ) ماده ?? قانون صدور چک چنين بيان مي‌دارد: «در صورتي که ثابت شود چک بدون تاريخ صادر شده يا تاريخ واقعي صدور چک مقدم بر تاريخ مندرج در متن چک باشد، صادرکننده چک قابل تعقيب کيفري نيست.»

ديگر آنکه در متن چک، هدف از پرداخت چک که‌ همان تعهد است، ذکر نشود و نيز چک حتما داراي امضا باشد.در نهايت بايد گفت که بايد با علم و آگاهي به شرايط عقد ضمانت، چنين اقدامي را انجام داد تا نه تنها ضامن بلکه بدهکار نيز با مشکلي مواجه نشوند.

سايت تابناک

تاريخ انتشار: سه شنبه 28 آذر ماه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS