دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

در مذمّت سوء خلق

No image
در مذمّت سوء خلق

يكي از آفت‌هاي ايمان سوء خلق است. در فرهنگ رفتاري دين، در مذمّت سوء خلق سخن بسيار گفته‌شده و متقابلاً تاكيد و توصيه‌هاي فراواني بر حسن خلق آمده است و از مومنان خواسته شده كه حسن خلق رفتاري داشته‌باشند. يعني حسن خلق براي آنان عادت و ملكه بشود. در مضامين روايات سه علامت براي حسن خلق بيان شده است. اول: خوشرويي: آدم خوشرو، آدمي است كه با ديگران به گرمي و صميميت برخورد كند مثلاً: در مصافحه، گرم برخورد كند و اخمو نباشد و چهره باز داشته‌باشد. خداوند رحمت كند مرحوم آيت‌الله ميرزا جواد آقاي تهراني ـ‌ مفسر بزرگ قرآن كريم‌ـ را كه نخستين‌بار ايشان ما را متوجه اين روايت شريف كرد: «لاكلام قبل السلام» اوّل سلام، بعد كلام. اگر كسي با شما شروع به صحبت مي‌كند و بدون سلام مي‌پرسد: «اين چي مي‌شود؟ فلان كار چي شد؟» شما به او سلام كن. او هم اگر آداب ديني را بداند، قبل از اينكه حرفي را آغاز كند، سلام مي‌كند. مثلاً گوشي تلفن را كه برمي‌داريد، سلام كنيد، سلام جزو آداب است. به كسي که به شما زنگ مي‌زند قبل از هر كلامي بگوييد: سلام عليكم. شما زنگ به كسي مي‌زنيد، ابتدا بگوييد: سلام عليكم. اوّل سلام، بعد كلام: «لاكلام قبل السلام» اين جزو آداب بسيار با اهميت دين ماست. دين اسلام، دين محبت و دين عاطفه است. سلام، بشارت به خوبي است. ماه مبارك رمضان، ماه خداست. دومين نشانه حسن خلق، حوصله است. حوصله شنيدن حرف ديگران را داشته باشيم، نه تنها حرف حق ديگران، بلكه حرف باطل ديگران، حرف زائد ديگران، بگذاريم حرفش را بزند. توي حرف ديگران نپريم و دهانش را نبنديم. علامت سوم؛ كه بسيار مهمّ است، تحمّل است. تحمّل اذيت ديگران را داشته باشيم. اگر اين خصلت را داشتيم، معلوم است كه حسن خلق داريم و الاّ حسن خلق نداريم. تحمل اذيت ديگران؛ يعني دوست يا همكار شما خلف وعده كرده يا آدمي تندخويي است يا بداخلاق است يا حقّ شما را ضايع كرده، اگر بنا باشد كه با كوچك‌ترين لغزش ديگران، آدم عكس العمل نشان بدهد، دنيا، دنياي دعوا و جنگ مي‌شود و با همه كس و هميشه بايد دعوا كرد. حال اگر كسي به شما حرف تندي زد و شما هم جواب او را داديد، دعوا به همين جا ختم نمي‌شود و ادامه پيدا مي‌كند؛ اما اگر شما تحمّل كرديد و با اخلاق خوش گذشت كرديد، همانجا تمام مي‌شود، لذا بايد گذشت كرد. در مقابل تندي ديگران، گذشت كنيد. زندگي با گذشت، خيلي لذت بخش‌تر است تا زندگي با پرخاش و تندي و سر و صدا و دعوا. حسن خلق اين است كه با تحمل از خطا و اشتباه ديگران درگذريم. پيامبر (ص) مي‌فرمايد: شما همه را با پول نمي‌توانيد به خودتان جذب كنيد. با آنها خوش اخلاق باشيد و با گذشت زندگي كنيد: مثلاً چند نفر با هم هم‌سفر مي‌شويد، در سفر مسائلي پيش مي‌آيد. مثلاًشما عجله داريد، ديگري عجله ندارد. خلق و خوي افراد در سفر خيلي عجيب است. در سفر بايد تحمّل كنيد، تحمّل ناهمواريها و رفتار نامناسب همراهان جزو حسن خلق است، اگر در مقابل كسي كه بد اخلاق است، او را تحمّل كنيم و در مقابل به او خدمت هم بكنيم، دنيا بهشت و زندگي شيرين و لذت بخش مي‌شود. از موارد تحمّل؛ تحمّل اهل خانه است. مردها در خانه به خاطر رضاي خداوند، نبايد ظلم كنند. اين جور نيست كه خانه بهشت باشد. خداوند درباره بهشت مي‌فرمايد: «و نزعنا ما في قلوبهم من غلّ» در آنجا هيچ گونه كينه و سر و صدا و غصه‌اي و قول زور و… نيست، ما بايد اينجاـ‌ در دنياـ اعمالمان را براي آنجا ـ آخرت‌ـ آماده كنيم. نمي‌شود پرخاشگري‌ها را به خانه برد. در حديث آمده است كه « مومن آن‌قدر اهل مدار است كه در خورد و خوراك، خودش را با اهل خانه هماهنگ مي‌كند،دخالت بي‌مورد نمي‌كند، بلكه مطابق سليقه خانواده غذا مي‌خورد؛ در حالي كه منافق اهل و عيالش را وادار مي‌كند كه مطابق ميل و سليقه او غذا بخورند و با او هماهنگ بشوند». زندگي علي (ع) و فاطمه (س) و نيز رابطه آنها، نمونه مناسبي براي الگو گرفتن است. فضاي زندگي حضرت علي (ع) و فاطمه زهرا (س) بر اساس عطوفت و از خود گذشتگي شكل گرفته بود. حضرت علي درباره همسرش مي‌فرمايد: به خدا قسم تا هنگامي كه زنده بود اورا به خشم نياوردم. او را به كاري كه خوش نداشت وادار نكردم. درباره زن و اولاد، گفتني زياد است. هيچ كس جز خداوند مانع زورگويي انسان نيست. مرد در خانواده بيشتر مورد ابتلاست. زن يك امتحان بزرگ الهي براي مؤمن است. يكي از نشانه‌هاي ايمان، حُسنِ سمت است. سمت با «سين». ليكن صمت با صاد؛ يعني سكوت، كم حرف زدن؛ ولي سمت با «سين» يعني رويه، روش. حسن سمت، يعني يكنواختي رفتار، انسان با دوستش و با بالا دستش خيلي خوش اخلاق، خاضع و خاشع است؛ ولي نسبت به زيردست خودش متكبر است. اين آدم حسن سمت ندارد، با فرد پولدار گاهي بگو و بخند دارد‌ ولي با فردي كه پول و مقام ندارد، حوصله صحبت كردن هم ندارد. بيرون خانه شاداب و خوشحال است، ولي داخل خانه اخمو و عبوس. اخم‌هايش با دوستانش و رفقايش باز است به خانه كه مي‌رود، اخم‌هايش درهم است. حوصله صحبت كردن با بچه‌هاي خودش را هم ندارد. آنها اصلاً اخلاق خوب او را نمي‌بينند. يكي از نشانه‌هاي ايمان اين است كه فرد با بزرگ‌ترها و كوچك‌ترها، با بالا دست و زيردست، با دوست و اهل و عيال در بيرون از خانه و داخل خانه، اخلاق و رفتار يكنواخت داشته باشد. اين خيلي نكته با اهميتي است كه انسان بتواند رفتارش را يكنواخت كند. حسن سمت يعني يكنواختي رفتار.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS