دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دروغ؛ برهم زننده همبستگی اجتماعی

یکی از رذایل اخلاقی که به گناه کبیره بودنش تصریح شده دروغ گفتن است. دروغگویی و کذب باعث ار بین رفتن آرامش و صلح بین مسلمانان شده و وحدت و همبستگی آنان را از بین می‌برد.
دروغ؛ برهم زننده همبستگی اجتماعی
دروغ؛ برهم زننده همبستگی اجتماعی
نویسنده: سید علی مرتضوی

یکی از رذایل اخلاقی که به گناه کبیره بودنش تصریح شده دروغ گفتن است. دروغگویی و کذب باعث ار بین رفتن آرامش و صلح بین مسلمانان شده و وحدت و همبستگی آنان را از بین می‌برد. دروغ ایمان و اعتقاد واقعی انسان را از بین می‌برد. از حضرت علی(ع) است که فرمود: نمی‌چشد بنده‌ای طعم ایمان را مگر اینکه انواع دروغ را ترک نماید.

علاوه بر آن دروغ منشا همه بدی ها و زشتی ها است و از بزرگترین رذایل اخلاقی محسوب می‌شود. چنان که از حضرت امام حسن عسکری(ع) مروی است که تمام بدی ها در حجره ای است مقفل و کلید گشودن آن دروغ است.

در کبیره بودن گناه ناشی از دروغ، شیخ انصاری می‌فرماید: دروغ گفتن حرام است به حکم قطعی بشری و جمیع ادیان آسمانی و در شرع مقدس اسلام حرمت آن به ادله اربعه (کتاب، اجماع، سنت و عقل) ثابت است و کبیره بودنش از قرآن و احادیث استفاده می‌گردد.

خداوند در سوره زمر آیه 5 فرموده است: «انّ الله لایهدی من هو کاذبٌ کفّارٌ». دروغ سبب خذلان الهی است و خداوند دروغگو را هدایت نمی فرماید. مردی از رسول خدا (ص) پرسید چه عملی سبب دخول در آتش است؟ حضرت فرمود: دروغ، زیرا دروغ سبب فجور و فجور سبب کفر و کفر سبب دخول در آتش است. دروغ کلید خانه ای است که همه خباثت در آن است.

در بعضی موارد توریه نیز دروغ و کذب به حساب می‌آید. توریه، گفتن سخنی است که دارای دو معنی است. یکی معنی راست و مطابق با واقع و معنی دیگری دروغ است و گوینده معنی درست آن را قصد می‌کند و مخاطب معنی دروغ آن می‌فهمد، اگر مصلحتی باشد و یا دفع مفسده ای کند، توریه جایز است والادرست نیست و گاه کذب است و حرام.

در بعضی موارد خاص دروغ جایز است، در جایی که ضرر مالی یا جانی یا آبرویی متوجه خودش یا افراد دیگری از مسلمین بشود و به سبب دروغ گفتن دفع آن ضرر بشود جایز است و اگر لازم شود قسم خوردن هم مانعی ندارد، بلکه در بعضی از موارد ضرر فاحش مانند ضرر جانی یک نفر مومن در کار باشد واجب است.

مثل اینکه اگر ظالمی بخواهد مسلمانی را بگیرد و بکشد و آبروی او را بریزد و از شما محلش را می‌پرسد اگر شما بروز دهید مرتکب حرام شده‌اید و واجب است انکار نمایید و اگر لازم باشد قسم یاد کنید که محلش را نمی‌دانید.

حضرت صادق(ع) فرمود: قسم دروغی که کفاره ندارد، بلکه برای صاحبش اجر و ثواب ثبت می‌شود، قسمی است که برای خلاصی جان یا مال مسلمانی از شر ظالمی مانند دزد و غیره یاد شود.

دوم از مواردی که دروغ گفتن جایز است در مورد اصلاح است، یعنی هر گاه بین دو نفر مسلمان مخاصمه و نزاع و جدال باشد و راه اصلاح بین ایشان منحصر به دروغ گفتن باشد جایز می‌شود، یا اینکه سبب دروغ از پیدا شدن کینه و دشمنی بین دو نفر مسلمان جلوگیری می‌شود مانند اینکه بین زن و شوهری بی مهری پیدا شده و ممکن است کار به جدایی بکشد لازم است با گفتن کلماتی بین آن دو صفا و محبت ایجاد شود و محبت آنها را نسبت به هم زیاد کنی.

در وصیت حضرت رسول اکرم (ص) به حضرت علی (ع) آمده است به درستی که خداوند دوست می‌دارد دروغی را که برای اصلاح و صلاح گفته شود و دشمن می‌دارد سخن راستی که موجب فساد شود.

و البته در غیر این موارد به هیچ وجه و درهیچ مورد نباید دروغ گفت که مسلماً مورد غضب و خشم الهی است و جای دروغگو در آتش جهنم است.

مقاله

نویسنده سید علی مرتضوی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS