دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دستیابی به کرامت انسانی

وجه تمایز انسان از جانوران توانایی های بی نظیر دستگاه عصبی مرکزی است، به نحوی که قادر به اندیشه خودآگاه و تکلم یعنی توانایی ارتباط با دیگر انسان‌هاست، انسان تنها جانداری است که تاریخ اجتماعی، سیاسی و... دارد و می‌تواند به آینده هم به صورتی سازمان مند بیندیشد.
دستیابی به کرامت انسانی
دستیابی به کرامت انسانی

وجه تمایز انسان از جانوران توانایی های بی نظیر دستگاه عصبی مرکزی است، به نحوی که قادر به اندیشه خودآگاه و تکلم یعنی توانایی ارتباط با دیگر انسان‌هاست، انسان تنها جانداری است که تاریخ اجتماعی، سیاسی و... دارد و می‌تواند به آینده هم به صورتی سازمان مند بیندیشد.

در عین حال انسان توانست به معنویات و زندگی پس از مرگ بیندیشد و بارقه های خداشناسی در وجودش بارز شوند.

به عبارت دیگر این موجود دوپای ناطق آن زمان که خدا را شناخت و از تاریکی ناخودآگاه به روشنی خودآگاه خویش رسید، به معرفت نائل شد.  

انسان سالم کسی است که در درجه نخست نشانه های اختلال در کارکردهای روانی یعنی احساس، ادراک، اندیشه، عاطفه، بصیرت، قضاوت و توجه و تمرکز نداشته باشد.

دوم آنکه با خود و با محیط اطراف خویش هماهنگ باشد. هماهنگی با خود یعنی آنکه خویشتن را چنانکه هست بشناسد و بپذیرد و خود را بالاتر یا پائین‌تر از آنچه هست در نظر نیاورد و به عبارتی به عقده مهتری یا کهتری مبتلا نباشد.

بتواند با محیط اطراف خویش رابطه صمیمانه داشته باشد، انسان‌های دیگر را دوست بدارد و با همه موجودات زنده سر صلح داشته باشد و محیط زندگی خویش را به بهترین وجه حفظ کند.

انسان سالم وظایف شخصی، خانوادگی و اجتماعی خویش را انجام می‌دهد و بی هیچ بهانه‌ای خدمات و محبت خویش را به آنان که نیاز دارند عرضه می‌کند و زبان حال او این است:

دست از کرم به عذر تهی مایگی مشوی

برگی در آب قایق صد مور می شود

نه فقط در گفتار بلکه در رفتار مروج خوبی و راستی است و می داند که:

بزرگی سراسر به گفتار نیست

دوصد گفته چون نیم کردار نیست

و سرانجام آنکه توانمندی های خویش را در راه هدف های عالی انسانی و الهی صرف می کند و هدف از علم را رضای خلق می داند که رضای خدا در آن است و علمی را که در خدمت قدرتمندان باشد و آنان را مسلط تر کند خوار می شمارد.

    روزنامه ایران، شماره 4617، 13/7/89، صفحه 15

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS