دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دكانی به نام تفال و غيب دانی

No image
دكانی به نام تفال و غيب دانی

سؤال بيشتر مردم اين است که فال بينها و برخی افراد به ظاهر غيب گو، واقعاً از عالم غيب خبر دارند؟ آيا موکل جنی دارند؟ آيا از آينده باخبرند؟ اگر به تعهدات آنان عمل شود خوب است يا نه؟

در پاسخ به طور اجمال بايد گفت: در آيات قرآن بيان شده که تنها خداوند علم غيب می‌داند و ديگران اگر غيب می دانند در اين امر مستقل نيستند، بلکه اين علم تنها برای کسانی است که خداوند به آنان ياد می دهد و اينان پيامبری و امامی و فرشته ای هستند که مأموريتی دارند.(اعراف، آيه 188، جن، آيات 26 و 27؛ دخان، آيات 1 تا 4) پس آگاهی آنها از علم غيب نيز محدود به دايره مأموريت ايشان است.

خداوند از زبان پيامبر(ص) نقل می کند که اگر غيب می دانستم خير را برای خود بيشتر می کردم؛ اما چون غيب ايشان استقلالی نيست خداوند چيزی از غيب در اختيار حضرت می‌گذارد که مناسب مأموريت است نه آن چيزی که دل پيامبر(ص) می خواهد. خداوند می‌فرمايد: بگو: من مالک سود و زيان خود نيستم، مگر آنچه خدا بخواهد و اگر علم غيب می‌دانستم بر خير خود بسی می افزودم و هيچ شری به من نمی رسيد، من کسی جز بيم‌دهنده و مژده دهنده ای برای مؤمنان نيستم.(اعراف، آيه 188)

براين اساس حتی پيامبر نيز غيب استقلالی ندارد تا برای خودش کارهايی انجام دهد که مفيد و خير باشد يا شر و بدی را از خودش دفع کند؛ چه رسد به ديگران. اين مدعيان علم غيب اگر می توانستند وضع مالی خودشان را خوب می کردند و مشکلات اخلاقی و خانوادگی و مصيبت ها را از خود دور می نمودند. پس چرا همواره در بدبختی و فلاکت روزگار می گذرانند و يا نياز مالی به ديگری دارند؟

البته قرآن بيان می کند که برخی از جنيان، اسراری را می دزدند که مربوط به همان روز يا يک دو روز آينده است (صافات، آيات 6 تا 8؛ جن، آيات 6 تا 9) نه آينده دور و نه اينکه بگويند بدبخت يا خوشبخت می شويد. پس نبايد به سخنان مدعيان علم غيب و طالع بينی و پيشگويان آينده گوش فرا داد و بايد از آنان پرهيز کرد.

روزنامه كيهان، شماره 21554 به تاريخ 17/11/95، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS