دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دوستی پایدار

No image
دوستی پایدار

تا دوست خود را امتحان نکنیم نباید به او اعتماد و اطمینان کنیم. تنها دیدن روی خوش و زبان‌بازی افراد برای ایجاد ارتباط و گزینش دوستی کفایت نمی‎کند.

حضرت علی(ع) می‎فرماید: اعتماد به دیگری قبل از آزمایش نشانه کم عقلی است. بنابراین با هر کسی نمی‎شود دوستی و رفاقت کرد و هرکسی برای دوستی لیاقت و شایستگی ندارد. برای آدمی لازم و ضروری است که دوستان خود را از قبل آزمایش و امتحان کند و پس از آزمایش چنانچه از امتحان به خوبی بیرون آمدند دوستی ایجاد نماید. تا دوست خود را امتحان نکنیم نباید به او اعتماد و اطمینان کنیم. تنها دیدن روی خوش و زبان بازی افراد برای ایجاد ارتباط و گزینش دوستی کفایت نمی‎کند. حضرت علی(ع) می‎فرماید: از رفیقت ایمن مباش تا اینکه او را امتحان کنی. برای انسان پسندیده نیست که با هر کسی مصاحبت دارد و به او اعتماد کند مگر آنکه پیش از این او را بیازماید و حقیقت او را بداند. برای هرکسی در زندگی دوستانی است که هنگام وحشت و تنهایی با آنها انس می‎گیرد و در زمان شدت و سختی به آنان پناه می‎برد و در برابر حوادث روزگار و پیشامدهای ناگوار از آنها کمک می‎گیرد، اسرار خود را به آنها می‎سپارد و اخبار و اندیشه‌های خود را با آنها در میان می‎گذارد. پس آیا راه‎هایی وجود دارد که آنها را بیازماید و حقیقت آنها را مکشوف سازد تا درست از نادرست و پاک از ناپاک شناخته و راستگو از دروغگو دانسته شود؟ بله راه‎هایی وجود دارد که آنها را بیازماید و حقیقت را کشف کند که به شرح زیر است:

آزمایش روحی

هرگاه در ضربان قلب نسبت به شخصی احساس محبت و دوستی کردی بدان که او نیز نسبت به تو نظیر همان حالت را در قلبش احساس می‎کند. اما این کار نیازمند آن است که روان و عواطف و وجدان خویش را به خوبی بشناسیم تا اشاره‎های غریزی را از انگیزه‌های راستین عاطفی باز شناسیم. در هر حال، پیوستگی میان دوستان از سنخیت و همگونی روحی آغاز می‎شود و قبل از آن که بدن‌ها روح‌ها را کشف کنند این روح‌ها هستند که خود یکدیگر را کشف می‎کنند. به همین دلیل است که گاه فردی را برای نخستین بار می‎بینیم و گمان می‎کنیم که از مدت‌ها پیش او را می‌شناسیم و برعکس، گاه مدت‌های مدیدی در جوار یک فرد زندگی می‌کنیم اما کمترین هماهنگی میان خود و او احساس نمی‎کنیم. بنابراین آزمایش روحی نخستین وسیله آزمودن دوست است. در حدیث شریف آمده است: محبت قلبی برادرت را نسبت به خود از محبت قلبی خودت نسبت به او بشناس.

آزمودن هنگام نیاز

شکی نیست که دوستان «گیرنده» بسیارند اما دوستان «دهنده» اندک. اینان هستند که شایسته دوستی‌اند زیرا این عده دوست انسانند نه دوست جیب او! برای شناخت هر انسانی او را هنگام نیازمندی بیازمای و ببین که آیا به نیازت بهایی می‌دهد یا نه؟ آیا هنگامی که نیازمندی به تو اعتنا و اهتمامی می‌ورزد؟مردم معمولاً دو دسته هستند: کسانی که نیازهای مردم را حتی المقدور برآورده می‌سازند اما حاضر نیستند در این راه فداکاری و از خود گذشتگی نشان دهند 2- کسانی که به تعبیر قرآن دیگران را بر خود ترجیح می‌‎دهند هر چند خود نیازمند باشند (سوره حشر آیه 9). البته انتظار این که افراد همیشه از نوع دوم باشند انتظاری نابجاست اما دست کم باید از دسته اول بود. اما کسانی که هنگام نیاز دست رد به سینه نیازمند بزنند شایسته دوستی در زندگی نیستند.

آزمودن هنگام خشم

امام صادق(ع) می‌فرماید: به محبت دوستت اعتماد مکن تا آنگاه که سه بار او را به خشم در آوردی. یعنی کسانی را نمی‌توان دوست انگاشت تا اینکه آن را خشمگین کرد و سخن ناپسند و زشت بر زبان نیاورد زیرا چنین دوستی تحت هیچ شرایطی دوست خود را ترک نمی‎کند و برای دوستی و پایه‌ها و پیوندهای آن ارزش و احترام خاصی قائل است و آن را سست و ویران نمی‌کند و بسیار بخشنده و مهربان است. در نظر خداوند، بخشش معیار انسانیت انسان است. هر انسانی در حالت خشم ماهیت خود را بروز می‎دهد و چهره واقعی خود را برای دیگران آشکار می‎کند. گاه فردی در حالت عادی با انسان خوشرویی و خوشرفتاری می‎کند و سخنان محبت‌آمیز بر زبان می‎راند اما چون او را به خشم آوری حقیقت را که مدت‌ها از تو پنهان می‎داشت بر زبان می‌آورد.امام صادق(ع) می‌فرماید: اگر برادرت سه بار بر تو خشمگین شد و سخن ناخوشایندی درباره‌ات نگفت او را برای خود بیندوز.(بحارالانوار، ج 78، ص 251).

آزمودن در سختی‌ها و مشکلات

دوست خوب کسی است که در سختی‌ها و گرفتاری‌ها یاری‌ات رساند، هنگامی که دیگران رهایت می‌کنند او در کنار تو باشد و آنگاه که دیگران تو را تکذیب می‎کنند او تصدیقت کند. درست آنگونه که حضرت خدیجه با پیامبر خدا(ص) بود. خدیجه دوست هنگام سختی‌ها بود نه دوست زمان رفاه و نعمت به همین علت بود همیشه رسول خدا پیوسته از او یاد می‎کرد و از خداوند برایش آمرزش می‎خواست. امام صادق(ع) می‎فرماید: دوست خود را هنگامی که نعمت تازه‌ای روزیت شود یا مصیبتی به تو رسد بیازمای.

آزمودن در سفر

آدمی در سفر لباس تکلف و ریا را از تن خود می‎کند. اینجاست که می‎توانی دوست را به سادگی بیازمایی. اگر انسانی در حالت خشم در مسافرت و در زمان آزمودن به درهم و دینار در دوستی با تو پایداری نشان داد چنین کسی دوست خوبی است و گرنه ... نه. بنابراین انسان باید با دیده دقت و تفحص و با بصیرت و آگاهی دوستان خود را گزینش و امتحان کند و دوستی‌ها باید صادقانه و در زمان سختی‎ها و بعدها نیز با یکدیگر مشارکت داشته باشند. همنشینی با دوستان تأثیر به سزایی بر خلق و خوی انسان می‎گذارد. اگر این همنشینی چه خوب یا بد باشد تأثیر خود را می‎گذارد پس قبل از گزینش دوستان باید به درستی دوست خود را مورد آزمایش و امتحان قرار داد که به خصوصیات اخلاقی او واقف شویم و خود ما نیز باید این شایستگی‌ها را از خود نشان دهیم که دیگران با ما دوستی ورزند و سعی کنیم در برابر خداوند و دوستان از امتحان سربلند بیرون آییم. پیامبر(ص) هشدار می‌دهد: در آخرالزمان گروهی می‌آیند که در ظاهر دوستند و در نهان دشمن.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS