دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

رابطه اراده اخروی انسان با تعلقات دنيوی

No image
رابطه اراده اخروی انسان با تعلقات دنيوی

وقتي در خواب هستيم و رؤيا مي بينيم، گاهي مي شود که سگي و گرگي به ما حمله مي کند و يا مار و کژدم مي خواهد ما را نيش بزند ولي ما قدرت حرکت نداريم و با آنکه بسيار تلاش مي کنيم نمي توانيم فرار کنيم. همچنين يکي از بستگان و دوستان مرده خود را در خواب مي بينيم و مي دانيم مرده است ولي تنها چند کلام ساده و پيش پا افتاده با او مطرح مي کنيم و وقتي از خواب بيدار مي شويم افسوس مي خوريم که چرا فلان سوال مهم را نکردم و چرا چنين نکردم و چنين نگفتم.

انسان در خواب اختياردار خودش نيست؛ البته اختياردار خودش است، ولي نيست؛ زيرا خواب انسان براساس اعمال روزانه ما شکل مي گيرد. پس اگر دغدغه چيزي را داشتيم همان چيز را مي پرسيم و اگر نداشته باشيم اصلاً به ذهن ما نمي آيد تا پرسشي را مطرح کنيم.

اگر بخواهيم آخرت را با خواب مقايسه کنيم، داستان آخرت ما نيز همين گونه است؛ زيرا رؤيا در عالم برزخي اتفاق مي افتد که مثال منفصل ما است؛ يعني همان طوري که ما يک خيال و مثال متصل داريم، در بيرون يک خيال و مثال منفصل از ما وجود دارد که از آن به عالم مثال منفصل تعبير مي کنند. لذا آخرت ما همانند خواب ماست؛ يعني هر چه در خواب اختيار و اراده داشته باشيم در آخرت همان ميزان اراده و اختيار داريم؛ زيرا خداوند همان طوري که در هنگام مرگ، نفس آدمي را توفي مي کند و به تمام و کمال مي گيرد، در هنگام خواب نيز چنين اتفاقي مي افتد، با اين تفاوت که در هنگام مرگ ديگر نفس به بدن باز نمي گردد، ولي در هنگام خواب بازگشت به بدن صورت مي گيرد.(زمر، آيه 42)

رابطه اراده اخروی با گسستن تعلقات دنيوی

براساس آيات قرآن، انسان وقتي مي ميرد به همان ميزان داراي اراده و اختيار است که خودش را از قيد تعلقات آزاد کرده و صفت خدايي پيدا کرده باشد. عده اي قواي ارادي و تحريکي خودشان را بسته اند و تعلقات، به آنان اجازه نمي دهد تا حرکتي داشته باشند، برخي ديگر کمي آزادي عمل دارند و برخي ديگر در آزادي مطلق به سر مي برند.

از آنجا که آخرت تجسم اعمال ماست، هر آنچه انسان در دنيا انجام مي دهد در آخرت می‌بيند و همان کشته هايش را درو مي کند. اگر انساني آزاد شد و از بند تعلقات رها شد (آل عمران، آيه 35؛ اعراف، آيه 157) در آن زمان در آخرت نيز دستش آزاد است. در دنيا انسان با هستي شناسي، جهان بيني و فلسفه و عقايد خويش نگرش ها و رفتارها و اعمالش را سامان مي دهد و سبک زندگي هر کسي به فلسفه زندگي او بستگي دارد. اين امور شاکله شخصيتي و هويتي او را شکل مي دهد و اعمالش را مي سازد.(اسراء، آيه 84) همين امور که در آغاز، حال و سپس ملکه و در نهايت قوام و مقام او شده، او را مديريت و مهار مي کند. از همين رو گفته مي شود: از کوزه همان برون تراود که در اوست؛ يعني رفتار، تابع ملکات و مقامات شخص است.

در آخرت هر کسي تابع همين ملکات و مقامات دنيوي خودش عمل مي کند. پس اراده او محدود به همان ميزان اراده اي است که با خود همراه دارد. اگر کسي اراده خودش را در دنيا با تعلق بسته و محدود کرده باشد، در آخرت نيز به همان ميزان محدود خواهد بود. اين گونه است که در آخرت مار و عقرب را مي بيند ولي توان فرار از آنها را ندارد؛ زيرا در دنيا ازگناهان فرار نکرده و با گناه زندگي مسالمت آميز داشته است. اين همان الزام و چسبندگي است که ملکات و مقامات ما با ما خواهند داشت. عقايد ما اعمال ما را ساخته و اعمال ما ملکات و مقامات ما را ساخته و اکنون ما با همان ملکات و مقامات در آخرت محشور مي شويم. اين گونه است که خداوند مي فرمايد: وَکُلَّ إِنسَانٍ اَلْزَمْنَاهُ طَآئِرَهُ فِي عُنُقِهِ وَنُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ کِتَابًا يَلْقَاهُ مَنشُورًا؛ و کارنامه هر انساني را به گردن او بسته‌ايم، و روز قيامت براي او نامه‌اي که آن را گشاده مي‌بيند بيرون مي‌آوريم.(اسراء، آيه 13)

پس همان طوري که برنامه هاي روزانه ما خواب هاي ما را سامان مي دهد و ميزان اراده ما را مشخص مي کند، همچنين دنياي ما، آخرت ما و ميزان و سطح آزادي و اختيار و اراده ما را مشخص مي کند. پس اراده ما در آخرت بسته به ملکات و مقاماتي دارد که انسان در دنيا کسب کرده است. از اين رو اميرمؤمنان امام علي(ع) مي فرمايد: إنّ الْيَوْمَ عَمَلٌ وَلاحِسابَ، وَغَداً حِسابٌ وَ لاعَمَل؛ امروز دنيا محل عمل بدون حساب و فرداي قيامت، محل حساب بدون عمل است.( شرح نهج البلاغه ابن عبده: ج 1، ک 41)

روزنامه كيهان، شماره 21102 به تاريخ 18/4/94، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS