دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

راه درمان بداخلاقی

No image
راه درمان بداخلاقی

بداخلاقى از طريق پيشگيرى و درمان برطرف مى‌شود، اما پيشگيرى از بداخلاقى از زمان طفوليت بايد انجام گيرد. والدين بايد عملاً محاسن اخلاقى را به فرزندان خود تعليم دهند و آنان را از بدخلقى دور سازند. نكته ديگر اجتناب از معاشرت با افراد بداخلاق است. اما در مرحله درمان بايد توجه داشت كه علاج و درمان بيمارى‌هاى اخلاقى همانند بيمارى‌هاى جسمى، مبتنى بر چهار شرط اصولى است: ۱. آگاهى از وجود بيمارى ۲. شناخت منشأ بيمارى و راه علاج آن ۳. تصميم مريض براى درمان بيمارى ۴. انجام برنامه‌هاى درمانى. بنابراين كسى كه به بدخلقى خود پى برد، در مرحله بعد بايد منشأ كج خلقى را بشناسد. صفات ناپسند و از جمله بدخلقى، علل متعددى دارد كه مهم‌ترين آنها سوءعادت و عقده‌هاى درونى و بيمارى‌هاى جسمى مى‌باشند. اگر خلق بد تنها ناشى از سوء عادت باشد، بايد در ترك آن كوشيد و عادت بد را با جایگزين كردن عادت پسنديده از صفحه خاطر محو كرد. امام على(ع) مى‌فرمايد: (روّضوا انفسكم على الاخلاق الحسنه؛ خود را به اخلاق نيك عادت دهيد) اگر بدخلقى، معلول عقده روحى يا بيمارى جسمى باشد، بايد اين عقده گشوده شود و بيمارى حاصل از آن درمان گردد. مرحله ديگرى كه در درمان بدخلقى مهم است، تصميم قاطع براى درمان مى‌باشد، چرا كه شناخت بيمارى و منشأ آن به تنهايى كفايت نمى كند. چه بسا افرادى از بدخلقى رنج مى‌برند و اظهار تنفر مى‌كنند، اما در مقام عمل با اراده جدّى به علاج آن نمى پردازند. اين تصميم وقتى اتخاذ مى‌شود كه انسان به آثار بدخلقى آگاهى پيدا كند. در روايات معصومين علیهم‌السلام، به مفاسد بدخلقى اشاره شده كه در اين جا به بعضى از آنها مى‌پردازيم:

عذاب درونى: رسول اكرم(ص) مى‌فرمايد: (من ساء خلقه عذّب نفسه؛ كسى كه بدخلق است، خود را عذاب مى‌دهد.)

فساد عمل: بدخلقى، عمل خوب انسان را تباه مى‌كند. پيامبر اكرم(ص) مى‌فرمايد: (الخلق السيى يفسد العمل كما يفسد الخل العسل؛ بدخلقى عمل را فاسد مى‌كند، همان طورى كه سركه عسل را فاسد مى‌كند.)

تنگ شدن روزى: على(ع) مى‌فرمايد: (من ساء خلقه ضاق رزقه؛ كسى كه بدخو باشد، روزيش تنگ مى‌شود.)

دشوارى زندگى: امام على(ع) مى‌فرمايد: بدخويى، زندگانى را دشوار و موجب رنج و عذاب نفس است.

فشار قبر: در حديث نبوى آمده كه سعد بن معاذ به خاطر بدخلقى با اهل خانه اش پس از دفن دچار فشار قبر شد. امر ديگرى كه اراده انسان را در تغيير بدخلقى تقويت مى‌كند، توجه به آثار و فوايد حسن خلق است كه در روايات اسلامى بدان اشاره شده است. در اين جا به ذكر دو روايت اكتفا مى‌كنيم: رسول اكرم(ص) مى‌فرمايد: (ما يوضع فى ميزان امرئ يوم القيامه افضل من حسن الخلق؛ در روز قيامت در ترازوى عمل انسان، چيزى بهتر از اخلاق پسنديده گذارده نمى شود.) و در جاى ديگر مى‌فرمايد: براى صاحب اخلاق پسنديده مانند اجر روزه دارى كه شب‌ها به عبادت سر كرده، پاداش مقرر شده است. پس از طى اين مراحل، با مراقبت از نفس، محاسبه عمل و با تكيه بر پايگاه مستحكم ايمان به خدا، به تدريج بايد عادت ناپسند بدخلقى را ترك و عادت پسنديده خوش خلقى را جایگزين آن كرد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS