دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

راهزنی

No image
راهزنی

ر اهزني، سلاح، راهها، محاربه، امنيت

نویسنده : سيد علي حاتم‌زاده

معنای لغوی راهزن (قطع الطریق): راهزن از نظر لغوی صفت فاعلی است و به کسی اطلاق می‌شود که در راهها مسافران را غارت کند. راهزن به معنای سرودگوی و مطرب نیز آمده است.[1]

قطع طریق: واژه‌ای عربی مرکب از دو کلمۀ قطع به معنای بریدن و طریق به معنای راه است. بدین ترتیب قطع الطریق به معنای بریدن راه و راهزنی است و قطّاع صیغۀ مبالغه است به معنای بسیار قطع کننده و نیز جمع قاطع به معنی برنده است.[2]

معنای اصطلاحی راهزنی: قانونگذار در مواد 185 و 653 (قانون مجازات اسلامی) راهزنی را تعریف ننموده است ولی با عنایت به مباحث مطرح شده و مفاد مواد قانون مجازات اسلامی می‌توان گفت: «راهزنی بر سرقتهائی اطلاق می‌گردد که در راههای بین شهری و روستاها و غالباً در خارج از شهرها و روستاها با قهر و غلبه و به صورت آشکارا و علنی صورت می‌گیرد». بنابراین، سرقت از داخل منازل و اماکن و سرقت به صورت پنهانی و بدون به کار گیری زور و خارج از راهها و شوارع راهزنی تلقی نخواهد شد.[3]

انواع راهزنی:

1) راهزنی در حکم محاربه

رکن قانونی

مادۀ 185 (قانون مجازات اسلامی): «سارق مسلح و قطاع الطریق هرگاه با اسلحه امنیت مردم یا جاده را بر هم بزند و رعب و وحشت ایجاد کند محارب است». که حد محاربه و افساد فی الارض در مادۀ 190 (قانون مجازات اسلامی) چهار چیز است:

1. قتل

2. آویختن به دار

3. اول قطع دست راست و سپس پای چپ

4. نفی بلد

که انتخاب هر یک از این امور به اختیار قاضی است خواه محارب کسی را کشته یا مجروح کرده یا مال او را گرفته باشد و خواه هیچ یک از این کارها را انجام نداده باشد. (مادۀ 191 ق. م. ا)

رکن مادی

‌أ. رفتار مجرمانه: انجام فعل مثبت مادی با به کارگیری سلاح و اعمال قهر و غلبه نسبت به مسافران و عابرین جهت بردن اموال آنها از شرایط اصلی تحقق این جرم است.[4]

‌ب. موضوع جرم: در راهزنی در حکم محاربه موضوع جرم علاوه بر مال، امنیت مردم و جاده نیز خواهد بود و جرم راهزنی داخل در جرائم علیه امنیت می‌گردد. صرف به کارگیری سلاح بدون سلب امنیت موجب تحقق جرم راهزنی در حکم محاربه نخواهد بود.[5]

‌ج. وسیلۀ مجرمانه: استفاده از سلاح شرط تحقق این جرم است. سلاح راهزنی اعم از سلاح سرد مثل کار دو شمشیر و یا سلاح گرم مثل تفنگ است.[6] استفاده از واژۀ جمع (اسلحه) به جای سلاح به معنی آن نیست که سارق یا سارقین باید سلاحهای متعددی با خود داشته باشند و منظور از اسلحه، سلاحهای واقعی است نه بدلی و با توجه به ایجاد رعب و وحشت سلاح باید ظاهر باشد که بتواند دیگران را بترساند ولی شلیک کردن یا به گونۀ دیگری استفاده کردن از آن ضروری نیست.[7]

‌د. نتیجۀ مجرمانه: نتیجۀ لازم برای تحقق جرم موضوع مادۀ 185 ق. م. ا بر هم خوردن امنیت مردم یا جاده است و وقوع سرقت شرط نیست (هر چند که قصد سارقین یا قطاع الطریق بودن اموال مردم است)[8]

‌ه. مکان وقوع جرم: باید در یکی از راههای خارج از شهر و یا روستا (خواه راه مال رو یا ماشین رو ) باشد، بزرگی یا کوچکی راه مؤثر در مقام نیست.[9]

رکن معنوی

مرتکب علاوه بر سوء نیت عام مبتنی بر معرفت فاعل جرم به نامشروع بودن عمل ارتکابی، سوء نیت خاص یا قصد بر هم خوردن امنیت مردم یا جاده را نیز داشته باشد که این امر با استفاده از اسلحه و ایجاد رعب و وحشت حاصل می‌گردد.

چند نکته

1- شمول مادۀ 185 ق. م. ا به عمل ارتکابی منوط به تعدد سارقین نمی‌باشد.[10]

2- مرجع رسیدگی برای جرم موضوع مادۀ 185 ق. م. ا دادگاه انقلاب است.[11]

3- غیر قابل گذشت بودن حد محاربه و افساد فی الارض: که برابر مادۀ 193 ق. م. ا حد محاربه با عفو صاحب حق ساقط نمی‌شود و توبه اعم از اینکه قبل یا بعد از دستگیری باشد نقشی در سقوط حد ندارد.[12]

2) راهزنی تعزیری:

رکن قانونی

مادۀ 653 ق. م. ا: «هر کس در راهها و شوارع نه نحوی از انحاء مرتکب راهزنی شود، در صورتیکه عنوان محارب بر او صادق نباشد، به سه تا پانزده سال حبس و شلاق تا 74 ضربه محکوم می‌شود».

رکن مادی

‌أ. رفتار مجرمانه: ربوده شدن مال و یا اموال اشخاص توسط یک یا چند راهزن در راهها و شوارع بدون استفاده از اسلحه[13] به طریق قهر و غلبه یا به کارگیری سلاح بدون ایجاد رعب و هراس در بین افراد مورد تهاجم در راهها.[14]

‌ب. موضوع جرم: در راهزنی مادۀ 653 ق. م. ا موضوع جرم اموال منقول متعلق به عابدین و مسافرین در راههاست.[15]

‌ج. وسیلۀ مجرمانه: در راهزنی موضوع مادۀ 653 ق. م. ا به عنوان یک جرم تعزیری استفاده از وسیله چه به صورت عام و چه به صورت وسیلۀ خاص شرط تحقق این جرم نیست. مقنن با استفاده از قید (به نحوی از انحاء) طرق ارتکاب آن را وسعت بخشیده و آنرا محدود به استفاده از سلاح نکرده است. پس صرف استفاده از زور و قدرت بدنی توسط راهبران و بردن مال دیگری برای تحقق این جرم کافی است.[16]

‌د. نتیجه مجرمانه: راهزنی موضوع مادۀ 653 ق. م. ا جرمی مقید بوده و بردن مال دیگری بدون اینکه منجر به سلب امنیت مردم یا جاده شود شرط تحقق آن به شمار می‌رود و عبارت" مرتکب راهزنی شود" در متن مادۀ مذکور بیانگر آنست که راهزنی یا سرقت مطابق این ماده باید به وقوع بپیوندد.[17]

‌ه. مکان وقوع جرم: باید یکی از راهها و شوارع شهری یا روستائی باشد. (اعم از راههای داخل یا خارج شهر است).[18] منظور از راهها، راههای عبور عابرین پیاده و یا ماشین رو است. شوارع راههای بزرگتری هستند از قبیل بزرگراهها و اتوبانها. ضمناً راههای محل عبور و رفت و آمد که در میان روستاها و در میان کوهستانها وجود دارد و راههای مالرو نامیده می‌شود نیز مشمول جرم مزبور است.[19]

رکن معنوی:

باید مرتکب علاوه بر سوء نیت عام مبتنی بر معرفت فاعل جرم به نامشروع بودن عمل ارتکابی، سوء نیت خاص یا قصد بردن مال دیگری را نیز داشته باشد ولی اثبات قصد مجرمانه مرتکب ضرورت ندارد و با وقوع جرم، قصد مجرمانه مفروض و مسلم است.[20]

مقاله

نویسنده سيد علي حاتم‌زاده
جایگاه در درختواره حقوق جزای اختصاصی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS