دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

راهکارهای رسیدن به خوشبختی(2) (پرسش و پاسخ)

از منظر آموزه‌های وحیانی راهکارهای رسیدن به خوشبختی کدام است؟
راهکارهای رسیدن به خوشبختیʂ) (پرسش و پاسخ)
راهکارهای رسیدن به خوشبختی(2) (پرسش و پاسخ)

راهکارهای رسیدن به خوشبختی(2) (پرسش و پاسخ)

روزنامه کیهان

تاریخ انتشار: سه شنبه 28 فروردین ماه 1397

پرسش:

از منظر آموزه‌های وحیانی راهکارهای رسیدن به خوشبختی کدام است؟

پاسخ:

در بخش نخست پاسخ  به این سؤال به برخی از آیات قرآن درباره رسیدن به خوشبختی و آرامش استناد کردیم. اینک در ادامه دنباله مطلب را پی می‌گیریم.

«یقین» همان ایمان محکم و پابرجاست به این که جهان، مدبری دارد حکیم و آنچه انبیا به عنوان بشارت و انذار گفته‌اند، یعنی نسبت به نیکوکاری نوید داده‌اند و نسبت به بدکاری اعلام خطر کرده‌اند، همه راست و درست است و دیر یا زود واقع می‌گردد! هر کسی به عمل خویش می‌رسد، تمام اعمال خود را از نیک و از بد، بزرگ یا کوچک خواهد دید و به آن خواهد رسید.

و اما «رضایت خاطر» یعنی خوشوقت بودن و خشنود بودن از این ‌که عمل خویش را آن‌ طور انجام داده که ناموس عالم حکم می‌کرده است؛ وجدانش راضی است که به وظایف خود عمل کرده و دین خود را نسبت به خلق خدا ادا کرده است.

امام زین‌العابدین(ع) در دعا از خداوند متعال چنین مسئلت می‌نماید:

«خدایا! بر محمد و آل او درود بفرست و ایمان و یقین مرا به اعلی درجه برسان؛ نیت مرا نیکوترین نیت‌ها گردان و عمل مرا فاضل‌تر و بهترین اعمال گردان».

منتهای سعادت همین است که آدمی در ناحیه عقل و فکر دارای محکم‌ترین اطمینان‌ها و در ناحیه احساسات و قلب دارای پاک‌ترین نیت‌ها و در ناحیه عمل دارای نیکوترین عمل‌ها باشد. زندگی پاک و پاکیزه و سعادت‌بخش همین است. (حکمت‌ها و اندرزها، شهید مطهری، ص 39 تا 42)

راهکارهای چهارگانه خوشبختی

قرآن کریم در سوره کوچکی که به نام سوره «عصر» نامیده می‌شود، ضمن تأکید با یک قسم می‌فرماید:

«بشر جز با داشتن چهار خصلت، زیانکار و بدبخت است: اول ایمان؛ دوم عمل درست و صحیح؛ سوم تشویق و وادار کردن افراد را به حق؛ چهارم تشویق و توصیه یکدیگر را به خویشتن‌داری و استقامت و صبر».

این‌ها چهار رکن و چهار ستون کاخ سعادت بشر می‌باشند.

اما رکن اول، یعنی ایمان. این رکن، اساسی‌ترین رکن حیات انسانی است. انسان از آن جهت که انسان است، نمی‌تواند بدون ایمان زندگی خوش و مقرون به آسایشی داشته باشد. حرکات و فعالیت‌های انسان همین قدر که از حدود خور و خواب و خشم و شهوت و لذت‌های آنی تجاوز کرد، نقطه اتکایی لازم دارد؛ بدون آن نقطه اتکا،  نه حرکات و فعالیت‌های انسان نظم و انضباطی به خود می‌گیرد و نه مقرون به نشاط و رغبت خواهد بود. ما اگر حیوانی را مثلاً اسبی یا گوسفند یا آهویی را در نظر بگیریم، به طور وضوح احساس می‌کنیم که احتیاجی به آنچه ما آن را «ایمان» می‌نامیم، ندارد، زیرا کارها و حرکت‌ها و فعالیت‌های این حیوان بسیار محدود و محصور است؛ آب خوردنی است و علف خوردنی و جست‌وخیزی و حداکثر مراقبت فرزندی.

[در انسان] انجام وظیفه و تکلیف در بسیاری از موارد برخلاف طبیعت و میل و غریزه شخصی است. وظیفه از او راستی و امانت و فداکاری و انصاف و عدالت و تقوا و عفت و پاکدامنی می‌خواهد و طبیعت شخصی وی بر عکس حکم می‌کند که برای جلب لذت و منفعت شخصی، دروغ بگوید و خیانت و دزدی کند، از فداکاری و انصاف و عدالت تن باز زند، جامه تقوا و طهارت و عفت را بیالاید تا به کام رسد. این جاست که انسان خود را در برابر یک سلسله تصمیمات بزرگ می‌بیند، در جهت مخالف طبیعت و منفعت خودش و محال است که بدون نقطه اتکایی که روح او را به این فضایل راضی سازد، بتواند از عهده برآید. این نقطه اتکا همان است که «ایمان» نامیده می‌شود؛ همان رکن اول از چهار رکن سعادت بشر است که قرآن مجید ذکر کرده است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

راهکارهای رسیدن به خوشبختی ʃ) (پرسش و پاسخ)

راهکارهای رسیدن به خوشبختی (3) (پرسش و پاسخ)

از منظر آموزه‌های وحیانی راهکارهای رسیدن به خوشبختی کدام است؟
راهکارهای رسیدن به خوشبختی(۱) (پرسش و پاسخ)

راهکارهای رسیدن به خوشبختی(۱) (پرسش و پاسخ)

از منظر آموزه‌های وحیانی راهکارهای رسیدن به خوشبختی کدام است؟

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS