دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

رفتار پادشاهان ایران (پرسش و پاسخ)

آیا پادشاهان ایران در دوران باستان، رفتاری مشابه فتح ایران از سوی مسلمانان نداشته‌اند؟
رفتار پادشاهان ایران (پرسش و پاسخ)
رفتار پادشاهان ایران (پرسش و پاسخ)

رفتار پادشاهان ایران (پرسش و پاسخ)

روزنامه کیهان

تاریخ انتشار: 18 فروردین ماه 1397

پرسش:

آیا پادشاهان ایران در دوران باستان، رفتاری مشابه فتح ایران از سوی مسلمانان نداشته‌اند؟

پاسخ:

کسانی که باستان‌گرایی و نژادپرستی آریایی را سرلوحه افکار و برنامه‌های خود قرار داده‌اند، برای کشورگشایی پادشاهان ایران و هجوم به کشورهای دیگر چه توجیهی دارند؟ بی‌شک پادشاهانی چون کوروش و داریوش با هجوم به کشورهای دیگر، کشورگشایی‌هایی را انجام داده‌اند. اما مگر مردمان کشورهای دیگر انسان نیستند؟ چرا وقتی سخن از کشورگشایی‌های کوروش و داریوش پیش می‌آید، غرور ملی و شکوه و عظمت و افتخار، تمام وجود ما را فرا می‌گیرد، اما وقتی گفته می‌شود: اندک مسلمانان با سلاح‌های ابتدایی، حکومت ایران را سرنگون کردند، به یاد شکوه و عظمت مسلمانان نمی‌افتیم و از آنها تجلیل نمی‌کنیم؟ به راستی چرا باید رفتار پادشاهان ما مایه افتخارمان باشد، اما وقتی همان رفتار از دیگران سر می‌زند، باید مایه نفرت باشد؟

حتی در مورد انوشیروان و عصر حکومت او نیز می‌توان نمونه‌هایی از ظلم را نشان داد. زمانی ‌که تعدادی جوان حبشی دست‌نشانده ساسانیان در یمن را کشتند، خبر به انوشیروان رسید. او در برابر جرم چند انسان، دستور نسل‌کشی حبشی‌ها را در یمن صادر کرد و این فرمان عملی شد. بنا به گواهی شاهنامه، مجازات نگاه کردن به زنان، در عصر انوشیروان، آویختن به دار و تیرباران و یا حتی انداختن در سیاهچال بود.

کسی کو کند در زن کس نگاه

چو خصمش بیاید به درگاه شاه

نبیند مگر چاه و دار بلند

که با دار تیرست و با چاه بند

(نرم‌افزار شاهنامه، براساس نسخه چاپ مسکو، ص 1101)

بنابراین قول کسانی که انوشیروان را عادل توصیف می‌کنند و یا حتی حدیثی از پیامبر اکرم(ص) را مستند این تعبیر دانسته‌اند، صحیح نمی‌باشد.

امام خمینی(ره) در این زمینه می‌گوید: انوشیروان به خلاف آن چیزهایی که به واسطه شعرا و به واسطه درباری‌های آن وقت و موبدان درباری آن وقت درست کردند، یکی از ظالم‌های ساسانیان است، و دنبال او یک حدیثی هم جعل شده است، و به حضرت رسول اکرم(ص) نسبت داده شده که من متولد شدم در عهد سلطان عادل انوشیروان! این (حدیث) اولاً سند ندارد و مرسل است، و ثانیاً کسانی که اهل تفتیش در امور هستند، این حدیث را تکذیب کردند و معلوم است که یک دروغی است که (به انوشیروان) بستند. (در واقع) به انوشیروان ظالم باید گفت، نه عادل. (صحیفه امام، ج 19، ص 433)

ر.ک به: راه راستی، سیدحسن فاطمی، ص 154 تا 157

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS